بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘ایرانشهر’

لیست پیشنهادات در جلسه فرمانداری ایرانشهر در زمینه فناوری اطلاعات

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

۱. ایجاد ثبات در فضای کسب و کار

۲. اصلاح نظام اداری و خدمات رسانی با رویکرد چابک‌سازی و فناوری اطلاعات

۳. تسهیل جذب سرمایه‌گذار‌ی‌ها در حیطه فناوری‌

۴. آموزش‌های شهروند الکترونیک

۵. افزایش ضریب نفوذ اینترنت در شهرستان

۶. تشکیل کارگروه‌هایی جهت پیگیری اصلاح امور  اداری در شورای اداری شهرستان

۷. حمایت از تشکیل کسب‌وکارهای مرتبط در زمینه فناوری اطلاعات

۸. فعال‌تر شدن نهاد فرمانداری در به کارگیری فناوری‌های نوین

۹. ایجاد شرکت‌های دانش بنیان

۱۰. تدوین سند چشم انداز ۱۰ ساله در زمینه فناوری اطلاعات

امنیت در ایرانشهر

۱۰ دی ۱۳۹۲ ۱ دیدگاه

امنیت در شهر ایرانشهر دیگر به مسله ای حاد بدل شده است. در روز حداقل هفت یا هشت مورد سرقت مسلحانه یا زورگیری مسلحانه اخبارش میان مردم شایع می شود.

ما چند روز پیش در فیس بوک راه حلی شبه طنز برای امنیت ارایه کردیم. انجا پیشنهاد شده که استاندار اجازه حمل سلاح دهند تا حداقل مردم از جانشان حفاظت کنند. نظرات سایر دوستان در همان صفحه منعکس شده است. از جمله استاندار سیستان و بلوچستان راه حل خودشان را گفتند.

 

اگر مایل هستید به این بحث بپیوندید به آدرس زیر مراجعه کنید. اگر هم نقطه نظری دارید اینجا در همین سایت یا در همان پست در فیس بوک مطرح کنید.

Categories: فارسی Tags:

چند نکته درباره مدیریت شهری – به مناسبت شروع کار شوراها

۳ شهریور ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

مدتی پیش سلسله مقالاتی درباره‌ی مدیریت شهری و اصول آن با تکیه بر مدیریت شهرهای کوچکی مانند شهرهای این استان نوشتم. امروز قصد دارم درباره‌ی مدیریت شهری و چند نیاز اساسی شهرهای این استان با ذکر مثال کمی حرف بزنم. چون هفته آینده شروع به کار شوراهای دوره جدید است ذکر این نکات خالی از فایده نیست. البته به شرطی که گوش شنوایی آن طرف باشد.

  • زیاد متوقع نباشید

ابتدا باید بگویم که نباید زیاد از نهاد شورا متوقع باشیم. دلایل زیادی برای این حرفم دارم مهمترین آن ضعف قانونی در نهاد شورا است. با آن که به ظاهر باید برای مدیریت، زیبایی و بهداشت شهر این نهاد کارهایی انجام دهد ولی عملا بیشتر به عنوان نهادی مشاور در این زمینه‌ها است کمتر ناظر و مجری. اما با همین اختیارات هم می توان کارهایی بزرگی کرد، این بستگی به داریت و خلاقیت اعضا و شهردار آن مجموعه برمی گردد.

این مقطع زمانی که بودجه جاری سال قبل مصوب شده باید شهرداری و شورا مطابق برنامه‌های قبلی به کارشان حداقل تا پایان سال ادامه دهند. اگر هم تصمیم به تغییر و تحول در سیستم مدیریت شهری دارند باید آن را در بودجه نویسی سال آینده و حتی سال‌های بعد مد نظر داشته باشند.

  • پول حرف اول

دردی که گریبان گیر اکثر طرح‌های کشور در این یکی دو سال اخیر شده مسایل اقتصادی یا به عبارت دیگر پول است. شهرداری‌های به خصوص در شهرهای استان سیستان و بلوچستان نتوانسته‌اند یک سیستم درآمدزایی دایمی برای مدیریت شهری دست و پا کنند. حتی وضع در برخی از شهرها چنان وخیم بوده که شهرداری مجبور به فروش دارایی‌هایی خود برای تامین حقوق پرسنلی و کارگری شدند. مثلا در همین ایرانشهر خودمان تقریبا ۱۰ درصد منبع تامین بودجه حاصل از فروش مایملک شهرداری بوده است. شوراهای جدید باید در یک برنامه میان مدت طرح‌هایی آماده کنند که بتوانند برای شهر و شهرداری منابع جدید مالی خلق کنند.

  • سطل آشغال فراموش نشود

گاها بعداز ظهرها اگر فرصتی باشد همراه دوستان یا خانواده سعی می کنید در شهر چرخی بزنیم. گردش بدون خوردن و نوشیدن میسر نیست. خوب خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها دارای زباله‌هایی هستند که باید دور ریخته شوند. حالا داستان تازه شروع می شود. اگر شما سرتاسر شهری مانند ایرانشهر را بگردید به ندرتی  شاید در خیابان‌های مرکزی شهر یکی دو تا سطل زباله پیدا کنید. حال شما هی باید روی در و دیوار بنویس شهر ما خانه ما!!! یا مثلا در مدارس به بچه‌هاتان یاد دهید که در خیابان آشغال نریزید. بجز زاهدان و با تخفیف چابهار در سایر شهرها این استان سطل‌های جمع‌آوری زباله یکی از نایاب‌ترین چیزهایی است که در سطح این شهر شما می توانید پیدا کنید. من پیشنهادم به شورا‌ها و شهرداران جدید این که در اولین قدم در هر خیابان و محله‌ای این سطل‌های جمع‌آوری زباله‌ها را قرار دهند. این کار نه تخصص زیادی نیاز داره و نه نیازمند مطالعات آنچنانی هست. حداقل در اولین قدم ما زمینه‌های زیبایی سازی شهر خودمان را آماده کنیم.

  • مشارکت مردم

مردم ما خیلی خوب هستن ولی این خوبی و مشارکت اجتماعی آنها مقطعی هست. یعنی مثلا در زمان مشخص حاضرند مسئولیت اجتماعی خود را انجام دهد و بعد از آن را به عهده دولت یا سایر مسئولین می‌گذارند. در صورتی که باید مردم ما در جامعه حضور فعال و پرسش‌گری داشته باشند. البته در این بین باید به نقش واسط رسانه‌ها برای افزایش آگاهی عمومی نیز باید اشاره کرد. یک فکر اشتباهی که معمولا در ذهن مردم جامعه نفوذ کرده این هست که ما عده‌ای را برای کارهایی انتخاب کرده‌ایم و دیگر نیازی به حضور و نظارت ما نیست. در صورتی که برای داشتن یک جامعه پویا فعال بودن بدنه اجرایی و نهادهای مدنی یکی از ضرورت‌ها است.

  • تئوری یک درصد

زمانی با دوستی درباره موفقیت یا توانمندی شورای جدید شهر ایرانشهر گپ و گفتی داشتم. من برای او یک تئوری شخصی برای موفقیت آنها تعریف کردم. اسم تئوری را هم گذاشتم یک درصد. شرح فرضیه‌ی این تئوری این است که اگر هر کدام از منتخبین که هفته آینده به عضویت شورا در می آیند بتوانند یک درصد از کسانی را که به آنها رای داده‌اند به مدت یک درصد سال در زمینه مدیریت شهری مشارکت دهند آنها موفق خواهند شد. در توضیح این فرضیه باید بگویم که ما مردم خیلی کم سعی داریم در امور دخالت کنیم. حال این دخالت حتی در سطح عیب‌گیری یا حتی در سطح بالاتر مشارکت عملی و علمی برای بهبود شهر می تواند باشد. اما متاسفانه مردم خود درگیر مسایل فردی هستند و کمتر تمایل دارند وارد مسایل جامعه شوند.

 

  • شهردار

نکته آخر درباره انتخاب شهردار است. در شهرهای مختلف وقتی وارد جزییات مباحث انتخاب شهردار می شویم برآیند حرفها حول محور افراد است. مثلا در شهر فلان آقای یک و دو و سه مطرح هستند. اما چیزی که در این بین کمتر کسی درباره آن حرفی می زند برنامه‌ و طرح چه برای شهر چه برای انتخاب شهردار است. به عبارت دیگر معیار انتخاب شهردار تا به حال فرد بود تا برنامه. پیشنهاد من به منتخبین کنونی شوراهای استان این است که دو کار مهم برای انتخاب به ترتیب انجام دهند: اولا دوستان باید با هم دیگر بنشینند و برآیند خواسته‌ها و مشکلات شهر را استخراج کنند و به توافق نسبی برسند. دوما باید به دنبال فردی باشند که بتواند براساس برنامه این خواسته‌های و مشکلات را مرتفع کند. متاسفانه ادوار قبلی شوراها این دو کار را برعکس انجام می دادند. یعنی اول فردی را می یافتند بعد سراغ مشکلات و خواسته می رفتند تا او آنها را حل کند. این حرکت باعث دوگانگی در مدیریت شهری و تضادهای گوناگون میان شهرداری و شورا خواهد شد.

گزارشی از هم اندیشی اصحاب رسانه استان در ایرانشهر

۲۹ مرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

به نقل از مرزارتباط – یاسر کرد

روز خبر نگار هر سال بهانه ای است تا از اصحاب رسانه  که  از طلایه داران عرصه روشنگری و آگاهی هستند تجلیل شود . بنا بر سنت معمول  این مراسمها دولتی هستند و خبرنگاران گوش به زنگ دعوت از این دستگاهها هستند تا روزشان را گرامی بدارند. امسال برگزاری این مراسم با حرف و جدیثهای زیادی همراه بود ، استاندار ۶ روز بعد از روز خبرنگار ، این روز را تبریک گفت !  اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی  نیز در ضیافتی افطاری که با دلخوری و عدم شرکت بسیاری از خبرنگاران  و روزنامه نگاران  روبرو شد  مراسم روز خبرنگار را برگزار کرد . که این مراسم در ایرانشهر نیز قرار بود  روز ۲۶ مرداد برگزار گردد که بدلیل  در گذشت شادروان فقید واحد عبدالهی بدلیل سانحه تصادف نیز برگزار نشد.

اما جمعی از فعالین فرهنگی استان که عمدتا” در ایرانشهر ساکن هستند و اکثریت آنها نیز از اصحاب رسانه هستند ،  تصمیم گرفتند که سنت شکنی کنند ؛  بدین مفهوم که بر خلاف روال معمول  اینگونه مراسمها  که معمولا”  دولتی هستند تصمیم گرفتند مستقلا” در قالبی متفاوت تمام اصحاب رسانه استان را گرد هم بیاورند تا هم  با هم گپ و گفتی داشته باشند  و هم با محوریت  موضوعاتی مانند : عقلانیت ، همگرایی ، توسعه استان و دولت یازدهم به هم اندیشی بپردازند و  از همه مهمتر از  مقام شامخ اصحاب رسانه و فعالین رسانه  تجلیل کنند .

اهدافی که در این هم اندیشی دنبال می شد

اول : دوستان برگزار کننده و میزبان  بدنبال این بودند که اصحاب رسانه که در انعکاس واقعی  اخبار و وقایع  اشتراک دارند اما با توجه به اینکه در  تفکرات و سنت های فکری  متفاوت قرار دارند دارای تحلیل های متفاوتی هستند ،  به درک درستی از هم و تفکرات هم برسند که این مهم  با ارتباط چهره به چهره  بیشتر محقق می شود .

دوم : استان ما با توجه به تنوع مذهبی ، قومی ، فرهنگی و اقلیمی که دارد و قدرتمندی این عوامل در زندگی اجتماعی برای رسیدن به توسعه نیاز به همگرایی دارد که این همگرایی با تعقل ، خرد ورزی و قبول این اصل مهم که دیگران هم حق حیات دارند محقق می شود  بنابراین  از آنجاییکه اصحاب رسانه چشم و چراغ جامعه هستند با این  جلسه خواستیم  که اصحاب رسانه با هم اندیشی  در مورد خرد ورزی و همگرایی برای  توسعه نیافتگی استان دیدگاهایشان را به اشتراک بگذارند .

سوم : دولت آقای  دکتر روحانی  با شعار تدبیر و امید روی کار آمده است و بزودی کارش را آغاز می کند با توجه به مشارکت بالای استان و رای اولی که استان به  حساب این دولت واریز کرده است ، خواستیم که میهمانان عزیز دیدگاهایشان را برای رفع عقب افتادگی های استان و انتظارات از دولت آقای روحانی  به اشتراک بگذارند

چهارم :  اصحاب رسانه چه خبرنگار ، چه عکاس خبری ، چه وب نویس  و وب نگار و چه یاداشت نویس و…اعضای  یک خانواده  اند و مطالبات صنفی متعددی دارند  ، بسیاری از فعالین رسانه  بیمه تامین اجتماعی ندارند ، از درآمدهای ناکافی رنج می برند  ، مورد بی مهری و بی عنایتی مسولان قرار می گیرند و…..خواستیم که جدا از تفکرات سیاسی  و دیدگاههای مختلفی که وجود دارد ،  خانواده رسانه   برای تحقق برخی اهداف صنفی اش   محکمتر و صمیمی تر باشید  و برای تحقق مطالباتمان مشترکا” بکوشند.

برنامه های  کاری گردهمایی اصحاب رسانه

 برای این روز دو برنامه پیش بینی شده بود : برای نوبت صبح  کارگاه آموزشی  با عناوین :  روز نامه نگار شهروندی  که آقای امان الله تمنده رو از روزنامه نگاران با سابقه استان زحمت اجرای آنرا کشید و  کلاس دیگر وبلاگ نویسی : اصول فنی و شیوه های کار که آقای مصطفی دانشور از وب نویسان با سابقه استان آنرا برگزار کرد. که خوشبختانه با استقبال مواجه شد. نکته مهم در این است که یکی  از نیازمندیهای مهم  روز نامه نگاران استان کمی سواد آکادمیک روزنامه نگاری است و نیاز به اینگونه کارگاههای آموزشی در  استان  و مخصوصا” در شهرستانها  بسیار احساس می شود . که برگزار کنندکان این هم اندیشی  با برگزاری این کارگاه سعی کردند به این نیاز پاسخ دهند.

به نظر می رسد روز خبر نگار به تنهایی نمی تواند معرف  فعالین رسانه باشد چرا که در  رسانه گروههای زیادی  نظیر : مدیران رسانه ، خبرنگاران ، عکاسان خبری ، مفسران و یاداشت نویسها ،  وب نویسها ی مستقل ، گرافیست های ، تایپیست ها و…. در رسانه های مختلف دیداری و شنیداری تا رسانه های مدرن و  حتی روزنامه فروشان شاغل در کیوسکها  فعال هستند  . بنابراین برگزار کنندگان با چنین رویکردی تقریبا” از اکثریت فعالین اصحاب رسانه  استان  با گرایشهای مختلف دعوت کردند که در جلسه عصر این گردهمایی  شرکت کنند. که متاسفانه بدلیل شروع دور دوم سفرهای تابستانی و برنامه ریزی های خاص آخر هفته دوستان برجسته زیادی نتوانستند حاضر شوند اما با این حال جمع حاضر نیز جمع مهم و قابل اعتنایی بود.

برخی از اعضای حاضر در جلسه

عبدالسلام بزرگزاده : بازنشسته صدا و سیما ، ۶ سال مدیرکل صنایع دستی استان و روزنامه نگار – محمد اکبر ریسی ( رازگو بلوچ) نویسنده  رمان دادشاه و مدیر وبلاگ رازگو بلوچ –  امان الله  تمنده رو دانشجوی دکتری جامعه شناسی و از روزنامه نگاران باسابقه استان – محمد صدیق دهواری  رییس اداره میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری و روزنامه نگار – دکتر عظیم شه بخش استاد دانشگاه – عبدالوهاب ایران‍ نژاد فعال فرهنگی و روزنامه نگار –  محمد عمر ابراهیمی عضو شورای شهر – مهندس عبدالقادر پربار شهردار سابق ایرانشهر و فعال سیاسی –  رستم کریمی  خبرنگار و مدیر سایت نیکشهر – عبدالناصر امیریان فعال فرهنگی و عضور شورای منتخب شورای شهر ایرانشهر –  محمد رضا صمیمی ریس خانه کشاورز استان –   دادکریم باشنده فعال سیاسی – اشکان اروند خبرنگار و مدیر سایت کلات نیوز-  حمید بارکزهی رییس شورای شهر و روزنامه نگار – یاسر کرد  –  سارا خوشخوی فعال سیاسی و روزنامه نگار – مصطفی دانشور فعال فرهنگی و مدیر ویسایت مصطفی دانشور –   ابوبکر نرماشیری  فعال فرهنگی هنری و مدیر وبلاک نوهان – محمد رضا دوستکام خبرنگار و مدیر سایت مکران پرس – انور امیری فعال جامعه کارگری –  خالد آهوپا فعال فرهنگی و مدیر وبلاگ جامعه شناسی س و ب – فرید طحان زاده  خبرنگار و فعال دانشجویی  – محمد دین دشتی فعال فرهنگی و تلویزیونی  – غباس میرلاشاری –  نظیر برهانزهی از اهالی تئاتر و مدیر وبلاگ بردیا بلوچ – نصیر برهانزهی فعال در عزصه تئاتر و مدیر باران بلوچ – واحد بخش لشکر زهی – محمد امین و محمد عظیم  زرین  مدیر ندای ایرانشهر – سعید ریگی – اویس دهواری ( مستند سفال کلپورکان – هنر دست زنان بلوچ را به جشنواره فیلم رشد برده است ) و…

                        در جلسه هم اندیشی  چه گفته شد ؟

یاسر کرد (دیبر اجرایی هم اندیشی )

در ابتدای سخنانش شعری از هاشم گودرزی  با عنوان ای قلم قرائت کرد و سپس ضمن خوشامد گویی به میمانان و جمع حاضر در گزارشی که بخشهای زیادی از آن در یاداشت  پیش رو آمده است  به برگزار کنندکان و  اهداف  این هم اندیشی  اشاره داشت .

ابوبکر نرماشیری (مجری جلسه هم اندیشی )

ا

ابوبکر  نرماشیری  هنرمند و وب نگار ضمن مدیریت جلسه در لابلای سخنان دوستان به برخی از نکات از جمله همگرایی ، عقلانیت و توسعه استان که هم اندیشی بر مبنای آن قوام یافته بود اشاراتی داشت.

محمد صدیق دهواری :

درگذشت زنده یاد واحد عبدالهی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی را تسلیت گفت و در مورد پیوندهای تاریخی مناطق بلوچستان از جمله ایرانشهر و سراوان سخنانی را ایراد و بر استفاده از ظرفیتهای رسانه ملی از جمله شبکه هامون بر معرفی ظرفیتهای فرهنگی تاکید کرد . رئیس فعال میراث فرهنگی و صنایع و گردشگری سراوان همچنین از تجربه اش در مورد همکاری با شبکه دوم صدا و سیما و تامین هزینه های یک هفته ای آن در سراوان برای شناخت ظرفیتهای سراوان سخن گفت.

امان الله تمنده رو :

امان الله تمنده تمنده رو در ابتدای سخنانش از افول فرهنگ روزنامه خوانی در سطح کشور و همچنین استان گلایه کرد و  در بیان علت افول فرهنگ روزنامه خوانی با اشاره به جمله ای معروف از جواهر لعل نهرو  : « قومی که روزنامه نخواند و از احوال دنیا باخبر نشود به غلامی کشیده می شود»دو عامل وضعیت اقتصادی مردم و رواج رسانه های مدرن را در کاهش روزنامه خوانی موثر دانست.

امان الله تمنده رو که دارای کارشی ارشد در زمینه علوم ارتباطات است و هم اینک دانشجوی دکترای جامعه شناسی در دانشگاه اسلامی علیگر هند است با انتقاد  از فاصله افتادن بین اهالی فرهنگ و رسانه و دولت در سالهای قبل ابراز امیدواری کرد که دولت تدبیر و امید و وزیر فرهنگش با تساهل و تسامح ، دید حمایتی بجای نظارتی و آزادی های بیشتر بین اهالی فرهنگ و رسانه و دولت آشتی بوجود بیاورد.

مدیر وبلاگ بلوچ ارتباط با ابراز گلایه از صدور مجوزها برای نشریات در سطح استان بیان داشت : « بنده از ۹ سال قبل در صف گرفتن نشریه هستم و انتظار این است که در دولت جدید با بازنگری مجدد در صدور  نشریات ،   تعادل رسانه ای در سطح استان ایجاد شود ».

برنده برترین وبلاگ کشور در سالهای نه چندان دور در پایان سخنانش با اشاره به « قانون دسترسی همگانی به اطلاعات » بر  همکاری همه دستگاههای دولتی با محققین و خبرنگاران تاکید کرد.

عبدالقادر پربار :

عبدالقادر پربار شهردار سابق ایرانشهر نیز در سخنانی کوتاه ضمن تقدیر و تشکر از از اصحاب رسانه و قلم و برگزار کنندگان این هم اندیشی ،  فعالین رسانه و قلم را مهمترین قشر در جهت رسیدن به توسعه توصیف کرد.

دادکریم باشنده :

دادکریم باشنده از فعالین سیاسی قبل و بعد از انقلاب با یادآوری خاطرات سالهای دور همکاری اش با رسانه ای بلوچی ترجیح داد که به زبان بلوچی سخن بگوید . وی با بیان اینکه نیازهای پیدا و پنهان جامعه فقط در مطبوعات ظهور و بروز پیدا می کند ؛ نبود مطبوعات را به معنای نبود تمام ایده های جدید دانست . وی همچنین با تاکید ظهور   اراده جمعی خواسته های یک جامعه در مطبوعات بر کارکرد آگاهی بخشی مطبوعات تاکید کرد .

   اشکان اروند :

اشکان اروند مدیر سایت  تحلیلی – تبلیغاتی کلات نیوز  در ایتدای سخنانش با انتقاد از اینکه هیچ مسئولی در این جلسه حاضر نیست گفت :« فکر کنم ما حرفهایمان را شنیدیم  و باید مسئولی می بود تا حرفهایمان را می شنید» . مدیر سایت کلات نیوز با  انتقاد  از دوگانه عمل کردن مسئولین اشاراتی به تمایز کار خبری و تبلیغاتی اش داشت.

عبدالوهاب ایرانژاد :

عبدالوهاب ایرانژاد از فعالین فرهنگی استان در ابتدای سخنانش با تاکید بر اهمیت رسانه در جامعه به  انتقاد از محرومیت اکثریت استان از داشتنن نشریه  اشاره داشت و این مساله را به منزله انکار هویت یک قوم دانست و بیان کرد : « حتی در زمان اصلاحات و بهار مطبوعات فقط به دو نشریه  مجوز داده شد و بسیاری از پرونده های افراد صاحب نام در این زمینه  به تهران نرسید در صورتیکه بسیاری دیگر مجوز گرفتند و از  قبل مجوزها کسب و کار راه انداختند   » . وی با اشاره به کارکرد مهم مطبوعات یعنی  « نقد »  در جامعه  با اشاره به جمله ای مشهور از اریک رولو  روزنامه نگار شهیر فرانسوی  «   روزنامه نگار  از قطارهایی که به مقصد رسیده اند نمی نویسد بلکه از قطاری که دچار حادثه شده و به مقصد نرسیده می نویسد »  نقد سازنده و بنیادی را  برای جامعه راهگشا دانسته و نقد سلیقه ای ، سطحی و محافظه کارانه را آفت روزنامه نگاری دانست.

عبدالوهاب ایرانژاد در پایان سخنانش  با خطاب قرار دادن محمد اکبر ریسی که اخیرا” نقد بین نسلی را مطرح کرده ، با تائید انقطاع نسلی در جامعه ،  تقویت همکاری جمعی و بین نسلی برای رسیدن به اهداف جامعه مهم ارزیابی کرد.

عبداسلام بزرگزاده :

عبدالسلام  بزرگزاده در سخنانی که متن مکتوب آن در اختیار نگارنده قرار است با موضوع : « نقش تولید محتوا در رسانه های سیستان و بلوچستان »  با اشاره به  گسترش رسانه ها  و شبکه های ارتباطی نوین  و توسعه اینترنت و بهره گیری جوانان بلوچ از  رسانه های جدید  بیان داشت :  با تولد رسانه های اینترنتی دسترسی مخاطب به اطلاعات سریعتر و وسیع تر شده اما آنچه مهم به نظر می رسد جای خالی تولید محتوای علمی و مناسب در رسانه های استان است  که این امر توسط نیروی انسانی متخصص و و آشنا به تکنیک رسانه های نوین و اصول حرفه ای همراه با شناخت کافی از باورها ، فرهنگ و ذائقه مخاطبین  میسر است .

مدیرکل سابق صنایع دستی استان با تقدیر از شکسته شدن انحصار و استبداد رسانه های غیر مردمی که با ایجاد دهها وبلاگ و سایت تحلیلی خبری و حتی فرهنگی و هنری به برخی از نقائص در این حوزه اشاره داشت عنوان کرد: این فعالان هنوزنتوانسته اند آنگونه که شایسته است به تولید محتوا بپردازند و فرهنگ غنی ، تاریخ کهن ، تمدن باستانی ، زبان و ادبیات قومی ، آداب و رسوم مدنی ، مناطق زیبای طبیعی و دهها سوژه بکر ئ مئضوعات مهم استان را را بصورت علمی و تخصصی  معرفی نمایند و تنها بسنده کرده اند به تکثیر و انتشار سریع اندک مطالب و چند عکس که بطور روزانه یا هفتگی توسط عده ای اندک تولید می شود.

بزرگزاده در پایان سخنانش  با انتقاد از سایت زاهدان پرس و برخی از افراد که هویت خود را استتار نموده  و به نظرات مغرضانه همراه با توهین و تخریب افراط گرایی را ترویج داده اند و در خیال باطل خود کماکان می خواهند به  استبداد رسانه ای خود ادامه دهند  تصریح  کرد  : در شرایطی که  فرهنگ غنی بلوچستان و باورهای ملی و مذهبی آن در آرشیو تعصبات تنگ نظرانه زندانی شده و اجازه پخش  از صدا و سیما و نشر در سایت ها و روزنامه ها را ندهند مسئولیت جوانان بلوچ دو چندان است تا با عقلانیت و اعتدال علاوه بر تولید محتوایی مناسب و علمی و با  پرهیز از افراط و تفریط به گونه ای عمل کنند که تا بهانه بدست انحصار طلبان و زورگویان ندهند .

رستم کریمی :

رستم کریمی مدیر سایت پر مخاطب نیکشهر در ابتدای سخنانش با گلایه از برخی گفته ها در همایش اصلاح و اعتدال و بر لزوم توجه به رسانه های پر مخاطب محلی تاکید کرد.

محمد عمر ابراهیمی :

 

 محمد عنمر ابراهیمی عضو دو دوره شورای اسلامی شهر در ابتدای سخنانش ضمن تسلیت درگذشت آقای واحد عبدالهی  از برگزار کنندگان این گردهمایی گلایه کرد و بیان داشت   : بعد از جبهه و جنگ هیچ کاری خطرناک تر از خبرنگاری نیست و در عین حال مظلوم تر از آنها هم نیست.

نصیر برهانزهی :

نصیر برهانزهی نویسنده ، کارگردان و بازیگر تئاتر  و برادر کوچکتر نظیر  در صحبتی بسیار کوتاه وظیفه  ژورنالیست را ایستادن در صف ندانست بلکه برهم زدن صف دانست .

 صحبتهای اکبر ریسی  با بیان خودش :

نوبت به من که داده شد از جو رسمی جلسه تخطی کرده و گفتم یک دقیقه اضافه بر هفت دقیقه مقرر می خواهم برای خوش و بش با عزیزانی که بعد از مدت ها دیده ام. آقای ابوبکر نرماشیری که علیرغم ظاهرش چون ناظمی سختگیر وقت دوستان را سر ثانیه کنترل می کرد و تذکر می داد ولی طی یک پارتی بازی قانونی به بنده گفتند چند تن از دوستان وقت شان را داوطلبانه به شما داده اند تا صحبت های تان را کامل بیان کنید. این گونه بود که طعم رانت سیاسی را چشیدم  و شدم رانت خوار کوچک (سیروس گرجستانی). البته به نظرم چندان هم مصدع نشدم.

گفتم با پیشکسوتانی که نقد کرده ایم شخصا هیچ مشکلی نداریم و حاضریم پای شان را هم ببوسیم. به کارنامه شان هم کاری نداریم و حتی از شان تقدیر می کینم. اما متاسفانه نگرش های شان چیزی است که ما حق داریم به چالش بطلبیم. چون نگاهی سنتی حتی در درسخوانده ترین های شان می بینیم. نگاه از بالا به پائین. نگاه من محوری، که بازدارنده و مانع تعامل شان با این جوانترها و طبق مفاهیم امروزی است. احترام به کسوت یک چیز است و پذیرش یک اندیشه و نگرش چیزی دیگر. مسئله ما سر دومی است.

ارزش را به تحول خواهی باید داد و سن و سال بخودی خود ارزش محسوب نمی شود. چرا که چندین هزاره گذشت و بشر فقط توانست از غارنشینی به کشاورزی برسد، چندین هزاره زمان برد که از کشف آتش به مفرغ، و یا از آهن به انقلاب صنعتی برسد. ولی در این دویست ساله که نگرش ها پویا و متحول شد چه؟ هم ظواهر و هم نگرش ها چه شتابان تغییر می کنند. مقصودم مکاتب  فلسفی، ادبی،  و روانشناختی، جامعه شناختی  و مدیریتی بود که هر دو سه دهه  یکی شان جایگزین یا مکمل آن دیگری می شود. پس جایی برای درجا زدن و اکرام نگرش های کهنه نیست.  حتی در عرصه جکومت هم همینطور: دوران کهن اشکانیان و ساسانیان و امویان و عباسیان و امپراطوری های یونان و رم هر کدام چند صده به طول می انجامیده اند بدون کوچکترین خلل. ولی حالا یک جوان فیسبوکی مصری یا معترض تونسی انقلاب می کند و دیکتاتوری های چهل پنجاه ساله را یک شبه براندازی می کند. هر چند که باز همین پیران کهنه پرست همه چیز را به فاجعه بدل می کنند نمونه اش ژنرال های ارتش و مرشدهای اخوانی است که حاضرند کشور به آتش کشیده شود ولی جز سلطه شان به چیزی نیندیشند .

سپس اشارتی به نقد از درون کردم که در پی چیست و اندکی تاختیم به نمونه هایی از تفکر سطحی که در نگاه اعتقادی و فرهنگی حتی درسخوانده های دانشگاهی ما وجود دارد و بازدارنده است. این که فی المثل از مفهوم تدبر در ایات همین را فهمیده اند که در رگه های پوست خربزه خطوطی شبیه نام الله بیابند و آن را چون معجزه ای فریاد کنند. و یا نظام قبیله ای که در ظواهر مدرن و دموکراتیکی چون مجلس و شورا هم خود را بازتولید کرده و نتیجه اش مثلا نماینده مجلس چابهار و عضور مشهور شورای شهر سراوان است؛ چابهاری که پنج شش دانشگاهش ارشد می دهند و سراوانی که می گفتند مرکز دانش است.

خالد آهوپا :

آخرین فرد صحبت کننده این مراسم خالد  آهوپا از هنرمندان و فعالین فرهنگی بود که متن صحبتهایش را بصورت مکتوب در اختیار نگارنده قرار داد :

امروزه عمده ترین نقشی که وسایل ارتباط جمعی بر عهده دارند عبارت است از : فرهنگ سازی ، آموزش ، اطلاع رسانی و ایجاد مشارکت اجتماعی
بدون تردید وسایل ارتباط جمعی نقش موثر و چشمگیری در خصوص زندگی افراد انسانی داشته است و در عین حال می تواند به شکل وسیله ای قوی برای ایجاد وفاق و همبستگی اجتماعی عمل نماید . گرچه تاثیرگذاری های این وسیله همانند خنجر دوسویه می باشد و در کنار افزایش سطح مشارکت ها و تقویت همبستگی پیوندهای اجتماعی می تواند تاثیرات منفی همچمون تضعیف پیوندهای سنتی و بهره برداری نامناسب تبلیغاتی و ایجاد نفاق و اختلال در وحدت ملی داشته باشد . اما باید پذیرفت که تاثیر گذاری های این وسیله بستگی به حدود و شرایط دارد و با توجه به تاثیرات مثبت می تواند وحدت ، انسجام و علائق و منافع مشترک میان افراد و گروهها را افزایش داده و زمینه وحدت بیشتر را فراهم نماید که این امر بستگی به هوشمندی و برنامه ریزی و کوشش ها و تلاش های طولانی و دلسوزانه دارد .
اگر بخواهیم برایند نهایی داشته باشیم باید پذیرفت که وسایل ارتباط جمعی ابزاری اجتماعی _ فرهنگی به معنای عالی آن است و از این جهت اثرات چشمگیری دارد و باید گفت که از دو جنبه حائز اهمیت است :
۱ – می تواند به شکل ابزاری قدرتمند برای یکپارچه ساختن عمل کند و میان بخش های مختلف جوامعی که به لحاظ مذهبی ، قومی ، زبانی و گرایش های ملی و منطقه ای گروه بندی شده اند و درهم تنیدگی لازم را ندارند انسجام و وحدت ایجاد نماید .
۲ – می تواند تصورات قالبی و از پیش ساخته را بزداید و شکاف های اجتماعی را کاهش دهد و منافع و علایق مشترک میان گروهها را بشناسد و زمینه اشتراک مساعی مردم را فراهم آورد و سهم بسزایی در شکل دادن وحدت گروه ها و اقوام و همبستگی و وفاق موثر بین آنان داشته باشد

      تقدیر و تشکر ویژه
برگزار کنندگان این هم اندیشی :

از آقای منصور روحی از فعالین  سیاس مقیم چابهار بخاطر حمایتهای همیشگی اش تقدیر می کنیم
از آقای دکتر زرین داندانپزشک روزنامه نگار که فرزندش محمد امین زرین سایت  ندای ایرانشهر را اداره می کند بخاطر حمایتش از این هم اندیشی تشکر می شود.
و همچنین قدردان  آقایان محمد دین دشتی ،   مهندس بهرام باشنده و عبدالرشید درخانی نیز هستم .

ضعف مفرط در مدیریت بحران در ایرانشهر

۱۲ مرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

افتادن دکل فشار قوی برق در ایرانشهر بر اثر  طوفان چند نکته درباره مسایل شهری و زیرساخت را پررنگ کرد.

  • شهر دارای زیرساخت بسیار ضعیف است. طوفان و گرد و خاک از مسایل جاری روزانه فصل تابستان در این استان است. وقتی که شدت این طوفان زیادتر می شود متاسفانه کلیه سیستم شهری فلج می شود. برق، سیستم آب‌رسانی، وسایل ارتباطات خیلی زود از مرحله استفاده خارج می شود. این نشان می‌دهد در این چند سال اخیر هیچ‌گونه تدبیری برای مقابله برای کاهش اثرات این حوادث اندیشه نشده است. نبود زیرساخت‌های مناسب یکی از موانع توسعه تجارت و خدمات رسانی شهری در شهرهای استان است.
  • ناکارآمدی مسئولین ذی‌ربط: حداقل مسایل شهری ایرانشهر را که به شخصا  تقریبا حدود شش سال است در رسانه وب مطرح کرده‌ام همان مشکلاتی که سال‌های اول وجود داشته هنوز پابرجا هستند. مسایل آب، برق و ارتباطات را بارها در جلسات و نوشته‌های شخصی انعکاس داده‌ایم ولی بسیاری مسئولین نالایق شهری به جای پذیرش این نظرات و اندیشدن برای رفع عیوب سعی در ماست‌مالی مشکلات و نپذیرفتن آنان داشته‌اند. ایرانشهر هنوز پس از سالیان سال وقتی یک باد ساده شروع به وزیدن می کند زیرساخت‌های آن شروع به لرزیدن و تخریب می کند. این نشانگر این امر است که مسئولین شهری هیچ برنامه ای برای مقابله با چنین رویدادهای نداشته و ندارند.
  • نبود فرهنگ عذرخواهی و اطلاع‌رسانی دقیق: متاسفانه مسئولین شهری تصمیمات بدون مطالعه و کارشناسی آنان برای مردم مصایب زیادی ایجاد کرده‌است اما آنان هیچگاه از این اشتباهات خود از مردم که ولی نعمت همه هستند عذر نخواستند. مثال آخرش همین نصب دکل‌های فشار قوی در خیابان‌های شهر بدون هیچ اصول مهندس و استحکام است. دکل‌ها در همان چند روز اول نصب بر روی دیوار سقوط کردند بعدا که اعتراضی صورت گرفت آنها را با سیم به درخت بسته شد؟! سوال اول این است که چرا در شهر؟ دوم چرا بدون هیچ اصل محکم‌سازی نصب شدند؟ یا نمونه دیگر همین تلفن اطلاع‌رسانی اتفاقات برق است. به محض آنکه برق قطع گردید فرد اپراتور از جوابگویی طفره می رود در صورتی که اساسی‌ترین فاکتور در زمان حوادث غیرمترقبه اطلاع‌رسانی دقیق به شهروندان است. حال فرماندار محترم می فرمایند ما تا ساعت فلان سرکار بودیم. در صورتی که ایشان همان روز اول این حادثه مثلا برای دکل‌های افتاده بود می توانستند دستور حذف آنها را از فضای شهری بدهند و در مرحله بعدی از مردم شهر پوزش بخواهند. حتی سایر مسئولین دیگر که در انجام وظیفه خود سهل‌انگاری می کنند چرا نباید از مردم عذر بخواهند؟ آیا تا به حال شنیده‌ایم فلان مسئول شهر به خاطر اشتباه یا کم‌کاری از مردم عذر بخواهد؟

چند پیشنهاد و راهکار

  • برنامه ریزی برای تقویت و بهبود زیرساخت‌های شهری از جمله آب، برق، ارتباطات
  • توصیه به احترام و اکرام حقوق مردم در دستگاه‌های اجرایی
  • تقویت برنامه‌های مدیریت بحران بخصوص بخش اطلاع‌رسانی
  • پذیرش مسئولیت اشتباهات از سوی برخی مسئولین
  • مسئولینی که سالیان سال در پست‌های مدیریتی بدون عملکرد قابل دفاع مانده‌اند با واگذار عرصه زمینه خدمت‌رسانی را برای کسان دیگر فراهم نمایند.

در انتخابات ایرانشهر چه گذشت؟

۲۶ خرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

مقدمه

دفتر انتخابات شوراهای شهر و روستا به همراه ریاست جمهوری در این دوره تقریبا به انتها رسیده است. حرف و حدیث درباره این دو انتخابات بسیار فراوان است که نیازمند مطالعه‌ای جامعه‌شناسانه برای شناخت رفتارهای اجتماعی مردم این استان است. در مقاله‌ای در بحبوحه‌ی انتخابات درباره فضای انتخابات دغدغه‌هایی را مطرح کردم. در این نوشته سعی دارم تحلیلی مختصر از رویدادهای انتخابات در ایرانشهر به عنوان نمونه ارائه دهم.

شهرستان ایرانشهر به لحاظ قرار گرفتن در مرکز استان سیستان و بلوچستان نقطه‌ی اتصال مناطق بلوچستان است. مرکزیت ایرانشهر باعث شده است که این شهر فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی  و فرهنگی مختلفی را شاهد باشد. بنابراین بودن در راس یکی از نهادهای تصمیم سازی برای مدیریت خدمات شهری دارای مزایای فراوانی است. از سوی دیگر به خاطر عملکرد نامناسب چند سال شورای سوم شهر و شهرداری ایرانشهر اکثریت مردم به عینه شاهد مدیریت سوء آنها در نحوه خدمات رسانی شهری بودند. بسیاری از تحصیل‌کردگان و جوانان برای آنکه شهر را از این وضع اسف‌بار به ظن خود نجات دهند وارد کارزار انتخابات شورای شهر شدند. نتیجه این حرکت ثبت نام بیش از صدنفر به عنوان کاندیدا بود. ماحصل این ثبت نام تقریبا لیست ۸۰ نفری بود که واجد شرایط برای ورود به صحنه انتخابات بودند. هر چند روزهای آخر برخی از کاندیداتوری انصراف دادن اما در روز انتخاب مردم باید از لیست ۵۵ نفری نه نفر اصلح را باید برای شورا شهر انتخاب می‌کردند.

در بین افراد اعلام شده ظاهرا اشخاص شناخته شده‌ی کمتری یافت می شد. برخی از آنها که دارای سوابق بیشتر فعالیت اجتماعی-سیاسی بودند سعی کردن با یارگیری قومی یا طایفه‌ای محوریت یک ائتلاف را داشته باشند. به دلیل ناشناخته بودن نیروهای موجود چه در میان شهر و حتی در قوم و طایفه مورد نظر معادلات اجتماعی کمتر به سمت و سوی یک جریان خاص سوق پیدا می کرد. پس از رفت و آمد‌های سیاسی تقریبا جریانات شکل گرفته با وزن‌های همسان کلونی‌ها اجتماعی-سیاسی با مقبولیت یکسان برای عده‌ای خاص تشکیل شد. این عدم تعامل بین نیروها باعث شد جریان سیاسی شهر کامل وارد فاز رکود شود. در این بین افرادی بودن که با سرک کشیدن به این جمع و آن جمع سعی می کردند برای خود جمع مقبول بهتری دست و پا کنند. این امر باعث شد که بارها و بارها اجتماع‌ها و ائتلاف‌های شکل گرفته و از بین بروند. در این بین با رد و تایید صلاحیت برخی افراد جریانات جدیدی در شهر شکل می گرفت. نیروها  با از دست دادن نیروهای خود سعی می کردند افراد جدید جایگزین کنند. برخی با آمدنشان حساسیت برخی جمع‌های شکل گرفته را برانگیختند. این انگیزه‌ای جدید برای سرعت بخشیدن به تشکیل گروه‌های ائتلافی می داد.

محوریت برخی ائتلاف ها
در شهر حول چند محور فردی یا جمعی سعی شد ائتلافاتی شکل گیرد. نمونه اول با رویکرد و عضویت قوم ارباب بود. آنها سعی کردن با گرد هم آوردن برخی اقوام پرجمعیت شهر ائتلافی با وزن جمعیتی زیاد شکل دهند. برنامه‌ریزی این مجموعه از مدت‌های پیش در حال انجام بود. بارها به دلیل گوناگون ار جمله عدم رعایت اصل اعتماد رایی زنی‌های ائتلافی به هم خورد. در آخر با حضور یکی از وابستگان ارباب و اقوام آل داود و دوستکام و یکی از اعضای ایرندگان تیم به مردم معرفی شد. از این جمع فقط یک نفر به شورا راه یافت.

دومین محور فعال شهر حول اعضای یکی از مدارس دینی شهر بنا شد. تیمی اولیه سعی در انتخاب اعضای قومی و طایفه‌ای با محور هسته‌ی اصلی خود داشتند. سامان دهی امور این مجموعه از طرف این مدرسه صورت می گرفت. بعدها به دلایلی هسته اولیه گزینش‌گر تیم تغییر یافت و فقط یکی از اعضای وابسته به مدرسه در جمع باقی ماند. با رایی‌زنی های مختلف مجموعه سربازی‌ها وارد بازی این تیم شدند. نیروهایی از بمپور و برخی ایرانشهری‌ها قطعه‌ی بعدی این پازل را کامل کردند. با وجود انتظار بالای مجموعه سرباز برای رای آوری فقط یکی نفر غیر سربازی از این ائتلاف رای آورد.

گروه بعدی با محوریت جامعه ایرندگان شکل گرفت. بعد از بالا و پایین‌های زیاد در خود مجمع ایرندگان سرانجام فردی مورد حمایت این جمع اعلام شد. هر چند برخی دیگر از این رای ناراضی بودند و در گروه‌های دیگر وارد کارزار شدند. پس از هم پاشیدگی گروه‌ها دیگر در این اواخر نیروهای دامنی ایرانشهر و دامنی‌ها مقیم ایرانشهر به این جمع پیوستند. فردی از جمع سرحد و جمالزهی‌-خاشی‌ها ایرانشهر سمت دیگر این ماجرا را کامل می کرد. از نیروهای دامنی(چاری‌زهی) فردی وارد بازی شد. در آخر سه نفر نیروی جوان که تا به حال مستقل فعالیت می کردند در آخرین دقایق جمع را کامل کردند. در ظاهر جریان رویه انتخابات آنها توانسته بودند با حمایت برخی از اقشار جوان و تحصیلکرده برای خود جایگاه اجتماعی مقبولی دست و پا کنند. برخی جریانات روز انتخابات معادلات این جمع را به هم ریخت. از این جمع دو نفر عضو اصلی و سه نفر علی‌البدل به شورا شهر راه یافتند.

 محور ادوار شورا با عضویت چند نیروی جدید که سابقه شورایی نداشتند با کمترین سروصدا فعالیت خود را پی می گرفت. هر چند با حذف و اضافه شدن برخی سرشاخه‌ها برنامه‌های اولیه‌ی آنها به هم ریخت اما با یارگیری مجدد توانستند خود را ترمیم کنند. به علت عملکرد ادوار گذشته شهرداری به خصوص دوره اخیر مردم در مقابل این جمع موضع تقابل گرفته بودند. اما آنها بدون در نظر گرفتن این مسئله فقط خود را برای روز رای گیری آماده می ساختند. داشتن تجربه انتخاباتی و استفاده از توان‌ اطراف و اکناف معادلات را به نفع آنها تغییر داد. این جمع یکی از منسجم‌ترین تیم‌های کاری انتخاباتی بودند. از این جمع چهار نفر به عنوان عضو اصلی به شورا راه یافتند.

هر چند ائتلاف‌ها و گروه‌های دیگر نیز در شهر شکل گرفت. اما چون دارای افراد و پتانسیل‌های اجتماعی قابل قبولی برای ورود به شورای شهر نبودند فقط یک نفر از مستقل‌ها و ائتلافی‌ها وارد شورا شود. هر چند این فرد ورودش را مرهون فعالیت‌های هدف‌دار گذشته خود و برخی مولفه‌های جدیدی بود که همین اواخر شکل گرفت و باعث شد او نیز از اعضای شورای شهر ایرانشهر شود.

 نتایج – نکات

۱. ما برای رسیدن به معیارهای مردم‌سالاری حتی معیارهای ملی فاصله بسیار زیادی در این شهر و حتی استان داریم.
۲. مولفه‌ی قوم و قبیله دیگر عنصر تعیین کننده در معادلات انتخاباتی نیست. چون نیروهای برآمده از اجماع قومی اکثرا حذف شدند.
۳. ثابت و نداشتن اعتماد به اعضای هم پیمان ناشی از عدم وجود اصول فردی و حرفه‌ای در سیاست‌ورزی شهری است. چرا که افراد در این دوره بارها و بارها پیمان بستند و اصول خود و اخلاق را زیر پا گذاشتند.
۴. داشتن برنامه و طرح علمی برای مدیریت شهری اصلا مهم نیست بلکه داشتن طرح انتخاباتی با رویکرد ورود به هر طریق ضروری‌تر است.
۵. با وجود پیشرفت سطح علمی شهر اما هنوز رویکرد مدیریت شهری به سمت  عقب حرکت‌ کرده و سنت‌محور است.
۶. شورای کنونی حاصل برآیند سیاست‌ورزی برخی کنشگران با در نظرنگرفتن علم،اخلاق و تعهد است، اینکه چگونه می توانند با هم و مردم تعامل داشته باشند بزرگترین سوال مردم و فعالین اجتماع از این افراد در آینده خواهد بود
۷. دوره چهارم چنانچه نتواند تعامل با مردم و تحصیلکردگان را مدیریت کند قطعا با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
۸. نکته آخر اینکه با توجه به شرایط اقتصادی کشور و شهرداری شهر انجام طراح‌ها عمرانی با مشکل تامین اعتبار حتما مواجه خواهد شد، پس باید برای این مشکل حتما باید چاره‌ای بیندیشد.

نقش طوایف در انتخابات ۲ – قوم یا منافع عمومی

۱۲ خرداد ۱۳۹۲ ۱ دیدگاه

مدیریت قومی یا منافع عمومی

متغیر قومیت در معادلات اجتماعی در زندگی مدرن امروز بخصوص در مسایل مدیریت کلان و مدیریت شهری دیگر آن نقش محوری را ندارد. در گذشته شاید وقتی مولفه‌های دیگر در جامعه کمتر دیده می شد عنصری همانند قوم یا طبقه اجتماعی برای تقسیم بندی افراد جامعه و تقسیم منابع و مدیریت به کار می رفت، اما اکنون در قرن فن‌آوری اطلاعات این تقسیم بندی اگر هم وجود داشته باشد دیگر نافع نیست. در حال حاضر تولید دانش و محور بودن علم خط حاایل میان مردم و انواع مدیریت اجتماعی است. در دنیای امروز مردمی تواناتر هستند که داناتر باشند.

جامعه بلوچستان در حال گذر از دنیای قومی-طبقاتی به سمت مدنیت مدرن است. پس این جامعه کم کم باید در معادلات اجتماعی-سیاسی خود متغیرهای دیگر را وارد سازد. این روند جامعه را از نگاه تک بعدی و انحصارطلبی نجات خواهد داد. ممکن است در ذهن برخی خوانندگان این شائبه شاید پیش آید که این یادداشت سعی دارد نقش اقوام و طوایف را در جامعه نادیده بگیرد. در جواب باید گفت ما سعی داریم قوم و طایفه را به عنوان یکی از مولفه‌های شناخت هویت فردی در نظر داشته باشیم. جهان کنونی که هر کس سعی دارد با توانمند ساختن خویش و جامعه‌اش قدرت راهبری بیشتری کسب کند استفاده از تمام توانمندی‌ها و ابزارها یک اصل بدیهی می نماید. تک بعدی اندیشیدن و محور بودن مسایلی قومی-طبقاتی ما را از تصمیم‌سازی‌های درست دور خواهد کرد.

در مجموع استفاده از تقسیم‌بندی قومی-طبقاتی برای مدیریت جامعه کاری بسیار فرسایشی و کم‌باز ده است. اگر مولفه‌ی قوم همراه با سایر عناصر تاثیرگذار در مدیریت جامعه به درستی ترکیب شوند مدیریت جامعه بسیار سریع‌تر و راحت‌تر انجام خواهد گرفت. امید است افرادی که تقسیم بندی قومی-طایفه‌ای را ملاک تقسیم قدرت اجتماعی-سیاسی قرار می‌دهند سایر توانمندی‌های جامعه را نیز مدنظر قرار دهند. همچنین رویکرد اصلی جامعه را تامین منافع و مصالح عام بدانند.