خانه > فارسی > کارگران فصلی وبی

کارگران فصلی وبی

با نزدیک شدن انتخابات محلی شوراها ظاهرا صداهای جدیدی در جامعه مجازی بلوچ به گوش می رسد

زمانی که وبلاگ‌های بلوچی در تب و تاب بودند یکی از موضوعاتی که بسیار به بحث گذاشته می شد عملگرایی دوستان فعال بود. جامعه از افراد آگاه خود توقع داشت فقط به گفتن و نوشتن بسنده نکنند و وارد فاز عمل و اجرای ایده‌‌های خود شوند. حال این توقع چقدر درست بود و به جا بماند. یا اینکه در این تعامل چقدر جامعه راضی شد هنوز باید بررسی شود.

با نزدیک شدن انتخابات محلی شوراها ظاهرا صداهای جدیدی در جامعه مجازی بلوچ به گوش می رسد. این نوع نوشتار و بیان دغدغه از نوع فصلی و زودگذر است. خیلی کم هستند از این دسته افراد که بعد از پایان این دوره بار دیگر به نوشتن باز گردند. به نوعی می شود گفت که آنها اصلا این کاره یعنی مطلب نویس وبلاگ نبوده و نیستند. اگر چه در همان دوره حرف‌های دهن پرکن می زنند و سعی دارند از خود حضوری دایمی به نمایش بگزارند اما چون یا این کاره نیستند و یا ایده برای پرداختن ندارند خیلی زود دلسرد می شوند.

شگرد

«داداش ما هم بازی»

من به این افرد لقب کارگران فصلی وبی می دهد. آنها در یک مقطع زمانی برای رسیدن به اهدافشان وارد این کارزار می شوند که پس از رسیدن یا نرسیدن دست از این کار می کشند و به همان جایی که تعلق داشته‌اند باز می گردند. اعضای فعال،نیمه فعال یا شبه فعال جامعه مجازی کاملا مشخص هستند. معمولا افراد بر اساس نظرات و نوشته‌ها همدیگر را می شناسند. در همین بحبوحه ناگهانی جمعی ناشناس یا کمترشناخته شده وارد گود می شود. خود را پرشور و حرارت نشان می دهند. خود را دردمند و صاحب فکر و راه‌حل معرفی می کنند. سعی می کنند در زمینه‌‌های تخصصی یا عمومی اظهار نظر کنند. به قولی می خواهند بگویم که «داداش ما هم بازی». ببینید من چقدر حرفای قلمبه و سلمبه بلدم. اصلا من در کارم یه دانشمند هستم. باور نداری بارو کن!در این بین برخی هستند که به دنبال یارگیری و کسب بیعت از همه هستند.

صندوق و پایان

شتر دیدی ندیدی!

اون روز یادته من درباره‌ی فعلا موضوع شهر حرف می زدم؟ خوب حالا به من رای بده دیگه! یادته من گفتم شبا دندون‌ا تون را مسواک بزنین پس به من رای بده! یاده من چه فلسفه‌ای برات بافتم خوب به من رای بده دیگه!

بعد از معلوم شدن نتایج رای شتر دیدی ندیدی! چون آقای فعال از دسترسی مجازی خارج و محو می شود. من یه سوپر روشنفکرم بیام با چارتا بچه دم‌خور بشم؟! من یه ابر روزنامه‌نگارم حیفه وقتم رو با شماها هدر بدم. انشالا بعدا اگر کاری داشتیم مزاحم می شیم. فعلا شماها به خودتون مشغول باشین ما بریم به امورات برسیم. خلاص یاهو!

  1. ۲ بهمن ۱۳۹۱ در ۲۰:۴۳ | #1

    سلام مطالب جالبی اشاره کردی موفق باشی در ضمن آپم با مطالب جدید سر بزن و نظر بده ممنون موفق باشی[لبخند][گل][گل][بدرود]

  1. بدون بازتاب