خانه > فارسی > دلبر صنمی شیرین

دلبر صنمی شیرین

“نظامی گنجوی”

دلبر صنمی شیرین، شیرین صنمی دلبر —— آذر به دلم بر زد، برزد به دلم آذر
بستد دل و دین از من، از من دل و دین بستد ——— کافر نکند چندین، چندین نکند کافر
دو رخ چو قمر دارد دارد چو قمر دو رخ ——— عنبر ز قمر رسته، رسته ز قمر عنبر
چوگان سر زلفش زلفش ز سر چوگان ———— چنبر همه در جوشن، جوشن همه در چنبر
هرگز به صفت چون او، چون او به صفت هرگز ———- آزر نکند نقشی، نقشی نکند آزر
چشمش ببرد دلها، دلها ببرد چشمش ———– باور نکند خلق آن، خلق آن نکند باور
حیران شده و عاجز، عاجز شده و حیران —— بتگر ز رخش چون بت، چون بت ز رخش بتگر
عاشق شده‌ام بر وی، بر وی شده‌ام عاشق ———— یکسر دل من او برد، برد او دل من یکسر
نالم ز رخش دایم، دایم ز رخش نالم ———– داور ندهم دادم، دادم ندهد داور
گریان من و او خندان، خندان من و او گریان ——- لاغر من و او فربه، فربه من و او لاغر
مسته صنما چندین، چندین صنما مسته ———- می خور به طرب با من، با من به طرب می خور
منت به سرم بر نه، بر نه به سرم منت ——— ساغر به کفم بر نه، بر نه به کفم ساغر
ازرق شده بین گردون، گردن شده ازرق بین ——– اخضر شده بین هامون، هامون شده بین اخضر
بستان به فلک ماند، ماند به فلک بستان ———— عبهر چو قمر بر وی، بر وی چو قمر عبهر
گلبن به سرش دارد دارد به سرش گلبن ———– بر سر زوشی معجر، معجر زوشی بر سر
سوسن به طرب برزد، برزد به طرب سوسن ——– زیور ز خط گل گل، گل گل ز خط زیور
ژاله همه شب بارد بارد همه شب ژاله ——— بی مر به جهان لولو، لولو به جهان بی مر
بلبل به فغان آمد آمد به فغان بلبل —— از بر شده بین ناله‌اش، ناله‌اش شده بین از بر
رفته به سفر یارم، یارم به سفر رفته ———— ایدر چه کنم تنها؟ تنها چه کنم ایدر؟

Categories: فارسی Tags:
  1. عرشیا
    ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ در ۲۱:۱۲ | #1

    عالی بود ببخشید این شعر مال کدوم کتاب نظامی است؟
    لطقا ایمیل کنید

  1. بدون بازتاب