بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘ایرانشهر’

نقش طوایف در انتخابات

۱۲ خرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

طایفه پایه‌ی موضع‌گیری

نوع جدیدی از مشارکت اجتماعی سیاسی در شهرهای بلوچستان بخصوص در برهه زمانی انتخابات شوراها در حال شکل‌گیری است. در یادداشت پیشین ما به انواع فضاهای انتخاباتی در شهرهای استان سیستان و بلوچستان مختصر اشاره‌ای کردیم. نوع سومی که بحث آن است نوعی است که ما در شهرهایی مانند ایرانشهر شاهد آن هستیم. در این گونه شهرها انواع و اقسام گروه‌های جمعیتی و صنفی وجود دارد. گروه‌هایی که مثلا نسبت اولیه او را متصل به یکی از روستاهای اطراف می دارد. روند انتخاب فرد و شیوه تعامل سیاسی-اجتماعی این گروه‌ها نمایش خطرناکی از سهم‌خواهی و خودکامگی عده‌ای افراد خاص می‌باشد که در ادامه به بررسی برخی از این نوع تحرکات می‌پردازیم.

عده‌ای افراد خاص در هر قوم و دسته‌ای، حال چه کسی به آنها نمایندگی دیگران را داده خود سوال بزرگی است، سعی می‌کنند با جمع کردن عده‌ای از اقوام وابسته فردی را به نمایندگی انتخاب کنند. اینکه بارها  و بارها این حرکات صورت می‌گیرد یا به چه شیوه‌ای به جمع بندی می رسند خود داستانی با طول و تفسیر فراوان دارد که از حوصله این یادداشت خارج است. پس از طی یک یا چند جلسه فردی به عنوان نماینده آن طیف مشخص می شود. حال داستان از اینجا به بعد جالب می شود.

این فرد کاملا باید اختیار خود را به آن جمع دهد. یعنی آن جمع مثلا تصمیم می‌گیرید او با چه کسی دیدار کند یا نکند، در چه ائتلافی حضور داشته باشد و یا چه طرح و برنامه‌ای داشته باشد. دیگر این فرد به یک دست‌نشانده‌ی دیگران تبدیل شده است. در صورتی که همه جهان به خصوص احزاب و گروه‌ها وقتی فردی را به نمایندگی خود انتخاب می‌کنند او سخنگو و عنصر اصلی آن جمع به نمایندگی آنان است. هرچند تیم سایه و مشاوران صحنه‌گردان مسایل هستند ولی به ظاهر همان فرد نماد آن جمع به شمار می رود.

فرد منتخب به دلیل پشتیبانی و رای آن جمع  همیشه مرهون این التفات خواهد بود. پس او باید در ادامه خواه یا ناخواه در صدد جبران این لطف‌های خواسته و ناخواسته برآید. چون این فرد برآمده از تفکر انحصارطلبی و سهم‌خواهی عده‌ای خاص بوده پس همیشه باید در سایه آنها   دوره تصدی خود را بگذراند. فرد مجبور خواهد بود به صورت قانونی، شبه قانونی و یا حتی غیرقانونی به اطرافیانش رانت و سود برساند.

بحث ساختار جامعه بلوچستان و رابطه‌ی آن به عدم توسعه یافتگی این استان از مباحث دنباله‌دار آگاهان این منطقه است. ساختار قومی-طایفه‌ای جامعه چنانچه با هوشمندی با دیدگاه منافع عمومی در معادلات اجتماعی تاثیرگذار باشد می‌تواند نقش دوره‌ی گذار به مدرنیته را با حداقل زیان‌رسانی طی کند. اما عده‌ای سودجو سعی دارند سرنا را از دهان گشادش بنوازند. آنان سعی دارند با پررنگ کردن مباحث قومی-طایفه‌ای خطی میان اقشار مختلف مردم بکشند و از این طریق فردی را مثلا به عنوان نماینده قوم علم کرده و از قبل آن به منافعی برسند.

ادامه دارد…

فضای انتخاباتی سیستان و بلوچستان

۷ خرداد ۱۳۹۲ ۳ دیدگاه

فضا انتخاباتی هر شهری نشان دهنده‌ی نوع برداشت مردم از مقوله انتخاب است. این نوع فضا و برداشت بعدها در مناسبات اجتماعی و ساز و کارهای اجرایی و نظارتی بسیار خود را نمایان خواهد کرد. مثلا اگر فضا شهری به سمت اجماع و توافق نسبی مردم و افراد فعال شهر باشد این وفاق در پیش برد امور خود را بسیار نمایش خواهد داد. اگر فضای قطبی در شهر حاکم شود همین نوع برداشت وارد فاز عمل شده و در مسایل تصمیم‌سازی و اجرایی دو سویی مشاهده خواهد شد. قطبیت جامعه این خوبی را دارد که زمینه‌های فساد را کم کرده و اطلاع‌رسانی شفاف‌تری صورت می‌گیرد. در مورد فضا وفاق که معمولا کمتر در جامعه پیش می آید یا شاید در مقاطع خاص زمانی این مهم ممکن است روی دهد چون خواست عمومی اجتماع گذر از شرایط می باشد کمتر مشکلی در زمینه شفافیت و اطلاع‌رسانی روی می‌دهد.

 

سیستان وبلوچستان

سیستان وبلوچستان

جامعه بلوچستان بخصوص در مسایل اجتماعی که مستلزم انتخاب و گزینش فرد یا رویکرد خاصی می باشند معمولا هر سه نوع فضا انتخاباتی وجود دارد. در فضای وفاق یا سازش همه پذیر، مردم براساس سازکارهایی از جمله نفع عام یا ساختارهای اجتماعی مانند تقسیم‌بندی‌های قومی-قبیله‌ای به سازشی مورد قبول اکثریت خواهند رسید. حتی از فضای هم‌اندیشی ممکن است عده‌ای خاص که منافع اکثریت را در نظر داشته باشند انتخاب شوند. این رویکرد معمولا در شرایط خاص اجتماعی-سیاسی اتفاق می‌افتد. مثلا در یک روستا اکثریت جوانان یا تحصیلکردگان یا ریش‌سفیدان رشته امور را به دست گیرند. نمود این سازش اجتماعی معمولا در جامعه بسیار محدود یا حتی نادر است. مثلا در روستایی که مردم آن از یک طبقه اجتماعی خاصی باشند تضاد کمتری بین آنها مشاهده می شود.

یکی از پایه‌های جامعه بلوچستان نظام طبقاتی-نژادی آن است. در هر منطقه‌ای از بلوچستان از طبقات مختلف اجتماعی افرادی حضور دارند. طبقه حاکمان و رعیت، طبقه ملایان و عامیان و یا طبقات و تقسیم بندی‌های نژادی و قبیله‌ای خاصی که در هر ناحیه می شود آن را به راحتی  دید. این گونه اجتماعات معمولا دارای یک تضاد فکری و منفعتی عمیق هستند. مثلا منافع حکام و فرمانبرداران هیچگاه مانند هم بوده است. در این گونه جوامع با توجه به عمق فاصله‌ی میان این دو بخش همیشه یک قطبیت شکل می‌گیرد. البته فضای قطبی معمولا در هر جامعه‌ای مشاهده می شود. جناح راست یا چپ و یا تفکراتی متضاد همیشه جامعه را به دو بخش مختلف تقسیم بندی می کنند. فضای قطبی به خودی خود چیز بدی نیست اما مبانی شکل گیری آن یا میزان شکافی که در جامعه ایجاد می شود می تواند محل مناقشه باشد. مباحثی همانند نژاد یا قوم و قبیله چنان چه بیش از حد تاکید شوند می توانند منجر به فضای مناقشه‌ای همانند تضادهای طبقاتی یا نژاد در جامعه را دامن زنند. اما اگر این فضای ایجاد شده میان دو بخش جامعه براساس معیارهای همانند تفاوت دیدگاه یا فلسفه یا جهان‌بینی باشد می تواند در بسیار موارد به شرط رعایت اعتدال سودمند باشد. معمولا در این گونه فضاها نقادی رشد خواهد کرد.

نوع سوم رویکرد مردم نسبت به هم و رویدادها اجتماعی نگاه تک بعدی یا خودمحوری است. مردمی از طبقات و رویکردهای مختلف به شهرها وارد شده‌اند. آنها اندیشه و سبقه خود را وارد آنجا خواهند کرد و سعی می کنند هم‌پیمانی را برای خود پیدا کنند. کم کم کلونی‌های اجتماعی گوناگونی در شهر شکل می‌گیرد. به عبارت دیگر شهر تبدیل به یک روستای بزرگ خواهد شد. این اجتماعات معمولا  به لحاظ ماهوی کمتر سنخیتی با هم دارند. سطح خواسته‌ها و تامین منافع آنها فراتر از گروه و نزدیکانشان در خوشبینانه‌ترین حالت  نخواهد بود. هر کسی به دنبال منافع فردی یا گروهی هم‌پیمانان (هم‌خون-هم‌محلی) خویش است. تنها چیزی که در این بین به آن توجه نخواهد شد منافع دیگران یا منافع عمومی است. معمولا شهرهایی از این دست در یک کشمکش دایمی هستند و ایستایی در همه امور به وضوح به چشم می آید. معمولا در این گروه‌های اجماع بین-گروهی و توافق با گروه‌های دیگر کمتر صورت می‌گیرد. چون هم بین افراد آن جمع اختلاف سلیقه و فکر وجود دارد و هم این تفاوت‌ها با گروه‌های دیگر نیز بسیار زیادی است. در مواردی مقطعی هم‌پیمانی‌های مقطعی صورت می‌گیرد. اما این قراردادها مقطعی و بسیار شکننده هستند.

در شهرهای سیستان و بلوچستان هر سه نوع فضای رقابت اجتماعی مشاهده می شود. در روستاها کوچک و کمتر توسعه یافته معمولا با ریش سفیدی و کدخدایی عده‌ای با اجماع اکثریت در راس کار قرار می‌گیرند. چون در چنین روستاهایی فضای رقابت سنگین وجود ندارد و اختلاف سلیقه‌های کمتری مشاهده می شود افراد با وفاق شرایط اجتماعی را رقم خواهند زد. این فضای وفاق در شهرها به ندرت دیده می شود. معمولا در شرایط خاص اجتماعی-سیاسی مردم سعی کرده‌اند اختلافات را به طور مقطعی کنار نهاده و به اجماع نسبی برسند. شهر خاش تلفیقی از اجماع قومی با محوریت سرداران یا ریش‌سفیدان جریان انتخابات را هدایت می‌کند.

بیشتر شهرها شمالی از جمله زاهدان و زابل معمولا قطبیت اجتماعی حاکم است. این قطبیت با دو مولفه مذهب و قومیت گره خورده است. در شهر زاهدان مثلا تقسیم بندی جامعه بر دو بنا مذهب و قومیت است. با توجه به فضای تعاملی که این دو جناح با گروه‌های کوچک دیگری که دارند معمولا  سعی می‌کنند وزن سیاسی اجتماعی خود را بالا ببرند. این افتراق گاه یک سویه و گاه  موازنه است. در شمال استان تقریبا همین وضع به حالت موازنه یک سویه دیده می شود. همین یک سویه بودن جامعه را سمت محور بودن گروه‌های کوچک سوق می دهد.

شهرهای جنوبی و مرکزی استان دارای فضای چندگانه هستند. مثلا شهری همانند ایرانشهر که در مرکزیت مواصلاتی قرار گرفته دارای کلونی‌های جمعیتی مختلفی است. این کلونی‌ها همانگونه که گفته شد دارای سوابق تاریخی و اجتماعی در بخش‌هایی دیگر بوده‌اند. آنها با نظر داشت به همان سکونت اولیه خود سعی کرده‌اند هویتی مبتنی بر بخش یا روستا خود تعریف کنند. سربازی‌ها، ایرندگانی‌ها، لاشاری‌ها و گروه‌هایی از این دست هویت خود را بر سکونتگاه اولیه خود بنا نهاده‌اند. این فضا در نیک‌شهر نیز تقریبا مشاهده می شود. لاشاری‌ها، قصر‌قندی‌ها، هیچانی، کشیگی و… گروه‌های ساکن در نیکشهر هستند. معمولا در این نوع تقسیم‌بندی جامعه گروه‌ها همیشه در تلاش برای سهم‌خواهی بیشتر هستند. سهم‌خواهی که در آن کمتر منافع عمومی در نظر گرفته می شوند. کنار گذاشتن افراد توانمند گروه به بهانه همگن شدن جهت هماهنگی با دیگر گروه‌ها و در نظر نگرفتن حقوق اقلیت‌ها  و گروه‌های دیگر از آفات چنین تصمیم‌گیری‌هایی است. همین چندگانی در جامعه و عدم هم‌پوشانی منافع گروه‌ها باعث می شود که جامعه به سمت کشمکش‌هایی فرسایشی سوق پیدا کند. چیزی که در این گونه شهرها با درجات مختلف مشاهده می شود. نمونه‌اش را می توان در شورای سوم ایرانشهر و نیشکهر به خوبی مشاهده کرد. ایرانشهر که دچار ضعف مفرط مسایل عمرانی است و نیشکهر که چند مدت شهردار نداشت.

باری فضای شهرها و روستاهای این استان از طیف وفاق تا تضاد شدید افراد و گروه‌ها تشکیل می شود. مطلوب آن است که در بیشتر امور اجماع و وفاق صورت گیرد. اما به دلایلی که در بالا برشمرده شد چنین چیزی بسیار نادر و مقطعی خواهد بود. اما فضای قطبیت و موازنه‌های غیر هم سو همیشه در شهرها و روستاها مشاهده می شود. اگر قطبیت جامعه بر مبنا عقل و پذیرش منافع عمومی شکل گیری می توان جامعه را پویاتر سازد. اما اگر جناح بندی جامعه بر مبانی نادرستی همانند نژاد و قوم یا حتی مذهب شکل گیری خطر افراط‌گری از هر دو سمت بسیار پررنگ خواهد بود. خودرایی و خودمحوری و عدم پذیرش نظرات و عقاید دیگران جامعه را وارد فاز جدال فرسایشی پایان‌ناپذیر خواهد کرد. هر گروه، طیف و دسته و حتی فرد خود را دارای قوی تشخیص برای همه مردم بداند آن وقت جامعه با مولفه‌ها و بردارهای متضاد و مختلف به این سو و آن سو کشیده خواهد شد. این نیروها هم دیگر را خنثی خواهند کرد و باعث خواهند شد جامعه همیشه در یک نقطه بی‌حرکت بماند. حال این به عهده عقلا و اندیشه‌مندان جامعه است که در این مسایل مردم و جامعه را روشن سازند. آنها را از خطرات افراط و تفریط و منم منم گویی‌ها برحذر دارند.

محیط زیست و مدیریت شهری

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۴ دیدگاه

تا همین مدت‌ها پیش اگر کسی درباره مسایل محیط زیست صحبت می‌کرد اطرافیان نظرات او را به قول خودشان بسیار اروپایی یا باکلاس می دانستند. اما شدت گرفتن روند تخریب محیط زیست توسط همه مردم این کره بخصوص دولت‌ها و کارخانه‌ها باعث شد که مردم حساسیت بیشتری به اینگونه مسایل نشان دهند. البته هنوز مقدار و گستره حساسیت عمومی به مسایل زیست محیطی چندان همه گیر و دامنه دار نیست.

بلوچستان

مسئله محیط زیست و حفظ و نگهداری آن در ایران نیز از سال‌ها پیش مورد توجه جامعه بوده‌است. از بین بردن جنگل‌ها، آلودگی‌های صنعتی، آلودگی همیشگی هوای کلان‌شهرهای و یا ریزگردها که در فصل تابستان بخصوص زیاد می شوند از مسایل و دغدغه‌های مردم ایران است. البته نوع و شیوه برخورد با عوامل و عواقب این گونه رویدادها نیز از هر شهر و منطقه‌ای با منطقه‌ای دیگر متفاوت است. برخی از این عوامل حتی می تواند در سطح عمده دارای عواقب خطرناکی باشند. مانند ریزگردها که معمولا در تابستان برای ناحیه جنوبی و مرکزی کشور مشکلات حادی را باعث می شود.
نوع دیگر مسایل زیست محیطی هستند که تقریبا در همه مناطق شهری کمابیش به چشم می خورند. مسایلی همانند دفع غیراصولی پسماند‌ها و بازیافت آنها، استفاده‌ی بی رویه از پلاستیک یا سایر مواد دیربازیافت، عدم توسعه فضای سبز، آلودگی هوا و صوتی در همه‌ی شهرها تقریبا کمابیش یافت می شود. در شهرهای استان سیستان و بلوچستان به جز در شهرهای محدودی (زاهدان را اطلاع دارم) تفکیک زباله و مدیریت دفع پسماند تقریبا به صورت سنتی انجام می شود. نیروهای خدماتی زباله‌ها را پس از جمع‌آوری، آنها را در نواحی دور یا نزدیک شهر دفع می کنند. حتی در شهری مانند ایرانشهر سال گذشته مثلا زباله‌ها در ناحیه اطراف بلوار مکران (کمربندی) رها می شد. این مسئله باعث شده بود که بوی بد زباله در این منطقه بسیار آزاردهنده باشند. حال که دفع زباله را با این کیفیت دیدیم دیگر از تفکیک آن حرفی به میان نیاید بهتر است چون موضوعی بسیار غریب است. باز فصل امتحانات مدارس که می شود استفاده‌ی بی رویه کاغذ و عدم بازیافت این ماده فوق‌العاده مهم به میان می آید. چون این بحث قبلا صورت گرفته نیاز به تکرار مکررات نمی باشد.
تمیز نگاه داشتن محیط زیست و رعایت نکات کلیدی ساده درباره‌ی آن باعث حراست از این نعمت خدادادی خواهد شد. وظیفه هر انسانی است که با طبیعت با مهربانی رفتار کند تا طبیعت با او اینچنین کند. در وهله اول این وظیفه تک تک شهروندان است که به مسایل زیست محیطی حساسیت نشان دهند. نهادها، سازمان‌ها و کارخانه‌هایی که در جامعه ما وجود دارند باید الگوهای حفظ و حراست از محیط زیست و بهبود آن را سرلوحه‌ی برنامه‌های خود قرار دهند. نهاد‌های متولی مدیریت شهری باید در دو سطح بین-سازمانی و جامعه شهروندان برنامه‌هایی برای بهبود و حفاظت از منابع طبیعی داشته باشند. این نهادها می توانند با الگو قرار دادن شعار شهر سبز از روند تخریب محیط زیست جلوگیری کنند. یکی دیگر از جلوه‌های محیط زیست پاکیزه ارتقا شرایط زیبایی شهر و بهبود شرایط روحی و روانی افراد به باطبع آن است. آلودگی‌های محیطی علاوه بر آن که بر جسم انسان تاثیرگذار هستند می توانند آثار مخربی در روحیه افراد داشته باشند.

روز معلم مبارک ۱۳۹۲

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

روز معلم را به همه همکاران، معلمان عزیز و همه کسانی که معلم‌وار در عرصه علم ، فرهنگ و ادب این سرزمین به مجاهدت مشغول هستند تبریک عرض می کنم. امیدوارم روزی با دیدن ثمره زحمات خویش غبار خستگی از تن و رویتان زدوده شود.
در پایان دوست دارم از زحمات تمامی معلمان، دبیران و اساتید محترمی که در شهر ایرانشهر برای من و امثال من از جان و دل برای آموزش مایه گذاشته‌اند قدردانی کنم. برای درگذشتگان از خداوند متعال علو درجات خواستارم.
بالانچ

زلزله ۴.۲ ریشتر امروز در ایرانشهر

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

در تاریخ پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ساعت ۲:۴۸ به وقت محلی به گزارش موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران زمین لرزه‌ به قدرت ۴.۲ ریشتر به وقوع پیوست. این زلزله در عمق ۶۰ کیلومتری زمین در فاصله ۴۳ کیلومتری ایرانشهر رویداد. منابع رسمی از خسارات احتمالی هنوز گزارشی منتشر نکرده‌اند.

پویاسازی جامعه

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

یادداشت اخیر نوهان درباره‌ی رویکرد پویاسازی جامعه که یکی از خروجی آن شهروند مسئول بود را مطالعه کردم. نوهان در این نوشته سعی کرده‌ است که نقش کلیدی افراد در پذیرش مسئولیت اجتماعی را از دیدگاه خود تبیین سازد. شیوه‌های تاثیرگذاری در تحولات اجتماعی معمولا از دو مسیر انجام می شود: حرکت از پایین به بالا و حرکت بالا به پایین.
تغییر و تحولات اجتماعی اگر از بطن جامعه و لایه‌های زیرین آن برخیزد و کم کم در افراد جامعه نهادینه شود پس از گذشت مدتی معمولا طولانی به سطوح بالاتر نهادهای اجتماعی یعنی آنهایی که تاثیر گسترده‌تری در جامعه دارند نفوذ خواهد کرد. حرکت پایین به بالا دارای مزایا و معایبی هم هست. مثلا کندی رشد حرکت، تاثیرگذاری کم در ابتدا، گم شدن گفتمان در میان دیالکتیک جامعه را می توان به عنوان عیوب این نوع جنبش‌های اصلاحی جامعه دانست. ریشه‌دار بودن حرکت و نفوذ در میان لایه‌های جامعه، عمیق بودن تاثیرات چنین حرکت‌هایی در بعد زمانی و از همه مهمترین ماندگاری تاثیرات چنین کنشگری‌هایی در جامعه در طول نسل‌های مختلف است.
نوع دیگری از فعالیت‌های تاثیرگذاری در جامعه تغییراتی است که از بالا به جامعه معرفی می شود. معمولا نهادهای تصمیم‌گیر در این روند از پتانسیل تاثیرگذاری عمومی خود و توان بالایی که به لحاظ مالی و امکاناتی دارند به راحتی می توانند در ایجاد نوع فعالیت‌های گونه‌گون در جامعه موثر باشند. از مزایا این نوع حرکت می توان به سرعت بالا و گستره وسیع می توان اشاره کرد. از بدهایی این شیوه تغییر عملکرد جامعه مقطعی بود آنها، عمق نفوذ پایین در لایه‌های مختلف اجتماع و حتی در مواردی مقاومت برخی نهادهای جامعه اشاره کرد.
برای پویا بودن یک جامعه علاوه بر این که باید بر نقش افراد در پذیرش مسئولیت اجتماعی تاکید کرد باید سمت دیگر را نیز به فعالیت وا داشت. باید نهادهای مسئول در جامعه نیز رابطه دو سویه و تعاملی خود را در بازسازی کنند. نهادها و سازمان‌های متولی در امور شهر و جامعه باید زمینه‌های جذب افراد و ایده‌ها را به طرق مختلف مهیا سازند. یکی از راه‌های فعال سازی بخش سازمانی جامعه برای تاثیرگذاری بیشتر این است که رابطه خود را با افراد و جامعه مدنی بهبود ببخشد. از راه‌های گوناگون از جمله ایجاد کانال‌های ارتباطی میان این دو بخش جامعه خیلی سریع‌تر به اهداف خود نزدیک خواهد شد. نکته آخر اینکه پویا ساختن افراد برای اینکه بتوانند در جامعه ایده پردازی کنند و نقش ایده‌‌های خود را بهبود امور ببینند این است که بخش سازمانی جامعه اولا اعتقاد به مشورت داشته باشد و دوما دارای مکانیزم‌هایی برای ایجاد ارتباط دو سویه میان جامعه و خود باشد.
بالانچ

سخنی چند درباره بهداشت و درمان

۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

موضوع بهداشت و درمان در استان سیستان و بلوچستان به کلاف سردرگمی می‌ماند. اگر وارد جزییات آن شوید و یا از نزدیک با آن سر و کارتان افتاده باشد آرزو خواهید کرد هرچه سریع‌تر از مخمصه‌هایی که برایتان آنجا ایجاد می شود رهایی یابید. چیزی که باعث نوشتن این چند سطر شده‌است فاجعه‌‌های عمیقی است که خاموش در این شهر و سایر شهر‌های استان به وقوع می پیوندد.

اول

چند روز پیش سفری به اطراف مسکوتان-فنوج داشتیم. یکی از آشنایان  دارفانی را وداع گفته بود. از خویشانش درباره علت فوتش پرسیدیم. داستان خیلی تکان دهنده بود. او برای درمان یک سرفه مختصر به پزشک مراجعه می کند. پزشک محترم پس از عکس و آزمایش بیماریش را سل تشخیص می دهد. هر چند بعدا خود او در آزمایشات تکمیلی به این تشخیص مشکوک می شود اما برای او همان داروهای سل را تجویز می کند. کم کم حال بیمار وخیم‌تر می شود. همراهانش  رضایت داده او را به کرمان می برند. آنجا پزشک خونریزی ریه برایش تشخیص می دهد. از اینکه در ایرانشهر برایش سل تشخیص داده‌اند بسیار متعجب و عصبانی می شود. متاسفانه به علت خونریزی چند روز بعد، کسی که برای یک سرفه کوچک به پزشک ایرانشهری مراجعه می کند فوت می کند. بقیه داستانش مانند همه‌ی بلوچ‌ها است. که رضایت برای کالبدشکافی و شکایت نمی دهند تا هرچه زودتر مرده را کفن و دفن کنند. به همین راحتی یک نفر مرد.

دوم

داستانش را در مکران‌پرس بخوانید. کسی بعد از عمل آپاندیس دیگر به هوش نمی آید.

سوم

داستان ویزیت عمومی پزشکان (شبیه به بار عام شاهان) در این استان چیزی جدیدی نیست. دکتر که خود را دارای دم عیسوی می داند فقط با یک نگاه به قد و قواره بیمار ناراحتی او را تشخیص داده و برایش دستور معالجه صادر می کند. شما اصلا نیازی نیست به خودتان زحمت دهید و حرفی بزنید، یک نگاه کافی‌است.

چهارم

اما نباید همه را به یک چوب راند. هستند پزشکان حاذقی که در این استان زحمت فراوانی می کشند. اما شمار آنها اندک و انگشت شمار است. هستند کسانی که احترام به انسان و بیمار را بالاتر از هر دستمزد و شهرتی می‌دانند. ما مردم این دیار قدردان زحمات شما عزیزان هستیم. امید تعداد آنها بیشتر و از پیش شود. روز بیاید انسان بالاترین بودن بالاترین ارزش باشد.