بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘توسعه اجتماعی’

مصاحبه اولین شهردار زن سیستان و بلوچستان با شرق

۲۱ آذر ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

این مصاحبه می تواند برای بسیاری از زنان بلوچ قوت قلبی باشد که راه مشارکت مدنی را برای خود هموارتر سازند

سامیه بلوچ‌زهی

سامیه بلوچ‌زهی

روزنامه شرق

کد خبر: ۲۷۶۶۶

تاریخ خبر: ۱۳۹۲ پنج شنبه ۲۱ آذر

سامیه بلوچ زهی، از خط قرمزها عبور کرده است. او دختر ۲۶ساله، مجرد و اهل سنتی است که توانسته شهردار کلات (مرکز شهر سرباز) در سیستان وبلوچستان شود. یکه تازبودن بلوچ زهی، تنها به همین جا ختم نمی شود؛ او توانست، با اکثریت مطلق آرای اعضای شورای شهر کلات، این سمت را از آن خود کند. اتفاقی که با وجود فضا و بافت سنتی سیستان وبلوچستان، رخدادی بی سابقه است. خانم شهردار، می گوید که طلسم مدیریت زنان در سیستان وبلوچستان را شکسته. به حق که چنین کرده است. او در خانواده ای هشت نفره زندگی می کند. در خطه ای از ایران که اغلب زنان هنوز به راحتی، قادر به استفاده از حقوقی همانند درس خواندن، انتخاب همسر و فعالیت اجتماعی نیستند. او با وجود همه این موانع، دست از فعالیت نکشید و درسش را ادامه داد. برای تحصیل در رشته منابع طبیعی به تهران آمد، اما برخلاف بسیاری از دانشجویان شهرستانی، پایتخت پرهیاهو را ترک کرد و به زادگاهش بازگشت تا برای برداشتن محرومیت زنان، مردان و کودکان زادگاهش بجنگد. او انتخابش را سرآغازی برای خودباوری زنان بلوچ و به چالش کشیدن سلطه نظام مردسالاری در این خطه از سرزمین ایران می داند.
چطور شد که تصمیم گرفتید، شهردار شوید؟
می خواستم کمبودهایی که خودم با آنها دست وپنجه نرم کردم، نسل های بعد از من نداشته باشند. نمی خواستم، برادرزاده، خواهرزاده و کودکان شهرم بدون داشتن پارک بزرگ شوند. اینجا بیشتر بچه ها افسرده هستند. شاید باور نکنید، اما بچه های شهر ما با دیگر شهرها متفاوتند، آنها وقتی در شهر دیگری پارک می بینند، انگار با چیز عجیبی روبه رو شده اند، بی نهایت هیجان زده می شوند. آخر، شهر ما هیچ چیز ندارد. ما کمبودهای بسیاری داریم. حتی طرح جامع شهری نداریم. جایی نداریم که زنان و مردان بتوانند به راحتی در آن قدم بزنند. یک قلعه تاریخی داریم که سال هاست، بازسازی نشده و دارد از بین می رود. شهر کلات هزارو۲۰۰نفر جمعیت دارد اما روزانه پنج هزارنفر از روستاهای اطراف برای فروش محصولات تولیدی خود وارد این شهر می شوند و این جمعیت شناور باعث ایجاد سد معبر و ترافیک شهری شده است. من می خواستم کاری کنم که این مشکلات رفع شود، بنابراین تصمیم گرفتم، شهردار شوم.
ابتدا که فکر شهردارشدن در ذهن شما جرقه زد، با چه چالش های درونی روبه رو بودید؟
من وقتی بحث شوراها مطرح بود، به این علت که خواهرم می خواست که در شورای شهر عضو شود، برای نخستین بار به فکر افتادم که من هم باید کاری انجام دهم. اما واقعا نمی دانستم که من می توانم شهردار شوم؟ می توانم مدیریت کنم؟ با انبوهی از این سوالات روبه رو بودم. در این میان، پدرم بسیار از من حمایت کرد. بعضی وقت ها بود که ناامید می شدم. اما پدرم به من امید می داد. اعضای شورای شهر (به خصوص رییس شورای شهر) هم از من حمایت خوبی کردند.
شما سال های تحصیل خود را در تهران گذراندید، در کدام منطقه ساکن بودید؟ آیا فکر می کردید که روزی بتوانید، مسوولیت شهرداری شهر خودتان را برعهده بگیرید؟
من در غرب تهران در <<چاردیواری>> ساکن بودم. دانشگاه علوم تحقیقات درس می خواندم. آن سال ها همیشه به نحوه شهرداری به خصوص شهرداری منطقه۲ تهران توجه می کردم. چگونگی اداره تهران همیشه مورد توجه من بود.
چرا مانند بسیاری از دانشجویان شهرستانی، تهران نماندید؟
من جزو کسانی بودم که از همان اول که به تهران آمدم، تصمیم نداشتم در این شهر بمانم. می خواستم برگردم و به شهر خودم خدمت کنم. با اینکه من تهران را خیلی دوست داشتم، حتی روزهای اولی که به شهر خودم برگشتم، خیلی برایم سخت بود. محرومیت های اینجا، بسیار آزار دهنده است. اما من می خواستم، برای برداشتن این محرومیت ها تلاش کنم.
برای خیلی ها عجیب است که چطور شورای شهر کلات، با توجه به محدودیت های موجود نسبت به زنان، به شما به عنوان شهردار رای دادند؟
به نظرم، شورای شهر در راستای اهداف خودشان به وجود یک شهردار همراه، خلاق و توانا نیاز داشتند. من برنامه مشخصی داشتم. جوانگرایی، پیشرفت و توسعه شهر سرباز از مهمترین اهدافم بود. تقویت اندیشه شورایی و مشورتی، استفاده از نخبگان جوان و در نهایت برنامه محوربودن را به عنوان عنصر مفقوده در تمام عرصه های مدیریت شهری لازم می دانستم. از سوی دیگر معتقدم که شورای شهر هوشیارانه پی برده است، راز موفقیت پدرانمان پرداخت حقوق نیمه دیگر جامعه، یعنی زنان بوده است و دریافته اند که سرنوشتشان به گونه ای پیچیده با سرنوشت ما گره خورده، به همین دلیل با اکثریت مطلق آرا (پنج رای) توسط اعضای شورای اسلامی شهر سرباز به این سمت انتخاب شدم. انتخابی که با توجه به فضای استان و بافت سنتی آن بی سابقه بوده است.
مردم از این انتخاب حمایت کردند؟
بله خوشبختانه، اکثر مردم از این انتخاب استقبال کردند، به خصوص مورد حمایت روحانیون قرار گرفتم. من یک سال سابقه کار در اداره منابع طبیعی به عنوان ناظر بخش جنگل دارم. به نظرم این سابقه کاری در اعتماد مردم به من بسیار موثر بود.
جالب است که زن بودن شما در این انتخاب تاثیر منفی نداشت.
من با توجه به حقوق مسلم خود در اصل بیست ویکم قانون اساسی، دنبال احقاق حقوق ازدست رفته زنان شهرم بودم. می خواستم، زنان، این قشر همیشه قربانی، به خودباوری برسند. امیدوارم که این حرکت، زنگ شروعی برای تمام زنان زادگاهم باشد و آنها بتوانند نقش بیشتری در جامعه ایفا کنند. دوست دارم زنان، همراه برادران  خود در ساختن بنیادهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بکوشند. یادمان نرود، سال ها پیش زمانی که پدرانمان و برادرانمان در روستاها برای امرار معاش بر سر زمین های کشاورزی می رفتند، مادران و دختران نیز چه در کارهای خانه داری و چه در امور کشاورزی و دامداری دوشادوش آنها بودند. امیدوارم با انتخاب من، به عنوان نخستین شهردار زن بلوچ، در منطقه ای که همچنان عده قلیلی نسبت به حاشیه راندن زنان اصرار دارند، به زودی شاهد حضور بیشتر زنان در سمت های مدیریتی باشیم.
شما در این مدت با برخورد نامناسبی روبه رو نشدید؟
من در این مدت با هیچ برخورد نامناسبی مواجه نشدم. به نظرم، پس از اینکه ما شهرنشین شدیم، زنان و دختران به مرور زمان از صحنه امور اجتماعی حذف و خانه نشین شدند. مردمان شهر سرباز، مردمان فهیمی هستند. آنها با انتخاب شورایی متفاوت، روح تازه ای در کالبد این شهر تاریخی دمیدند. این مردم درس استواری را از کوه ها و درس تلاش و تکاپو را از رود همیشه جاریشان و درس نوع دوستی و صداقت را از اجدادشان آموخته اند.
زنان شهر سرباز نسبت به انتخاب شما چه واکنشی داشتند؟
زنان شهر، از این انتخاب خوشحال شدند. می دانید که بافت شهر سرباز، یک بافت سنتی است. انتخاب یک شهردار زن به خودی خود یک رویداد بسیار نادر در ایران است اما انتخاب یک شهردار زن از اقلیت قومی و مذهبی بلوچ و اهل سنت تاکنون اتفاق نیفتاده بود. من با شهردار شدنم امید و خودباوری را در بین زن های بومی زنده کردم. فکر می کنم با این اقدام، تعداد بسیاری از زنان بتوانند، وارد عرصه های مدیریتی و سیاسی شوند. در واقع این فرصتی است برای تمام کسانی که با وجود داشتن تخصص در انزوا قرار گرفته بودند.
بنابراین، به نظر شما این انتخاب، سرآغازی برای بازنگری در نظام مردسالاری سیستان وبلوچستان است؟
بله، این انتخاب می تواند سرآغازی باشد برای خودباوری زنان بلوچ و بازنگری در نظام مردسالاری و تقویت حقوق و نقش اجتماعی زنان.
در این چند روز شهردار بودنتان برخورد ارباب رجوع ها و پرسنل شهرداری با شما چگونه بوده؟
برخوردها خیلی خوب است. مدیریت قبلی عملکرد مناسبی نداشته است. احساس می کنم که در حال حاضر، پرسنل شهرداری خیلی راضی هستند. آنها به من احترام می گذارند. ارباب رجوع هایی که در این یک هفته به شهرداری آمدند، خیلی برخوردهای خوبی داشتند. فکر نمی کردم که مردم به این خوبی از من استقبال کنند.
حالا از برنامه هایتان بگویید، از برنامه هایی که برای اجرای آنها انتخاب شدید.
شهر سرباز با مشکلات بسیاری روبه رو است. من راه اندازی و توسعه زیرساخت های فرهنگی، ورزشی، رسانه ای، اجتماعی و هنری را در اولویت برنامه هایم قرار داده ام. می خواهم از زنان و جوانان در اجرای فعالیت های شهری استفاده کنم. طرح هایی هم برای اوقات فراغت جوانان و زنان دارم. من خدمتگزار مردم شهر سرباز هستم و می خواهم شرایط مناسب شهری را برای سلامت جسمی و روحی آنها فراهم کنم. از آنجایی که زنان قشر آسیب پذیر جامعه هستند و بخش اشتغال زنان تاکنون نادیده گرفته  شده است، می خواهم که شرایط مناسب کاری را برای آنها فراهم کنم. برای مثال هیچ اقدامی برای زنان دستفروش انجام نشده، دستفروشی یک زن یعنی مرگ تدریجی او که از سر ناچاری به دستفروشی روی آورده. من می خواهم که این خلأ ها را برطرف کنم.
و حالا حس شما به عنوان یک خانم شهردار؟
من زن بلوچی هستم که طلسم مدیریت در این شهر را شکستم و تنها امیدم داشتن شهری سبز و آسمانی آبی است.

برخی مطالبات استان سیستان و بلوچستان از دولت «تدبیر و امید»

۶ تیر ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

توسعه استان

توسعه اجتماعی و اقتصادی استان سیستان و بلوچستان نیازمند برنامه‌های طولانی مدت برای رسیدن به معیارهای قابل قبول ملی و منطقه‌ای است. با وجود ثروت فراوانی که در سال‌های اخیر عاید کشور شد و سرازیر شدن بخشی از این درآمدها به سمت استان اما متاسفانه به علت نداشتن برنامه‌های توسعه محور بسیار از طرح‌های نیمه تمام رها شد. برخی از طرح‌ها گویا حتی از سر ناچاری جهت خرج پولی آمده از مرکز تعریف شده بودند که به دلیل نداشتن چشم‌اندازهای درست کارهایی دیمی تعبیر شدند. مطابق آمارهای ملی و بین‌المللی این استان به رغم دارای بودن پتانسیل‌های فراوان از درجه رشد و توسعه بسیار پایین برخوردار است. کیفیت خدمات، آموزش، کسب و کار، سرمایه‌گذاری و امنیت هنوز به درجه مطلوبی در مقیاس ملی نرسیده‌اند. برای آنکه توسعه استان به درجه قابل قبول و همه جانبه برسد نیازمند برنامه‌هایی جهت تقویت زیرساخت‌ها است. پس از توسعه زیر ساختی که به عنوان طرح سرمایه‌گذاری برای کشور جهت سود رسانی ملی تعریف می شود باید در فاز دیگر به طرح‌های تقویت توسعه پایدار اهتمام ورزید. مردم این استان با دادن رای بالا به دولت «تدبیر و امید» بار دیگر خواسته‌های به حق خود را جهت داشتن زندگی بهتر در این بخش از کشور با صدا بلند به گوش مرکز نشینان رساندند. خواسته‌های مردم این استان دارای دو بعد ملی و استانی است.

سیستان وبلوچستان

سیستان وبلوچستان

مطالبات ملی

مردم استان سیستان و بلوچستان در همه مقاطع حساس با حضور خود از طریق انتخابات شعور بالای سیاسی و اجتماعی خود را به نمایش گذاشته‌اند. آنان با این استفاده از فرصت‌های دموکراتیک سعی کرده‌اند هم مشارکت خود را در سرنوشت ملی به اثبات برسانند و هم از این مجرا به دنبال پیگیری نیازهای و حقوق خود باشند. وابسته بودن مسایل ملی و جهانی به هم دیگر باعث تاثیرپذیری این رویداد‌ها از هم می شود. مردم این استان نیز از مشکلاتی که در سطح ملی در مقوله‌های مختلف ایجاد شده‌اند نیز دچار صدمه و زیان شده‌اند. فشارهای اقتصادی، گرانی، بیکاری و … از مسایلی هستند که مردم استان سیستان و بلوچستان نیز کمابیش با درجات متفاوت با آنها دست و پنجه نرم می کنند. شاید پایین بودن شاخص‌های توسعه در این منطقه این مسایل را بسیار پررنگ‌تر نشان داده است. بنابراین مردم این منطقه از کشور خواستار توسعه ساختارهای زیرساختی اقتصادی و اجتماعی کشور هستند. مسایلی همانند:

– بهبود فضای کسب و کار
– تسهیل قانونی و اجرایی سرمایه‌گذاری و کارآفرینی
– جذب حداکثری سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع
– کاهش آمار بیکار در دوره‌ی چهار ساله به یک عدد تک رقمی
– حذف تحریم‌های بین‌المللی وضع شده بر سیستم مالی، بیمه، کشتی‌رانی، نفت و پتروشیمی  کشور
– تداوم طرح مسکن استیجاری و کنترل تورم بازار مسکن
– کاهش سهم مردم از هزینه‌های درمانی به ۳۰ درصد
– گسترش بیمه همگانی برای همه کسانی تحت پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند.
– مدیریت پروژه‌ها و تعیین اولویت جهت تخصیص اعتبار از طریق احیا سازمان مدیریت و برنامه ریزی
– تقویت منابع بانک مرکزی و ارزش پول ملی
– افزایش سهم صنایع بزرگ به حدود ۵۰ درصد از صنایع کشور
– تقویت صنایع متوسط و کوچک در شهرهای مختلف کشور
– کاهش بدهی‌ها خارجی، داخلی، بانک مرکزی دولت به رقمی مقبول به خصوص بدهی دولت به بخش خصوصی
– تقویت بدنه اجتماعی کشور از طریق سازمان‌های مردم‌نهاد
– تحقق اهداف صادرات غیر نفتی به حداقل به ۹۰ درصد هدف‌گذاری سالانه

مطالبات منطقه‌ای

چون بیشترین دغدغه کنونی مردم در زمان حال مربوط به مسایل اقتصادی است، سعی شده است نیازهای اقتصادی و اجتماعی ملی بیان شود.
از سوی دیگر مناطق مختلف ایران دارای نیازها و توان‌های متفاوت هستند که می توانند در توانمندسازی کشور نقش بسزایی ایفا کنند. منطقه سیستان و بلوچستان با داشتن پتانسیل‌های جغرافیایی، انسانی،فرهنگی و اجتماعی می تواند زمینه سازی تولید و توسعه هم برای خود منطقه و هم برای کل کشور باشد. با توجه به ضعف‌های عمده در سیستم‌های ساختاری در استان باید دولت اهم فعالیت‌ها را برای تقویت ساختار بگزارد. توسعه را‌ه‌ها، توسعه و بهبود شبکه برق‌رسانی، آموزش، بهداشت، آب، مخابرات از فصول مهم برای توسعه زیرساخت‌های سیستان و بلوچستان است. همانگونه که قبلا اشاره شد هر چند فعالیت‌هایی برای توسعه استان در سال‌های قبل صورت گرفته ولی به دلیل نبود اهداف توسعه زیرساخت کمتر توانسته‌اند مشکلات اساسی مردم را حل کنند. هنوز مردمی در این استان هستند که از نبود آب، برق و بهداشت به مسئولین محلی و استان مراجعه می کنند.

از  مسایلی که سال‌ها این استان با آن مواجه بوده‌است مسایل تبعیض‌هایی است که خواسته و ناخواسته از مرکز یا استان اعمال شده است. سال‌ها در کشور مدیریت دچار تمرکز گرایی افراطی در پایتخت می باشد. این نگاه از مرکز باعث شده است که برنامه‌ریزی منطقه‌ای متناسب با نیازهای آن منطقه صورت نگیرد. این موضوع باعث رشد نگاه تبعیض گونه به مناطق غیر مرکزی در کشور شده است. نوع دیگری از تبعیض تنگ نظری‌هایی است که به دلایل اجتماعی در خود منطقه به وجود آمده است. این نگاه محدود مانع رشد اجتماعی و سیاسی منطقه و تاثیرگذاری آن در سطح ملی شده است. یکی از خواسته‌های این منطقه رفع هرگونه تبعیض میان مردم است. علاوه بر این موضوع مهم چندین خواسته و نیاز منطقه‌ای استان به شرح ذیل پیشنهاد می شود:

– سرمایه‌گذاری ملی بخشی از درآمد ناخالص کشور در بخش زیرساخت استان
– تقویت ترانزیت کالا
– افزایش سرمایه‌گذاری خارجی از طریق طرح‌های تشویقی
– توسعه مراکز شهری
– ایجاد زمینه‌های تشویقی سرمایه گذاری بخش دولتی و خصوص در استان
– جلوگیری از ترانزیت مواد مخدر از طریق همکاری‌های بین‌المللی و بومی
– اولویت‌ سرمایه‌گذاری در توسعه فعالیت‌های کشاورزی
– حمایت از نهادهای مدنی استان
– تمرکززدایی در مدیریت استانی
– سرمایه‌گذاری جهت ایجاد مراکز تحقیقی
– کاهش شکاف در برخورداری از خدمات اجتماعی میان شهر و روستا
– ایجاد زمینه‌هایی برای تقویت توسعه اجتماعی با رویکرد فرهنگی-بومی
– ایجاد موج شکن و اسکله‌های جدید در بندر شهید بهشتی چابهار
– تکمیل و توسعه جاده میلک-چابهار
– توسعه و بهسازی راه‌های شهرهای استان به خصوص شهرهای جدیدالتاسیس
– توسعه حمل و نقل ریلی استان
– ایجاد شبکه فاضلاب شهری
-توسعه معادن استان با رویکرد کارآفرینی و ایجاد صنایعی با ارزش افزوده
– طرح‌هایی برای بیابان‌زدایی
– تقویت شبکه سوخت‌رسانی استان با نگاه به عرضه سوخت به کشورهای همسایه و ایجاد انبار و جایگاه‌های ویژه
– احداث پالایشگاه چابهار

– ایجاد دیتاسنتر و درگاه ملی اینترنت چابهار
– تجهیز مناطق ساحلی دریای عمان برای ترانزیت با همکاری کشورهای همسایه
– افزایش شاخص‌های بهداشتی در روستاها
– ایجاد مجتمع‌های فرهنگی در شهرها
– ایجاد مجتمع‌های گردشگری در شهرهای استان
– طرح احیای زیستگاه جانداران نادر استان
– ارتقا شاخص باسوادی و معیارهای آموزشی
لیست نیازهای و خواسته‌های این استان به علت عدم توسعه نیافتن بسیار بلند بالا است. همت و تدبیر مسئولین می تواند این استان را در مسیر توسعه یاری‌گر باشد.

نگاهی به مسایل انتخابات شورای زاهدان

۳۰ خرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

انتخابات این دوره در استان سیستان و بلوچستان نسبت به دوره‌های قبلی دارای نکات تمایز زیادی بود. همانگونه که در بررسی پیشین فضای انتخابی در استان اشاره شد چندین عکس‌العمل نسبت به مسئله انتخابات در شهرهای مختلف مشاهده می شود. یکی از این تصمیمات رای گیری مربوط به شهر زاهدان می شود. همانگونه که قبلا اشاره شد انتخابات بالاخص شورای شهر در زاهدان میان دو جریان قطبی شدن جامعه و اجماع حول محوریت مسجد و برخی نیروهای تندروتر در شهر شکل می گیرد. به دلیل نوع بافت اجتماعی شهر تا کنون اجماع مورد حمایت مسجد مکی توانسته است در این چند دوره اکثریت ارای را به خود اختصاص دهد. برخلاف ادوار پیشین ائتلاف سبز چند رویداد جدید را تجربه کرد.

اولین مورد ورود یکی از افراد فعال استانی به جریان ائتلاف سبز زاهدان بود. شهرام ریگی با ایجاد ارتباطات گسترده و متنوع توانست خود را به عنوان یکی از نیروهای ائتلاف مورد حمایت مسجد مکی مطرح سازد. ورود چنین شخصی به این جمع حاکی از توان بالای اجتماعی و سیاسی این فرد در ایجاد جریان همسو معتمدین و تحصیلکردگان شهری بود. از طرفی در پایان تنها او بود که از جمع پانزده نفر از رفتن به شورا شهر بازماند. این عدم راه یافتن باعث ایجاد شائبه‌های فراوان درباره جریان همیشه همسوی ائتلاف سبز شد.

  • آیا در جریان گزینش و رای برای ائتلاف میان اعضا چانه زنی و زد و بند‌هایی روی داد؟‌
  • آیا برخی از اعضای راه یافته سعی دارند با تشکیل گروه‌های هم سو منافع عده‌ای خاص را تامین کنند؟‌
  • آیا ورود افرادی فعال از تحصیلکردگان که دارای طرح و برنامه برای شهر بودند منافع عده‌ای خاص را تهدید می کرد؟

این سوالات و ده‌ها سوال دیگر پرسش‌هایی هستند که اعضای راه یافته در چند ماه آینده با عملکرد خود پاسخ خواهند داد. آرای تقریبا بالا شهرام ریگی با توجه به حضور محدود یک ساله‌اش در زاهدان و قرار گرفتنش در لیست ائتلاف سبز نشان از توان بالای قدرت مانور سیاسی این فرد دارد.

  • آیا حضور افرادی همانند وی می توانست منافع عده‌ای را که در لیست قرار گرفته بودند تهدید کند؟
  • آیا عده‌ای قصد دارند با نبود نیروهای مستقل تاثیرگذار در عرصه مدیریت شهری منافع عمومی را قربانی منافع شخصی و گروه‌‌ی خود کنند؟

شهر زاهدان یکی از کلان شهرهای کشور به حساب می آید. باید شهرداری و شورای دوره چهار با استفاده از توان انسانی و دانشگاهی شهر طرح‌های مدرن سازی و توسعه محور به خصوص تقویت فردی و جمعی حواشی شهر چهره‌ای متفاوت از شهر زاهدان به مردم معرفی کنند. وجود حاشیه‌های نامن و گسترش حاشیه نشینی، افت کیفیت خدمات شهری، ترافیک و تعامل سازنده مردم و نخبگان با نهادهای مدیریت شهری از چالش‌های آینده دوره جدید شهر زاهدان خواهد بود. حل این مسایل نیازمند استفاده از پتانسیل‌های فراوان شهر دانشگاهی زاهدان است.
راهکارهایی همانند چابک سازی سیستم خدمات رسانی شهری از طریق فناوری‌های نوین، تحقق و افزایش منابع مالی جدید، گسترش فرهنگ شهروندی، توانمندسازی اجتماع، ایجاد تعامل سازنده با نهادهای اجرایی از الویت‌های اصلی مدیریت شهری زاهدان در دوره جدید باید باشند.

در انتخابات ایرانشهر چه گذشت؟

۲۶ خرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

مقدمه

دفتر انتخابات شوراهای شهر و روستا به همراه ریاست جمهوری در این دوره تقریبا به انتها رسیده است. حرف و حدیث درباره این دو انتخابات بسیار فراوان است که نیازمند مطالعه‌ای جامعه‌شناسانه برای شناخت رفتارهای اجتماعی مردم این استان است. در مقاله‌ای در بحبوحه‌ی انتخابات درباره فضای انتخابات دغدغه‌هایی را مطرح کردم. در این نوشته سعی دارم تحلیلی مختصر از رویدادهای انتخابات در ایرانشهر به عنوان نمونه ارائه دهم.

شهرستان ایرانشهر به لحاظ قرار گرفتن در مرکز استان سیستان و بلوچستان نقطه‌ی اتصال مناطق بلوچستان است. مرکزیت ایرانشهر باعث شده است که این شهر فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی  و فرهنگی مختلفی را شاهد باشد. بنابراین بودن در راس یکی از نهادهای تصمیم سازی برای مدیریت خدمات شهری دارای مزایای فراوانی است. از سوی دیگر به خاطر عملکرد نامناسب چند سال شورای سوم شهر و شهرداری ایرانشهر اکثریت مردم به عینه شاهد مدیریت سوء آنها در نحوه خدمات رسانی شهری بودند. بسیاری از تحصیل‌کردگان و جوانان برای آنکه شهر را از این وضع اسف‌بار به ظن خود نجات دهند وارد کارزار انتخابات شورای شهر شدند. نتیجه این حرکت ثبت نام بیش از صدنفر به عنوان کاندیدا بود. ماحصل این ثبت نام تقریبا لیست ۸۰ نفری بود که واجد شرایط برای ورود به صحنه انتخابات بودند. هر چند روزهای آخر برخی از کاندیداتوری انصراف دادن اما در روز انتخاب مردم باید از لیست ۵۵ نفری نه نفر اصلح را باید برای شورا شهر انتخاب می‌کردند.

در بین افراد اعلام شده ظاهرا اشخاص شناخته شده‌ی کمتری یافت می شد. برخی از آنها که دارای سوابق بیشتر فعالیت اجتماعی-سیاسی بودند سعی کردن با یارگیری قومی یا طایفه‌ای محوریت یک ائتلاف را داشته باشند. به دلیل ناشناخته بودن نیروهای موجود چه در میان شهر و حتی در قوم و طایفه مورد نظر معادلات اجتماعی کمتر به سمت و سوی یک جریان خاص سوق پیدا می کرد. پس از رفت و آمد‌های سیاسی تقریبا جریانات شکل گرفته با وزن‌های همسان کلونی‌ها اجتماعی-سیاسی با مقبولیت یکسان برای عده‌ای خاص تشکیل شد. این عدم تعامل بین نیروها باعث شد جریان سیاسی شهر کامل وارد فاز رکود شود. در این بین افرادی بودن که با سرک کشیدن به این جمع و آن جمع سعی می کردند برای خود جمع مقبول بهتری دست و پا کنند. این امر باعث شد که بارها و بارها اجتماع‌ها و ائتلاف‌های شکل گرفته و از بین بروند. در این بین با رد و تایید صلاحیت برخی افراد جریانات جدیدی در شهر شکل می گرفت. نیروها  با از دست دادن نیروهای خود سعی می کردند افراد جدید جایگزین کنند. برخی با آمدنشان حساسیت برخی جمع‌های شکل گرفته را برانگیختند. این انگیزه‌ای جدید برای سرعت بخشیدن به تشکیل گروه‌های ائتلافی می داد.

محوریت برخی ائتلاف ها
در شهر حول چند محور فردی یا جمعی سعی شد ائتلافاتی شکل گیرد. نمونه اول با رویکرد و عضویت قوم ارباب بود. آنها سعی کردن با گرد هم آوردن برخی اقوام پرجمعیت شهر ائتلافی با وزن جمعیتی زیاد شکل دهند. برنامه‌ریزی این مجموعه از مدت‌های پیش در حال انجام بود. بارها به دلیل گوناگون ار جمله عدم رعایت اصل اعتماد رایی زنی‌های ائتلافی به هم خورد. در آخر با حضور یکی از وابستگان ارباب و اقوام آل داود و دوستکام و یکی از اعضای ایرندگان تیم به مردم معرفی شد. از این جمع فقط یک نفر به شورا راه یافت.

دومین محور فعال شهر حول اعضای یکی از مدارس دینی شهر بنا شد. تیمی اولیه سعی در انتخاب اعضای قومی و طایفه‌ای با محور هسته‌ی اصلی خود داشتند. سامان دهی امور این مجموعه از طرف این مدرسه صورت می گرفت. بعدها به دلایلی هسته اولیه گزینش‌گر تیم تغییر یافت و فقط یکی از اعضای وابسته به مدرسه در جمع باقی ماند. با رایی‌زنی های مختلف مجموعه سربازی‌ها وارد بازی این تیم شدند. نیروهایی از بمپور و برخی ایرانشهری‌ها قطعه‌ی بعدی این پازل را کامل کردند. با وجود انتظار بالای مجموعه سرباز برای رای آوری فقط یکی نفر غیر سربازی از این ائتلاف رای آورد.

گروه بعدی با محوریت جامعه ایرندگان شکل گرفت. بعد از بالا و پایین‌های زیاد در خود مجمع ایرندگان سرانجام فردی مورد حمایت این جمع اعلام شد. هر چند برخی دیگر از این رای ناراضی بودند و در گروه‌های دیگر وارد کارزار شدند. پس از هم پاشیدگی گروه‌ها دیگر در این اواخر نیروهای دامنی ایرانشهر و دامنی‌ها مقیم ایرانشهر به این جمع پیوستند. فردی از جمع سرحد و جمالزهی‌-خاشی‌ها ایرانشهر سمت دیگر این ماجرا را کامل می کرد. از نیروهای دامنی(چاری‌زهی) فردی وارد بازی شد. در آخر سه نفر نیروی جوان که تا به حال مستقل فعالیت می کردند در آخرین دقایق جمع را کامل کردند. در ظاهر جریان رویه انتخابات آنها توانسته بودند با حمایت برخی از اقشار جوان و تحصیلکرده برای خود جایگاه اجتماعی مقبولی دست و پا کنند. برخی جریانات روز انتخابات معادلات این جمع را به هم ریخت. از این جمع دو نفر عضو اصلی و سه نفر علی‌البدل به شورا شهر راه یافتند.

 محور ادوار شورا با عضویت چند نیروی جدید که سابقه شورایی نداشتند با کمترین سروصدا فعالیت خود را پی می گرفت. هر چند با حذف و اضافه شدن برخی سرشاخه‌ها برنامه‌های اولیه‌ی آنها به هم ریخت اما با یارگیری مجدد توانستند خود را ترمیم کنند. به علت عملکرد ادوار گذشته شهرداری به خصوص دوره اخیر مردم در مقابل این جمع موضع تقابل گرفته بودند. اما آنها بدون در نظر گرفتن این مسئله فقط خود را برای روز رای گیری آماده می ساختند. داشتن تجربه انتخاباتی و استفاده از توان‌ اطراف و اکناف معادلات را به نفع آنها تغییر داد. این جمع یکی از منسجم‌ترین تیم‌های کاری انتخاباتی بودند. از این جمع چهار نفر به عنوان عضو اصلی به شورا راه یافتند.

هر چند ائتلاف‌ها و گروه‌های دیگر نیز در شهر شکل گرفت. اما چون دارای افراد و پتانسیل‌های اجتماعی قابل قبولی برای ورود به شورای شهر نبودند فقط یک نفر از مستقل‌ها و ائتلافی‌ها وارد شورا شود. هر چند این فرد ورودش را مرهون فعالیت‌های هدف‌دار گذشته خود و برخی مولفه‌های جدیدی بود که همین اواخر شکل گرفت و باعث شد او نیز از اعضای شورای شهر ایرانشهر شود.

 نتایج – نکات

۱. ما برای رسیدن به معیارهای مردم‌سالاری حتی معیارهای ملی فاصله بسیار زیادی در این شهر و حتی استان داریم.
۲. مولفه‌ی قوم و قبیله دیگر عنصر تعیین کننده در معادلات انتخاباتی نیست. چون نیروهای برآمده از اجماع قومی اکثرا حذف شدند.
۳. ثابت و نداشتن اعتماد به اعضای هم پیمان ناشی از عدم وجود اصول فردی و حرفه‌ای در سیاست‌ورزی شهری است. چرا که افراد در این دوره بارها و بارها پیمان بستند و اصول خود و اخلاق را زیر پا گذاشتند.
۴. داشتن برنامه و طرح علمی برای مدیریت شهری اصلا مهم نیست بلکه داشتن طرح انتخاباتی با رویکرد ورود به هر طریق ضروری‌تر است.
۵. با وجود پیشرفت سطح علمی شهر اما هنوز رویکرد مدیریت شهری به سمت  عقب حرکت‌ کرده و سنت‌محور است.
۶. شورای کنونی حاصل برآیند سیاست‌ورزی برخی کنشگران با در نظرنگرفتن علم،اخلاق و تعهد است، اینکه چگونه می توانند با هم و مردم تعامل داشته باشند بزرگترین سوال مردم و فعالین اجتماع از این افراد در آینده خواهد بود
۷. دوره چهارم چنانچه نتواند تعامل با مردم و تحصیلکردگان را مدیریت کند قطعا با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
۸. نکته آخر اینکه با توجه به شرایط اقتصادی کشور و شهرداری شهر انجام طراح‌ها عمرانی با مشکل تامین اعتبار حتما مواجه خواهد شد، پس باید برای این مشکل حتما باید چاره‌ای بیندیشد.

نقش طوایف در انتخابات ۲ – قوم یا منافع عمومی

۱۲ خرداد ۱۳۹۲ ۱ دیدگاه

مدیریت قومی یا منافع عمومی

متغیر قومیت در معادلات اجتماعی در زندگی مدرن امروز بخصوص در مسایل مدیریت کلان و مدیریت شهری دیگر آن نقش محوری را ندارد. در گذشته شاید وقتی مولفه‌های دیگر در جامعه کمتر دیده می شد عنصری همانند قوم یا طبقه اجتماعی برای تقسیم بندی افراد جامعه و تقسیم منابع و مدیریت به کار می رفت، اما اکنون در قرن فن‌آوری اطلاعات این تقسیم بندی اگر هم وجود داشته باشد دیگر نافع نیست. در حال حاضر تولید دانش و محور بودن علم خط حاایل میان مردم و انواع مدیریت اجتماعی است. در دنیای امروز مردمی تواناتر هستند که داناتر باشند.

جامعه بلوچستان در حال گذر از دنیای قومی-طبقاتی به سمت مدنیت مدرن است. پس این جامعه کم کم باید در معادلات اجتماعی-سیاسی خود متغیرهای دیگر را وارد سازد. این روند جامعه را از نگاه تک بعدی و انحصارطلبی نجات خواهد داد. ممکن است در ذهن برخی خوانندگان این شائبه شاید پیش آید که این یادداشت سعی دارد نقش اقوام و طوایف را در جامعه نادیده بگیرد. در جواب باید گفت ما سعی داریم قوم و طایفه را به عنوان یکی از مولفه‌های شناخت هویت فردی در نظر داشته باشیم. جهان کنونی که هر کس سعی دارد با توانمند ساختن خویش و جامعه‌اش قدرت راهبری بیشتری کسب کند استفاده از تمام توانمندی‌ها و ابزارها یک اصل بدیهی می نماید. تک بعدی اندیشیدن و محور بودن مسایلی قومی-طبقاتی ما را از تصمیم‌سازی‌های درست دور خواهد کرد.

در مجموع استفاده از تقسیم‌بندی قومی-طبقاتی برای مدیریت جامعه کاری بسیار فرسایشی و کم‌باز ده است. اگر مولفه‌ی قوم همراه با سایر عناصر تاثیرگذار در مدیریت جامعه به درستی ترکیب شوند مدیریت جامعه بسیار سریع‌تر و راحت‌تر انجام خواهد گرفت. امید است افرادی که تقسیم بندی قومی-طایفه‌ای را ملاک تقسیم قدرت اجتماعی-سیاسی قرار می‌دهند سایر توانمندی‌های جامعه را نیز مدنظر قرار دهند. همچنین رویکرد اصلی جامعه را تامین منافع و مصالح عام بدانند.

نقش طوایف در انتخابات

۱۲ خرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

طایفه پایه‌ی موضع‌گیری

نوع جدیدی از مشارکت اجتماعی سیاسی در شهرهای بلوچستان بخصوص در برهه زمانی انتخابات شوراها در حال شکل‌گیری است. در یادداشت پیشین ما به انواع فضاهای انتخاباتی در شهرهای استان سیستان و بلوچستان مختصر اشاره‌ای کردیم. نوع سومی که بحث آن است نوعی است که ما در شهرهایی مانند ایرانشهر شاهد آن هستیم. در این گونه شهرها انواع و اقسام گروه‌های جمعیتی و صنفی وجود دارد. گروه‌هایی که مثلا نسبت اولیه او را متصل به یکی از روستاهای اطراف می دارد. روند انتخاب فرد و شیوه تعامل سیاسی-اجتماعی این گروه‌ها نمایش خطرناکی از سهم‌خواهی و خودکامگی عده‌ای افراد خاص می‌باشد که در ادامه به بررسی برخی از این نوع تحرکات می‌پردازیم.

عده‌ای افراد خاص در هر قوم و دسته‌ای، حال چه کسی به آنها نمایندگی دیگران را داده خود سوال بزرگی است، سعی می‌کنند با جمع کردن عده‌ای از اقوام وابسته فردی را به نمایندگی انتخاب کنند. اینکه بارها  و بارها این حرکات صورت می‌گیرد یا به چه شیوه‌ای به جمع بندی می رسند خود داستانی با طول و تفسیر فراوان دارد که از حوصله این یادداشت خارج است. پس از طی یک یا چند جلسه فردی به عنوان نماینده آن طیف مشخص می شود. حال داستان از اینجا به بعد جالب می شود.

این فرد کاملا باید اختیار خود را به آن جمع دهد. یعنی آن جمع مثلا تصمیم می‌گیرید او با چه کسی دیدار کند یا نکند، در چه ائتلافی حضور داشته باشد و یا چه طرح و برنامه‌ای داشته باشد. دیگر این فرد به یک دست‌نشانده‌ی دیگران تبدیل شده است. در صورتی که همه جهان به خصوص احزاب و گروه‌ها وقتی فردی را به نمایندگی خود انتخاب می‌کنند او سخنگو و عنصر اصلی آن جمع به نمایندگی آنان است. هرچند تیم سایه و مشاوران صحنه‌گردان مسایل هستند ولی به ظاهر همان فرد نماد آن جمع به شمار می رود.

فرد منتخب به دلیل پشتیبانی و رای آن جمع  همیشه مرهون این التفات خواهد بود. پس او باید در ادامه خواه یا ناخواه در صدد جبران این لطف‌های خواسته و ناخواسته برآید. چون این فرد برآمده از تفکر انحصارطلبی و سهم‌خواهی عده‌ای خاص بوده پس همیشه باید در سایه آنها   دوره تصدی خود را بگذراند. فرد مجبور خواهد بود به صورت قانونی، شبه قانونی و یا حتی غیرقانونی به اطرافیانش رانت و سود برساند.

بحث ساختار جامعه بلوچستان و رابطه‌ی آن به عدم توسعه یافتگی این استان از مباحث دنباله‌دار آگاهان این منطقه است. ساختار قومی-طایفه‌ای جامعه چنانچه با هوشمندی با دیدگاه منافع عمومی در معادلات اجتماعی تاثیرگذار باشد می‌تواند نقش دوره‌ی گذار به مدرنیته را با حداقل زیان‌رسانی طی کند. اما عده‌ای سودجو سعی دارند سرنا را از دهان گشادش بنوازند. آنان سعی دارند با پررنگ کردن مباحث قومی-طایفه‌ای خطی میان اقشار مختلف مردم بکشند و از این طریق فردی را مثلا به عنوان نماینده قوم علم کرده و از قبل آن به منافعی برسند.

ادامه دارد…

فضای انتخاباتی سیستان و بلوچستان

۷ خرداد ۱۳۹۲ ۳ دیدگاه

فضا انتخاباتی هر شهری نشان دهنده‌ی نوع برداشت مردم از مقوله انتخاب است. این نوع فضا و برداشت بعدها در مناسبات اجتماعی و ساز و کارهای اجرایی و نظارتی بسیار خود را نمایان خواهد کرد. مثلا اگر فضا شهری به سمت اجماع و توافق نسبی مردم و افراد فعال شهر باشد این وفاق در پیش برد امور خود را بسیار نمایش خواهد داد. اگر فضای قطبی در شهر حاکم شود همین نوع برداشت وارد فاز عمل شده و در مسایل تصمیم‌سازی و اجرایی دو سویی مشاهده خواهد شد. قطبیت جامعه این خوبی را دارد که زمینه‌های فساد را کم کرده و اطلاع‌رسانی شفاف‌تری صورت می‌گیرد. در مورد فضا وفاق که معمولا کمتر در جامعه پیش می آید یا شاید در مقاطع خاص زمانی این مهم ممکن است روی دهد چون خواست عمومی اجتماع گذر از شرایط می باشد کمتر مشکلی در زمینه شفافیت و اطلاع‌رسانی روی می‌دهد.

 

سیستان وبلوچستان

سیستان وبلوچستان

جامعه بلوچستان بخصوص در مسایل اجتماعی که مستلزم انتخاب و گزینش فرد یا رویکرد خاصی می باشند معمولا هر سه نوع فضا انتخاباتی وجود دارد. در فضای وفاق یا سازش همه پذیر، مردم براساس سازکارهایی از جمله نفع عام یا ساختارهای اجتماعی مانند تقسیم‌بندی‌های قومی-قبیله‌ای به سازشی مورد قبول اکثریت خواهند رسید. حتی از فضای هم‌اندیشی ممکن است عده‌ای خاص که منافع اکثریت را در نظر داشته باشند انتخاب شوند. این رویکرد معمولا در شرایط خاص اجتماعی-سیاسی اتفاق می‌افتد. مثلا در یک روستا اکثریت جوانان یا تحصیلکردگان یا ریش‌سفیدان رشته امور را به دست گیرند. نمود این سازش اجتماعی معمولا در جامعه بسیار محدود یا حتی نادر است. مثلا در روستایی که مردم آن از یک طبقه اجتماعی خاصی باشند تضاد کمتری بین آنها مشاهده می شود.

یکی از پایه‌های جامعه بلوچستان نظام طبقاتی-نژادی آن است. در هر منطقه‌ای از بلوچستان از طبقات مختلف اجتماعی افرادی حضور دارند. طبقه حاکمان و رعیت، طبقه ملایان و عامیان و یا طبقات و تقسیم بندی‌های نژادی و قبیله‌ای خاصی که در هر ناحیه می شود آن را به راحتی  دید. این گونه اجتماعات معمولا دارای یک تضاد فکری و منفعتی عمیق هستند. مثلا منافع حکام و فرمانبرداران هیچگاه مانند هم بوده است. در این گونه جوامع با توجه به عمق فاصله‌ی میان این دو بخش همیشه یک قطبیت شکل می‌گیرد. البته فضای قطبی معمولا در هر جامعه‌ای مشاهده می شود. جناح راست یا چپ و یا تفکراتی متضاد همیشه جامعه را به دو بخش مختلف تقسیم بندی می کنند. فضای قطبی به خودی خود چیز بدی نیست اما مبانی شکل گیری آن یا میزان شکافی که در جامعه ایجاد می شود می تواند محل مناقشه باشد. مباحثی همانند نژاد یا قوم و قبیله چنان چه بیش از حد تاکید شوند می توانند منجر به فضای مناقشه‌ای همانند تضادهای طبقاتی یا نژاد در جامعه را دامن زنند. اما اگر این فضای ایجاد شده میان دو بخش جامعه براساس معیارهای همانند تفاوت دیدگاه یا فلسفه یا جهان‌بینی باشد می تواند در بسیار موارد به شرط رعایت اعتدال سودمند باشد. معمولا در این گونه فضاها نقادی رشد خواهد کرد.

نوع سوم رویکرد مردم نسبت به هم و رویدادها اجتماعی نگاه تک بعدی یا خودمحوری است. مردمی از طبقات و رویکردهای مختلف به شهرها وارد شده‌اند. آنها اندیشه و سبقه خود را وارد آنجا خواهند کرد و سعی می کنند هم‌پیمانی را برای خود پیدا کنند. کم کم کلونی‌های اجتماعی گوناگونی در شهر شکل می‌گیرد. به عبارت دیگر شهر تبدیل به یک روستای بزرگ خواهد شد. این اجتماعات معمولا  به لحاظ ماهوی کمتر سنخیتی با هم دارند. سطح خواسته‌ها و تامین منافع آنها فراتر از گروه و نزدیکانشان در خوشبینانه‌ترین حالت  نخواهد بود. هر کسی به دنبال منافع فردی یا گروهی هم‌پیمانان (هم‌خون-هم‌محلی) خویش است. تنها چیزی که در این بین به آن توجه نخواهد شد منافع دیگران یا منافع عمومی است. معمولا شهرهایی از این دست در یک کشمکش دایمی هستند و ایستایی در همه امور به وضوح به چشم می آید. معمولا در این گروه‌های اجماع بین-گروهی و توافق با گروه‌های دیگر کمتر صورت می‌گیرد. چون هم بین افراد آن جمع اختلاف سلیقه و فکر وجود دارد و هم این تفاوت‌ها با گروه‌های دیگر نیز بسیار زیادی است. در مواردی مقطعی هم‌پیمانی‌های مقطعی صورت می‌گیرد. اما این قراردادها مقطعی و بسیار شکننده هستند.

در شهرهای سیستان و بلوچستان هر سه نوع فضای رقابت اجتماعی مشاهده می شود. در روستاها کوچک و کمتر توسعه یافته معمولا با ریش سفیدی و کدخدایی عده‌ای با اجماع اکثریت در راس کار قرار می‌گیرند. چون در چنین روستاهایی فضای رقابت سنگین وجود ندارد و اختلاف سلیقه‌های کمتری مشاهده می شود افراد با وفاق شرایط اجتماعی را رقم خواهند زد. این فضای وفاق در شهرها به ندرت دیده می شود. معمولا در شرایط خاص اجتماعی-سیاسی مردم سعی کرده‌اند اختلافات را به طور مقطعی کنار نهاده و به اجماع نسبی برسند. شهر خاش تلفیقی از اجماع قومی با محوریت سرداران یا ریش‌سفیدان جریان انتخابات را هدایت می‌کند.

بیشتر شهرها شمالی از جمله زاهدان و زابل معمولا قطبیت اجتماعی حاکم است. این قطبیت با دو مولفه مذهب و قومیت گره خورده است. در شهر زاهدان مثلا تقسیم بندی جامعه بر دو بنا مذهب و قومیت است. با توجه به فضای تعاملی که این دو جناح با گروه‌های کوچک دیگری که دارند معمولا  سعی می‌کنند وزن سیاسی اجتماعی خود را بالا ببرند. این افتراق گاه یک سویه و گاه  موازنه است. در شمال استان تقریبا همین وضع به حالت موازنه یک سویه دیده می شود. همین یک سویه بودن جامعه را سمت محور بودن گروه‌های کوچک سوق می دهد.

شهرهای جنوبی و مرکزی استان دارای فضای چندگانه هستند. مثلا شهری همانند ایرانشهر که در مرکزیت مواصلاتی قرار گرفته دارای کلونی‌های جمعیتی مختلفی است. این کلونی‌ها همانگونه که گفته شد دارای سوابق تاریخی و اجتماعی در بخش‌هایی دیگر بوده‌اند. آنها با نظر داشت به همان سکونت اولیه خود سعی کرده‌اند هویتی مبتنی بر بخش یا روستا خود تعریف کنند. سربازی‌ها، ایرندگانی‌ها، لاشاری‌ها و گروه‌هایی از این دست هویت خود را بر سکونتگاه اولیه خود بنا نهاده‌اند. این فضا در نیک‌شهر نیز تقریبا مشاهده می شود. لاشاری‌ها، قصر‌قندی‌ها، هیچانی، کشیگی و… گروه‌های ساکن در نیکشهر هستند. معمولا در این نوع تقسیم‌بندی جامعه گروه‌ها همیشه در تلاش برای سهم‌خواهی بیشتر هستند. سهم‌خواهی که در آن کمتر منافع عمومی در نظر گرفته می شوند. کنار گذاشتن افراد توانمند گروه به بهانه همگن شدن جهت هماهنگی با دیگر گروه‌ها و در نظر نگرفتن حقوق اقلیت‌ها  و گروه‌های دیگر از آفات چنین تصمیم‌گیری‌هایی است. همین چندگانی در جامعه و عدم هم‌پوشانی منافع گروه‌ها باعث می شود که جامعه به سمت کشمکش‌هایی فرسایشی سوق پیدا کند. چیزی که در این گونه شهرها با درجات مختلف مشاهده می شود. نمونه‌اش را می توان در شورای سوم ایرانشهر و نیشکهر به خوبی مشاهده کرد. ایرانشهر که دچار ضعف مفرط مسایل عمرانی است و نیشکهر که چند مدت شهردار نداشت.

باری فضای شهرها و روستاهای این استان از طیف وفاق تا تضاد شدید افراد و گروه‌ها تشکیل می شود. مطلوب آن است که در بیشتر امور اجماع و وفاق صورت گیرد. اما به دلایلی که در بالا برشمرده شد چنین چیزی بسیار نادر و مقطعی خواهد بود. اما فضای قطبیت و موازنه‌های غیر هم سو همیشه در شهرها و روستاها مشاهده می شود. اگر قطبیت جامعه بر مبنا عقل و پذیرش منافع عمومی شکل گیری می توان جامعه را پویاتر سازد. اما اگر جناح بندی جامعه بر مبانی نادرستی همانند نژاد و قوم یا حتی مذهب شکل گیری خطر افراط‌گری از هر دو سمت بسیار پررنگ خواهد بود. خودرایی و خودمحوری و عدم پذیرش نظرات و عقاید دیگران جامعه را وارد فاز جدال فرسایشی پایان‌ناپذیر خواهد کرد. هر گروه، طیف و دسته و حتی فرد خود را دارای قوی تشخیص برای همه مردم بداند آن وقت جامعه با مولفه‌ها و بردارهای متضاد و مختلف به این سو و آن سو کشیده خواهد شد. این نیروها هم دیگر را خنثی خواهند کرد و باعث خواهند شد جامعه همیشه در یک نقطه بی‌حرکت بماند. حال این به عهده عقلا و اندیشه‌مندان جامعه است که در این مسایل مردم و جامعه را روشن سازند. آنها را از خطرات افراط و تفریط و منم منم گویی‌ها برحذر دارند.

© 2012-2014 Mostafa Daneshvar All Rights Reserved. Under GFDL License.