بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘توسعه اجتماعی’

بیشترین بی سوادی در سیستان و بلوچستان

۶ خرداد ۱۳۹۲ ۱ دیدگاه

خبر بسیار بدی است. روزنامه قانون آن را منتشر کرد و سپس سایت‌های دیگر نیز مصاحبه را بازنشر کردند. محمد مهدی‌زاده معاون آموزشی سازمان نهضت سوادآموزی در مصاحبه‌ای می گوید بیشترین آمار بی‌سوادی در استان سیستان و بلوچستان است.
براساس آمار سال ۱۳۹۰ در بیش از ۹ میلیون بی‌سواد مطلق در کشور وجود دارد. از این تعداد ۳ میلیون و ۴۵۶هزار نفر در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال می باشند. وی اظهار می دارد که بر اساس آمار یونسکو ایران در بین ۱۳۰ کشور رتبه ۸۷ در بحث سواد آموزی دارد.

آموزش و پرورش

آموزش و پرورش

بیشترین آمار بی‌سوادی در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال متعلق به سیستان‌وبلوچستان است. در همین رده سنی استان‌های مازندران و سمنان بهترین وضعیت را دارند.
چندین سال پیش در همین وبلاگ درباره معیارهای باسوادی در قرن جاری مطلبی را نگاشتم. در آنجا گفته شد که دیگر معیار سواد صرفا خواندن و نوشتن نمی باشد. بلکه سایر مولفه‌ها از جمله آشنایی با دانش روز و استفاده آن در زندگی روزمره از ملزومات زندگی در جهان مدرن امروز است.
حال ما در استانی زندگی می کنیم که دارای بیشترین تعداد بی سواد در کشور است. اگر همه عوامل عدم توسعه را در استان سیستان و بلوچستان به کنار نهیم قطعا بیشتر مشکل در این زمینه عدم توسعه یافتگی علمی این منطقه است. وجود افراد بی سواد متعدد زمینه‌ساز مشکلات فراوان اجتماعی و اقتصادی در منطقه است. باید مسئولین کشور و استانی یک برنامه جدی و منظم با پیگیری شدید برای از بین بردن واقعی بی سوادی در این استان را طرح‌ریزی کنند.
بی سواد ماندن افراد در جامعه می تواند دلایل زیادی داشته باشد. از زندگی در حاشیه شهر تا کوچ‌روی همه عوامل تشدید کننده این آمار می باشند. در زمینه سوادآموزی در این استان از طریق نهضت سوادآموزی همیشه خاطراتی متعدد با تم یکسان به گوش می رسد. افرادی که به ظاهر مشغول آموزش هستند ولی نه کلاس و نه سوادآموزی درکار است. فقط چند برگه کپی شناسنامه از جایی پیدا می شود و اسامی افرادی که شاید حتی روحشان از ماجرا خبر نداشته باشد را تعلیم می دهند. حال این افراد از پزشک گرفته تا معلم بی سواد هستند که مثلا در کلاس‌های درس غیرواقعی توسط برخی آموزشیاران تعلیم می‌بینند. چه بسیار افراد بوده‌اند که از دیدن اسم خود به عنوان سوادآموز دچار بهت و حیرت شده‌اند. فرد در خانه نشسته بدون هیچ زحمتی ماهیانه پولی را به جیب می زند. از آن طرف روز به روز بر تعداد افراد محروم از تحصیل و بی سواد افزوده می شود . البته هستند آموزشیاران فراوانی که زحمت ریشه کردن بی سوادی را به درستی بر عهده دارند که حسابشان از آنها همیشه جدا است. امید است که مسئولین منطقه‌ای و استانی نظارت بیشتر بر این مسئله داشته باشند.
در دیگر جاهای دنیا افراد در مسیر توسعه و آبادانی و مشارکت افراد در این پروسه‌های سخن می‌رانند ما باید در این استان الفبای خواندن و نوشتن را به مردمی که از تحصیل باز مانده‌اند تعلیم دهیم. آیا به نظر شما می شود از توسعه اجتماعی و اقتصادی در این استان سخن گفت ولی به مقوله علم و دانش عامه مردم بی توجه بود؟ این وظیفه تک تک افراد این جامعه است که به هم دیگر کمک کنند تا مراحل رشد و توسعه را بپیمایند. اگر چنین نشود مطمئن باشید این استان روز به روز به عقب برمی‌گردد. این وظیفه تک تک مردم این استان است که پیش از همه چیز در ریشه کنی بی سوادی همت کنند.

پویاسازی جامعه

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

یادداشت اخیر نوهان درباره‌ی رویکرد پویاسازی جامعه که یکی از خروجی آن شهروند مسئول بود را مطالعه کردم. نوهان در این نوشته سعی کرده‌ است که نقش کلیدی افراد در پذیرش مسئولیت اجتماعی را از دیدگاه خود تبیین سازد. شیوه‌های تاثیرگذاری در تحولات اجتماعی معمولا از دو مسیر انجام می شود: حرکت از پایین به بالا و حرکت بالا به پایین.
تغییر و تحولات اجتماعی اگر از بطن جامعه و لایه‌های زیرین آن برخیزد و کم کم در افراد جامعه نهادینه شود پس از گذشت مدتی معمولا طولانی به سطوح بالاتر نهادهای اجتماعی یعنی آنهایی که تاثیر گسترده‌تری در جامعه دارند نفوذ خواهد کرد. حرکت پایین به بالا دارای مزایا و معایبی هم هست. مثلا کندی رشد حرکت، تاثیرگذاری کم در ابتدا، گم شدن گفتمان در میان دیالکتیک جامعه را می توان به عنوان عیوب این نوع جنبش‌های اصلاحی جامعه دانست. ریشه‌دار بودن حرکت و نفوذ در میان لایه‌های جامعه، عمیق بودن تاثیرات چنین حرکت‌هایی در بعد زمانی و از همه مهمترین ماندگاری تاثیرات چنین کنشگری‌هایی در جامعه در طول نسل‌های مختلف است.
نوع دیگری از فعالیت‌های تاثیرگذاری در جامعه تغییراتی است که از بالا به جامعه معرفی می شود. معمولا نهادهای تصمیم‌گیر در این روند از پتانسیل تاثیرگذاری عمومی خود و توان بالایی که به لحاظ مالی و امکاناتی دارند به راحتی می توانند در ایجاد نوع فعالیت‌های گونه‌گون در جامعه موثر باشند. از مزایا این نوع حرکت می توان به سرعت بالا و گستره وسیع می توان اشاره کرد. از بدهایی این شیوه تغییر عملکرد جامعه مقطعی بود آنها، عمق نفوذ پایین در لایه‌های مختلف اجتماع و حتی در مواردی مقاومت برخی نهادهای جامعه اشاره کرد.
برای پویا بودن یک جامعه علاوه بر این که باید بر نقش افراد در پذیرش مسئولیت اجتماعی تاکید کرد باید سمت دیگر را نیز به فعالیت وا داشت. باید نهادهای مسئول در جامعه نیز رابطه دو سویه و تعاملی خود را در بازسازی کنند. نهادها و سازمان‌های متولی در امور شهر و جامعه باید زمینه‌های جذب افراد و ایده‌ها را به طرق مختلف مهیا سازند. یکی از راه‌های فعال سازی بخش سازمانی جامعه برای تاثیرگذاری بیشتر این است که رابطه خود را با افراد و جامعه مدنی بهبود ببخشد. از راه‌های گوناگون از جمله ایجاد کانال‌های ارتباطی میان این دو بخش جامعه خیلی سریع‌تر به اهداف خود نزدیک خواهد شد. نکته آخر اینکه پویا ساختن افراد برای اینکه بتوانند در جامعه ایده پردازی کنند و نقش ایده‌‌های خود را بهبود امور ببینند این است که بخش سازمانی جامعه اولا اعتقاد به مشورت داشته باشد و دوما دارای مکانیزم‌هایی برای ایجاد ارتباط دو سویه میان جامعه و خود باشد.
بالانچ

کارگران فصلی وبی

۲ بهمن ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

با نزدیک شدن انتخابات محلی شوراها ظاهرا صداهای جدیدی در جامعه مجازی بلوچ به گوش می رسد

زمانی که وبلاگ‌های بلوچی در تب و تاب بودند یکی از موضوعاتی که بسیار به بحث گذاشته می شد عملگرایی دوستان فعال بود. جامعه از افراد آگاه خود توقع داشت فقط به گفتن و نوشتن بسنده نکنند و وارد فاز عمل و اجرای ایده‌‌های خود شوند. حال این توقع چقدر درست بود و به جا بماند. یا اینکه در این تعامل چقدر جامعه راضی شد هنوز باید بررسی شود.

با نزدیک شدن انتخابات محلی شوراها ظاهرا صداهای جدیدی در جامعه مجازی بلوچ به گوش می رسد. این نوع نوشتار و بیان دغدغه از نوع فصلی و زودگذر است. خیلی کم هستند از این دسته افراد که بعد از پایان این دوره بار دیگر به نوشتن باز گردند. به نوعی می شود گفت که آنها اصلا این کاره یعنی مطلب نویس وبلاگ نبوده و نیستند. اگر چه در همان دوره حرف‌های دهن پرکن می زنند و سعی دارند از خود حضوری دایمی به نمایش بگزارند اما چون یا این کاره نیستند و یا ایده برای پرداختن ندارند خیلی زود دلسرد می شوند.

شگرد

«داداش ما هم بازی»

من به این افرد لقب کارگران فصلی وبی می دهد. آنها در یک مقطع زمانی برای رسیدن به اهدافشان وارد این کارزار می شوند که پس از رسیدن یا نرسیدن دست از این کار می کشند و به همان جایی که تعلق داشته‌اند باز می گردند. اعضای فعال،نیمه فعال یا شبه فعال جامعه مجازی کاملا مشخص هستند. معمولا افراد بر اساس نظرات و نوشته‌ها همدیگر را می شناسند. در همین بحبوحه ناگهانی جمعی ناشناس یا کمترشناخته شده وارد گود می شود. خود را پرشور و حرارت نشان می دهند. خود را دردمند و صاحب فکر و راه‌حل معرفی می کنند. سعی می کنند در زمینه‌‌های تخصصی یا عمومی اظهار نظر کنند. به قولی می خواهند بگویم که «داداش ما هم بازی». ببینید من چقدر حرفای قلمبه و سلمبه بلدم. اصلا من در کارم یه دانشمند هستم. باور نداری بارو کن!در این بین برخی هستند که به دنبال یارگیری و کسب بیعت از همه هستند.

صندوق و پایان

شتر دیدی ندیدی!

اون روز یادته من درباره‌ی فعلا موضوع شهر حرف می زدم؟ خوب حالا به من رای بده دیگه! یادته من گفتم شبا دندون‌ا تون را مسواک بزنین پس به من رای بده! یاده من چه فلسفه‌ای برات بافتم خوب به من رای بده دیگه!

بعد از معلوم شدن نتایج رای شتر دیدی ندیدی! چون آقای فعال از دسترسی مجازی خارج و محو می شود. من یه سوپر روشنفکرم بیام با چارتا بچه دم‌خور بشم؟! من یه ابر روزنامه‌نگارم حیفه وقتم رو با شماها هدر بدم. انشالا بعدا اگر کاری داشتیم مزاحم می شیم. فعلا شماها به خودتون مشغول باشین ما بریم به امورات برسیم. خلاص یاهو!

زیرساخت

۱۷ دی ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

رادیو بلوچی(برنامه صبح)

– الو رادیو بلوچی؟

– هاں…

– ما رءَ مشکل هستں…

– بگو چیں شمی مشکل؟

– ما رءَ آپ نے ، ما رءَ برک نے، ما رءَ جَدَ نے …..

شهرستان‌های جدید

بعد از خبر تایید شهرستان شدن قصرقند و امروز هم میرجاوه برخی از مردم بخش‌های تابعه اعتراض کردند که ما راه دسترسی به مرکز شهرستان را نداریم. یا حتی وقتی شهرستان نیکشهر در شرف تاسیس بود مردم بخش‌های مختلف یکی از نگرانی‌هایشان این بود که چگونه خود را به مرکز برسانند. به همین خاطر اکثرا معترض به این وضعیت بودند. اگر هم به شهر نیک‌شهر رفته باشد حتما ساختار آن را دیده‌اید که چندان شباهتی با یک شهر ندارد. بیشتر شبیه به یک روستای  بزرگ است. هر چند در این مدت دچار تحولاتی در زیرساختها شده است، اما هنوز با شهر شدن بسیار فاصله دارد.

زیرساخت

زیرساخت عبارت است از مجموعه‌ای از شاکله‌های سازمانی جهت عملیاتی شدن یک مجموعه تجاری یا اجتماعی و یا خدمات و ابزارهای لازم برای عملیات در اقتصاد می باشند. به عبارت دیگر زیر ساخت شامل سازه‌‌های تکنیکی همانند جاده، پل، منابع آب، سد و مخابرات می شود  که زیست در یک جامعه را میسر می سازند.

نقش زیرساخت در جامعه بسیار حیاتی است. زندگی در یک جامعه بدون فراهم بودن زیرساخت‌های مناسب بسیار دشوار و در موارد غیر ممکن است. مثل در جامعه‌ای که زیرساخت مدیریت منابع آب و شبکه توزیع مناسبی وجود ندارد زیستن و کارکردن در آن تقریبا نزدیک به محال است.

استان ما

سیستان وبلوچستان

سیستان وبلوچستان

استان سیستان و بلوچستان هنوز دارای زیرساخت‌های مناسب در بسیار از شهرها و شهرستان‌های خود نمی باشد. بیشتر طرح‌های ملی یا منطقه‌ای که در این استان اجرا می شوند حول محور توسعه زیرساخت‌ها می باشند. توسعه راه‌‌های اصلی و روستایی، ساخت سد، ایجاد شبکه توزیع آب، برق رسانی از جمله مهمترین موضوعات زیرساختی در این استان هستند که نیاز به توسعه و تامین اعتبار جهت ادامه کار دارند.

علیرغم بودجه‌‌‌های کلانی که به خصوص در دوره دوم دولت اخیر به این استان اختصاص یافته است اما هنوز در موارد درخواست‌های مردم به مواردی از کمبودهای زیرساختی بر می خوریم. هنوز راه‌‌های روستایی و اصلی شهرها و شهرستان‌های استان آنچنان که باید و شاید به کار نیفتاده‌اند. هنوز با توجه به مشکل خشکل سالی مردم  مشکلات آب شرب و زارعی در بسیار از مناطق استان دارند. هنوز روستاهایی وجود دارد که یا دارای برق نمی باشند یا خطوط انتقال به قدری ضعیف هستند که جوابگوی نیازهای مردم نمی باشد.

زیرساخت و توسعه

توسعه بدون توجه به زیرساخت امری غیرممکن است. برای آنکه جامعه‌ای دارای توسعه متوازن باشد نیاز است که دارای زیرساخت‌های مناسب برای تولید و زندگی باشد. توسعه زیرساخت یکی از راه‌های رسیدن به توسعه و ایجاد زمینه‌‌های اشتغال است. سدسازی، راه‌سازی، تولید و توزیع برق علاوه بر آنکه زیرساخت لازم را برای تولید و جامعه فراهم می آورند از سوی دیگر خود برای مردمی که در آن محیط و حتی جوامع دیگر هستند زمینه اشتغالی خواهد داشت. توسعه و زیرساخت لازم و ملزوم هم دیگر هستند. امید است با توسعه زیرساخت‌ استان سیستان و بلوچستان این استان تبدیل به یک مرکز مهم تولیدی، کشاورزی، صعنتی و ترانزیتی برای کل کشور شد

 

ریشه عناصر فرهنگی بلوچ – مقدمات ۲

۲۹ آذر ۱۳۹۱ ۶ دیدگاه

در بخش اول این مقاله به بررسی منابع تامین عناصر یک فرهنگ پرداختیم. بخش دوم این مقاله به بررسی بخش‌های باقی مانده برای شکل دهی عناصر فرهنگی در جامعه بلوچستان می پردازیم.

مذهب و اعتقادات

اعتقادات یا مذهب در بلوچستان تا زمان کنونی نقش بسیار پررنگ و تاثیرگذاری در جامعه بازی کرده است. در حال حاضر مردم بلوچ اکثر سنی مذهب و پیرو دین اسلام هستند. اصطخری اسلام آوردن آنها را مربوط به دوره خلفای عباسی می داند. هر چند برخی معتقدند که بلوچ‌ها پیش از سکونت در منطقه‌ی کنونی بلوچستان دین اسلام را پذیرفته بودند.

در منطقه‌ی بلوچستان اعتقاد به مزار و پیر رواج داشته و برخی مناطق قبیله نشین این مسئله مشاهده می شود. برخی از این مزار و مشایخ گفته می شود پیش از دوره‌ی اسلامی مربوط می شود. از برخی مزارها می توان به «سلیمان شاه»، «حضرت غوث» یا «چتن شاه» در نزدیکی کلات نام برد. این قبور مشایخ برای نذر و نیاز و زیارت مورد احترام مردم بلوچ بوده و هستند. برخی از آنها فقط صرفا شهرت منطقه‌ای دارند و برخی دیگر در میان همه مردم بلوچستان مشهور هستند. در این مزار مردم برای تحقق آرزو‌ها و نیازهای خود با بستن دخیل‌هایی مانند پارچه، سنگواره، زنگوله یا شیپور و دیگر اشیای دیگر نیاز خود را می خواستند. در برخی مزارها یا پیرها مثلا رسم بوده است که بیمار برای شفا به دور قبر و بارگاه می چرخیده است.

در بلوچستان در ادوار مختلف مذهب و رویکردهای دینی و عرفانی گوناگونی بوده‌اند. مثلا  فرقه ذکری‌ها در بلوچستان به خصوص در بخش پاکستان آن حضور پر رنگی داشته است. عقاید آنها آمیزه‌ای از عقاید متصوفه اسماعیلیه، مهدویت و برخی عقاید و سنن محلی است. در زمان رضا شاه اختلاف زیادی میان مسلمانان سنی و ذکری‌ها در بلوچستان ایران رخ داد. این درگیری‌ها باعث کم شدن تدریجی آنها و پنهاهنده شدنشان به ‌کوه‌های بلوچستان شد. این فرقه در پاکستان گفته می شود نفوذ فراوانی دارد.

توتم

توتِم‌ها اجسامی نمادین هستند که در اقوام بومی بیشتر قاره‌ها کاربردهای آیینی دارند. در فرهنگ بومیان توتم نقشی تابویی و شاید قانونی داشته باشد. به این ترتیب که نباید حیوان توتم را خورد. اندیشمندانی همانند فروید و یونگ درباره توتم و ریشه‌ی تابویی آن نظراتی ارائه داده اند.

برخی محرمات بلوچی در برخی برهه‌های زمانی شباهت ریشه‌ای در توتم دارد. مثلا نخوردن  گوشت شتر، ماهی و تخم مرغ در برخی قبایل بلوچ اصل توتمیستی دارد. در میان بلوچ نمونه اعمال توتمیستی گزارش نشده است. رابطه توتمیستی اشاره به نوعی رابطه عرفی و عبادی میان گروه از جامعه و دسته‌ای از اشیاء یا گیاهان را مشخص می کند.

کشاورزی (طبیعت)

در بررسی ریشه شناسی لغت مربوط به «کشاورزی» در زبان‌هایی مانند فارسی یا انگلیسی و حتی، رابطه‌ای میان ریشه این واژه با ریشه‌ی فرهنگ در همان زبان رابطه تنگاتنگی وجود دارد. مثلا «cultivation» یا «agriculture» با واژه فرهنگ یعنی «culture» هم‌ریشه است. به عبارت دیگر می توان نتیجه گرفت که کشاورزی ریشه و بنیاد فرهنگ و لوازم مربوط به آن بوده است.

در فرهنگ ایرانیان باستان به جشن‌ها و رویدادهای مختلفی در روزهای سال برمی خوریم. تقریبا می شود گفت که اکثر آنها ریشه در زندگی مردم کشاورز آن فرهنگ داشته‌اند. جشن‌های مانند نوروز یا سده و یا جشن‌هایی که در هر ماه برای نکوداشت آن ماه رخ می داد همه ریشه در کشاورزی دارند.

طبیعیت در بلوچستان و کشاورزی آن نیز چنین نقشی را در رابطه با فرهنگ مردم بلوچ ایفا کرده است. اگر ادوار مختلف انسان را در نظر بگیریم اکثر جامعه بلوچ در مرحله دامداری یا کشاورزی قرار دارد. پس این تاثیر هنوز در شکل دهی فرهنگ آن بسیار زیاد است. شیوه زندگی مردم بلوچ طبیعیت، روش تعامل او با طبیعت که گاه برای زندگی آن مانع می شود، زمینه ساز ایجاد روابط انسان و طبیعت و جذب عنصرهای طبیعی در فرهنگ مردم بلوچ می شود.

562153_orig

بلوچستان در منطقه‌ای تقریبا گرم و خشک ( یا نیمه خشک) واقع شده است. به علت گستردگی جغرافیای بلوچستان تنوع آب و هوایی در آن بسیار زیاد است. کویر،دشت،دریا،کوه، بیابان از بخش‌های مهم طبیعت بلوچستان به شمار می آیند. شیوه زندگی و تعامل مردم بلوچ با طبیعت با این تنوع زیست-محیطی از یک منطقه تا منطقه دیگر دارای تفاوت‌های گاه عمیقی با هم دیگر است.

زندگی مردم بلوچ علاوه بر آنکه عمدتا از کشاورزی می گذرد اما دامداری نیز بخش مهمی از زندگی آنها را تشکیل می دهد. شتر، گاو، گوسفند  و بز از عمده دام‌هایی هستند که در بلوچستان پرورش داده می شوند. اخیرا با تاکید بر کشاورزی و دامداری صنعتی و حمایت دولت شکل دامداری و کشاورزی در این ناحیه تغییراتی داشته است. تولید محصول متنوع و با کیفیت همراه با تولید انبوه از اهدافی است که در این دو بخش دنبال می شود.

دریا بخشی از طبیعت منطقه بلوچستان می باشد. ناحیه جنوبی بلوچستان در امتداد دریای مکران می باشد. دریا باعث تغییر سبک زندگی مردمان ساحل نشین بلوچستان شده است. دریانوردی و صیادی بخش مهمی از زندگی مردمان آن بخش را تشکیل می دهد. به دلیل موقعیت آب و هوایی معتدل‌تر مردمان این بخش عمدتا اعتدال بیشتر و خشونت ظاهری یا طبیعتی کمتری را از طبیعت جذب کرده‌اند.

اسطوره

اسطوره، قصه‌ایست با خصلتی خاص، یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند. انسان بدوی قبل از آنکه بتوانند رویدادهایی که در زندگی و تعاملشان با طبیعت رخ می دهد توجیه کنند نیروهای قدرتمندتر از خود را در شکل گیری این رویدادها موثر می دانستند. انسان باستان زندگی و رویدادهای آن را ازدیدگاه اساطیر تعبیر و تفسیر می کرد. بارش باران، رعد و برق، سیل و غیره را ناشی از نیروهای ماورای طبیعت می دانستند که به آنها اله یا خدا (الهه) می گفتند. در هنگام وقوع برای تبری جستند نیروی تخریبی این گونه رویدادها یا گرفتن نیروی مضاعف از آنها مدد می جستند. اساطیر نیز علاوه بر روابطی که با انسان داشتند با خود نیز روابط و درگیری‌‌هایی داشتند. پیروزی یکی از آنها بردیگر در بند کشیدن مغلوب و کشتن اسطوره تم اصلی چنین داستان‌هایی بود.

اسطوره در همه فرهنگ‌ها کمابیش حضور دارد. مثلا ثور پسر اودین در اسکاندیناوی مثلا خدای رعد برق است. زئوس در یونان پادشاه خدایان است. در ایران اهوره مزدا خدای و مظهر خیر و دانایی مطلق است.

در فرهنگ بلوچ تاثیر گذاشتن طبیعت بر روی سرنوشت انسان از طریق نیروهایی که دارد نیز نمود دارد. بسیار از خرافه‌های بلوچی ریشه اسطوره‌ای دارند.

جامعه

502375_orig

جامعه بلوچ و سبک زندگی او را به می توان به چهار گروه تقسیم کرد: عشیره‌ای، دهقانی، دهقانی-عشیره‌ای، شهری. این نوع تقسیم بندی جامعه از نوع بررسی جامعه‌ای هم‌زمانی است. یعنی در زمان فعلی مردم بلوچ چهار سبک گوناگون زندگی در منطقه بلوچستان دارند. عده‌ای کوچ رو که بیشتر در مناطق شمالی و مرکزی مشاهده می شود به علت دشواری‌های طبیعی مجبور به کوچ در مناطق مختلف بلوچستان و مناطق همجوار هستند.

بخش زیادی از مردم بلوچستان اکنون به کشاورزی مشغول بوده و سبک زندگی کوچ روی را ندارند. آنها در مناطق روستایی بلوچستان به زراعت مشغول می باشند. این سبک زندگی دارای قدمت طولانی میان مردم بلوچ است. مردم علاوه بر کشاورزی از طریق دام و صنایع دستی به اقتصاد خانواده‌شان کمک می کنند.

گروه دیگری از مردم بلوچ با تلفیق هر دو نوع زندگی کشاورزی و کوچ نوع دهقانی-عشیره‌ای را برای خود برگزیده‌اند. نوع زندگی آنها بر اساس ییلاق و قشلاق می باشد. آنان برای برداشت محصول خود در مدت‌‌های مشخص به سکونتگاه اصلی خود بر می گردند.

در سال‌های اخیر به خصوص پس از انقلاب ۵۷ در ایران روند شهرنشینی در ایران و بلوچستان رشد سریعی داشته است. در برهه‌ای از زمان در بلوچستان به علت خشکسالی‌های متمادی مردم روستا مجبور بودن برای نجات زندگی و رفاه بیشتر به سمت شهرها کوچ کنند. این مهاجرت بی رویه باعث شکل‌گیری سبک جدیدی از نوع زندگی در بلوچستان شد. بررسی این جامعه شناختی این قشر مستلزم تحقیقات بیشتر برای معرفی و شناخت این قشر جامعه بلوچ است. در دهه ۸۰ و ۹۰ با رشد آموزش عالی در کشور بلوچستان نیز از این جریان بی بهره نبود. تعداد زیادی از جوانان شهری و روستایی به مراکز دانشگاهی استانی و در موارد خارج استانی وارد شدند. همه این عوامل دست به دست هم داد تا قشر شهرنشین شبه مدرنی در بلوچستان شکل گیرد.

در همه جامعه بلوچستان به خصوص در بخش‌های عشیره‌ای یا دهقانی نظام طبقاتی وجود دارد. افراد به جامعه به طبقاتی مانند میر، رئیس،خان، نوکر، بلوچ و درزاده تقسیم می شود. هرچند در جامعه شهری و تحصیل کرده کم کم این نظام طبقانی در حال رنگ باختن است اما این موضوع در بسیار موارد به صورت پر رنگ در جامعه مطرح می شود. مسئله ازدواج و نوع روابط این طبقات در خانواده‌های سنتی بسیار رعایت می شود.

جامعه بلوچستان جامعه‌ای متکثر و متنوع از لحاظ لایه‌های مختلف اجتماعی است. این لایه‌های مختلف باعث شکل گیری جامعه‌ای بر مبنای تکثر عناصر فرهنگی و اجتماعی شده است. نوع روابطی که مردم با هم با نظر داشت به این روابط و سلسله مراتب دارند باعث شکل گیری انواع و اقسام فرهنگ دامداری، کشاورزی میان مردم بلوچ شده است.

ادامه دارد …

ریشه عناصر فرهنگی بلوچ – مقدمات

۱۹ آذر ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

بخش اول مقدمه

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که عناصر یا چیزهایی که به فرهنگ شما مربوط می شوند در چه ریشه دارند؟ اولین بار از کدام منبع نشات گرفته‌اند؟ مثلا در فرهنگ بلوچ میارجلی از کجا آمده است؟ یا در سایر فرهنگ‌ها مثلا در ایران مراسم عاشور و تعزیه خوانی از کجا آمده است؟

عناصر مادی و غیر مادی فرهنگ دارای سیر تاریخی مشخص و گاه نامشخص در هر فرهنگی هستند. برخی فرهنگ‌ها که دارای مطالعات مربوط به فرهنگ بوده‌اند یا سیستم ثبت وضبط این گونه رویدادها را داشته‌اند این گونه مسایل را به شیوه‌های مختلف نگهداری کرده یا می کنند. شهروندان هر فرهنگ با مطالعه مثلا ادبیات یا شرکت در  مراسم و آیین مربوط به فرهنگ خود آنها را کم کم یاد می گیرند. اما برای دانستن ریشه برخی از این عناصر تامل در مسایل فرهنگی یا تاریخی ضروری می نماید. عناصر فرهنگی از منابع گوناگونی وارد  فرهنگ می شوند. برخی منابع انحصارا در اختیار یک فرهنگ خاص است پس آن عناصر در آن فرهنگ منحصر به فرد خواهند بود. اما منابع اصلی تغذیه عنصرهای گوناگون فرهنگ چیستند؟

بلوچستان

بلوچستان

زبان

بلوچی از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی است. این زبان در ایران ( اکثر در بلوچستان)، پاکستان، عمان، افغانستان و برخی نقاط ترکمنستان مورد استفاده گویشوران است. این زبان با زبان‌‌هایی مانند کردی یا پهلوی قرابت‌های ریشه‌ای دارد. به لحاظ تقسیم بندی گویشی در سیستم استاندارد، زبان بلوچی دارای سه شاخه: غربی ، شرقی و جنوبی است. تا پیش از قرن نوزدهم میلادی بخش کتابت زبان بلوچی هنوز وجود نداشت. بعدها با تاثیرپذیری از الفبای عربی-اردو رسم‌الخطی برای زبان بلوچی به وجود آمد. در سال ۱۹۵۱ گلخان نصیر با انتشار گلبانگ از الفبای اردو و عربی استفاده کرد. بعدها سیدظهورشاه هاشمی با تدوین شیوه‌نامه‌ای برای نوشتن بلوچی با به کاربردن الفبای عربی-اردو لقب پدر زبان بلوچی را برای خود کسب کرد. این رسم‌الخط عمدتا در بلوچستان شرقی و غربی مورد استفاده قرار می گیرد.

ادبیات

به دلیل عدم وجود رسم‌الخط در زبان بلوچی عمده‌ی آثار ادبیات بلوچی شفاهی بودند. برای آنکه رویداد‌های تاریخی و قصه‌ها و افسانه‌های بلوچی از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند مردم سعی می کردند این آثار را به صورت شعر در آورده و در حافظه خویش حفظ کنند. داستان‌های تاریخی، افسانه‌های عاشقانه، مثل‌ها، لالایی‌ها و چیستان‌ها همه و همه به صورت شعر و شفاها سینه به سینه نقل می شدند. تا اینکه در قرن نوزدهم میلادی توسط اروپاییان ( بیشتر انگلیسیان) مانند لوئیس، مایر و لانگورث دیمز برخی آثار ادبی جمعاوری گردید.در ادبیات کلاسیک بلوچستان درباره  مضامینی همانند تاریخ بلوچ، جنگ و نبرد آنها با هم یا با بیگانگان، عشق و عاشقی و … اشعاری یافت می شود. در اوایل قرن بیستم رویکرد اشعار بلوچی بیشتر گرایش به سمت احساسات ملی‌گرایانه بلوچی بود. شعرایی همانند محمد حسین عنقا یا گلخان نصیر از این دست شاعران بودند. بعدها شاعرانی همانند عطاشاد یا  آزات جمالْدینی بیشتر  به سبک نو و غیر سنتی بلوچی آثاری را ارائه کردند.

تاریخ بلوچستان

تاریخ بلوچستان

تاریخ

تاریخ بلوچ را می توان در دو بعد مورد بررسی قرار داد. بعد اول نگاه تاریخی خود مردم بلوچ به سرگذشتشان است و دیگری روایت‌هایی است که از ملل همسایه درباره‌ی آنها برجای مانده است. بلوچ، همانگونه که در بخش زبان اشاره شد دارای کتابت جوانی است. اما در همان بخش‌هایی که در ادبیات شفاهی مربوط به تاریخش برجای مانده است درباره ریشه و سرگذشتش سخن گفته است. اولین ادعای مربوط  به حضور آنها در حلب و یاری رساندنشان به امام حسین در واقعه کربلا است. آنها در آنجا از نوادگان حمزه عموی پیامبر می دانند. بعد از این حوادث آنها به سیستان و رودبار و مکران در مقاطع مختلفی نقل مکان می کنند.برخی رد پای تاریخی بلوچ را تا ۴۰۰۰ یا ۹۰۰۰ سال پیش به سرزمین بابل می رسانند. بخشی دیگر از تاریخ بلوچ که در شاهنامه به آن اشاراتی شده است بودنش در منطقه مکران یا حتی راندنش از گیلان به سمت مکران توسط شاهان ایران است. البته این ناهماهنگی ها در گزارش تاریخ بلوچ بیشتر مربوط به زمان باستان و پیدایشش می شود. بعدها که سیاحان مختلف از این مناطق عبور کردند از ساکنان مکران اطلاعاتی در اختیار خوانندگان قرار داده‌اند. به همین دلیل بهتر می توان در تاریخ بلوچستان تحقیق انجام داد. تاریخ بلوچ همواره پر بوده است از جنگاوری و نبرد با دشمنان یا همراهی با سایر ملل جهت کمک رساندن در کسب پیروزی است. مثلا کمک خواستن شاه ایران از شاه مکران، کمک بلوچ‌ها در فتح دهلی و رویدادهایی از این دست زمینه ساز تاریخ بلوچ در اعصار مختلف بوده است.

موسیقی

علی محمد بلوچ

علی محمد بلوچ

موسیقی بخش جدایی ناپذیر فرهنگ بلوچ است. در فرهنگ بلوچ از بدو تولد تا مرگ یک انسان انواع موسیقی وجود دارد. هر کدام از انواع این موسیقی بسته به شرایط محیطی و فرهنگی بلوچستان دارای تنوع بسیاری هستند. در موسیقی آوازی بلوچ از صدای آواز یک ساربان شتر تا مویه و شادی دارای تنوع شگرفی است. بلوچ از روزی که به دنیا می آید با شپتاکی برایش جشن سرور برپا می شود. وقتی که می خواهد بخوابد مادر یا دایه‌اش برایش لیلو یا لالایی در گوشش زمزمه می کند. با سوت عاشق می شود و با نازینک عروس(دامادش) می کنند. وقتی که دلتنگ می شود لیکو یا زهیروک گوش می دهد(می خواند). در مرگ عزیزانش موتک می شنود. این گونه است که موسیقی در لحظه لحظه زندگی‌ او حضور دارد.

در بخش بعدی به بررسی مذهب،توتم، اسطوره و کشاورزی (طبیعت) در فرهنگی بلوچی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد …

تهاجم یا تعامل فرهنگی

۲۹ آبان ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

نگاه به مقاله « تهاجم فرهنگی یا دایه مهربان تر از مادر؟! » نوهان در مقوله فرهنگ

فرهنگ چیست؟

اگر بخواهید تعاریف دقیق واژه فرهنگ را بیشتر بدانید به مقاله‌ی من که در همین زمینه نوشته‌ام مراجعه کنید. مبحث فرهنگ و روابط آن در حیطه بلوچستان در این وب‌لاگ بارها از دیدگاه‌های گوناگون مورد بررسی آکادمیک قرار گرفته است. برای آنکه دوستان مخاطب ما را در صقیل نویسی مورد عتاب قرار ندهند سعی خواهم کرد تا جایی که ممکن است به سادگی و همراه با مثال این مقوله فرهنگ و تعاملات آن را تشریح کنم.

بگذارید به تعریف ویکی‌پدیا درباره فرهنگ نگاهی بیندازیم

«فرهنگ را ادوارد تایلور (۱۹۱۷-۱۸۳۲)، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کند.»

فرهنگ

فرهنگ

فرهنگ یک بسته اجتماعی دارای دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است که دارای عناصری می باشد. عناصر نرم‌افزاری فرهنگ  یا غیر مادی مانند زبان، تحصیلات و سایر نهادهای اجتماعی تشکیل دهنده یک اجتماع هستند. از طرف دیگر عناصر غیرمادی یا سخت افزاری فرهنگ قرار دارند. مثلا رودخانه بمپور، کارخانه بافت بلوچ و چیزهایی از این دست بخشی از فرهنگ مادی بلوچستان می باشند. یک فرد وقتی در اجتماع قرار می گیرد به طور مداوم در معرض جذب اجزای فرهنگ خود از طریق آموزش، تکرار،اجرا و تعامل با افراد جامعه می باشد.اگر به تعریف تایلور و بسته‌ای بودن فرهنگ دقیق شویم متوجه این نکته خواهیم شد که تنوع در اجزای فرهنگ‌ها یک ضرورت انکار ناپذیر است. همین تنوع در عناصر فرهنگی جذابیتی برای همه برای شناخت هر فرهنگی به وجود می آورد.

فرهنگ غالب و مغلوب

فرهنگ‌ها با توجه به داشتن عناصر گونه‌گون مادی و غیرمادی دارای تنوع بسیار زیادی هستند. برخی فرهنگ‌ها دارای عناصر مادی بسیار زیادی هستند. در کنار عناصر مادی عنصرهای غیرمادی فروانی از گذرگاه تاریخ، توسعه، دانش وفن‌آوری و علوم انسانی به فرهنگ‌ها افزوده می شود. از همین رهگذر فرهنگ‌های با درجه بالای عناصر فرهنگ‌هایی قرار دارند که دارای بخش‌های مادی کمتری هستند. حتی آن بخش‌های عمومی که در همه جوامع وجود دارد در آن فرهنگ دارای رشد مناسبی نمی باشد. وقتی این دو فرهنگ در ارتباط با هم قرار می‌گیرند به دلایل کاملا واضح ارتباطی تقریبا یک سویه یعنی از فرهنگ غالب به سمت مغلوب شکل می گیرد. بگذارید در پایین چند مثال ملموس در این زمینه برایتان ارائه کنم:

۱. دستگاه‌های الکترونیکی که در خانه‌تان دارید را امروز یک بار به دقت وارسی کنید. مثلا ساخت کدام کشور هستند؟ همه آنها نماینده بخشی از فرهنگ مادی آن کشور محسوب می شود. شما بدون آنکه بدانید یکی از عناصر فرهنگی مثلا کشور کره یا ژاپن را به خانه‌تان راه داده‌اید. چرا چون در فرهنگ مثلا کره تعداد زیادی از این عناصر وجود دارد ولی این طرف این عنصرها کمتر یافت می شود. یا حتی اگر هم یافت شوند آن کیفیت را نخواهند داشت.

۲. در کامپیوتر یا ماشین‌تان حتما آهنگ‌هایی به زبان فارسی یا دیگر زبان‌ها وجود دارد. هر کدام از آنها نماینده عنصری از فرهنگ مبدا هستند که همراه شما هستند.

۳. در خانه‌ی یک اروپایی یک فرش ایرانی نمادی از فرهنگ ایران است که آنجا قرار دارد.

همانگونه که مشاهده کردید این تعاملات و بده بستان‌ها در جوامع بشری امری کاملا طبیعی است. حتی جابه‌جایی عناصر از یک فرهنگ بزرگ به کوچک امری کاملا طبیعی است. مثالش برای آنکه بهتر درک کنید حرکت جریان آب بیشتر از سربالایی به سمت پایین است. حرکت عکس غیرممکن و اگر هم انجام شود با فشار غیر طبیعی است. به این طریق فرهنگ‌ها بزرگ سیطره خویش را بر فرهنگ‌های خرد همیشه حفظ خواهند کرد.

تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگی به معنی انتقال معانی میان نظام‌های فرهنگی بدون رضایت دوطرفه است. ویکی پدیا

تهاجم واژه‌ای با بار منفی در زمینه مسایل اجتماعی می باشد. در تهاجم همیشه یک طرف برنده و طرفی بازنده یا شکست خورده خواهیم داشت. همانگونه که در تعریف بالا مشاهده می کنید تهاجم یک ارتباط یک‌سویه بدون رضایت دوطرف است.

آیا این تهاجم همانند جنگ‌های معمولی است؟ خیر برای برنده شده در این نبرد شما باید دو کار مهم انجام دهید. اول تقویت و افزایش توان فرهنگی خود. یعنی باید از طریق اجتماعی، سیاسی، اقتصادی بیش از پیش عناصر فرهنگی خود را تقویت و افزایش دهید. در این مرحله توان اقتصادی و هنری نقش پررنگی ایفا خواهند کرد. هرچقدر شما متمول‌تر و شیک‌تر بنظر برسید عنصرهای فرهنگی شما برای دیگران جذاب تر خواند بود.

دوم تاثیر غیر مستقیم بر فرد: شما اگر به کسی بگوید این ماده سم است لطفا آن را بخور به نظرتان قبول خواهد کرد؟ جواب کاملا روشن است خیر. پس باید از طریق غیر مستقیم این عمل صورت گیرد، مثلا حل شدن در ماده‌ای دیگر. در این مرحله کار روانشناسان و مهندسان اجتماعی آغاز خواهد شد. آنها با نشانه گیری ضمیر ناخودآگاه فرد سعی در الغای پیام مورد نظر را دارند. مثلا شما در یک فیلم در دست هنرپیشه نقش اول گوشی با مارک فلان را بارها مشاهده می کنید. این مشاهده پیام غیرمستقیمش این است که این محصول خوب است چون در دست این قهرمان است. اگر می خواهید دراین زمینه بیشتر بخوانید مقاله «قدرت سینما» را مطالعه کنید.

 

تعامل فرهنگی

یا همان مبادله فرهنگی عبارت است از

انتقال معانی فرهنگی به طور ارادی و گاه با برنامه‌ریزی فرهنگی‌است؛ چنان که هر نظام فرهنگی عناصری از فرهنگ‌های دیگر را می‌پذیرد. ویکی‌پدیا

در همه فرهنگ‌ها میل به شناخت و شناخته شدن وجود دارد. پس فرهنگ‌ها از طریق تعامل با تهاجم سعی دارند عناصر خود و دیگران را درک کنند. در زمینه تعامل دو فرهنگ آگاهانه میل دارند بخشی از عناصر یک فرهنگ را جذب کند. معمولا دولت‌ها و مردم این اقدامات را تشویق هم می کنند. مثلا ترجمه کتابی از یک زبان به زبان دیگر یا برگزاری هفته‌های فرهنگی در شهرها یا حتی کشورها نمونه‌هایی از این گونه تعاملات هستند.

من و نوهان و فرهنگ

هر دو ما به ضرورت تقویم عناصر فرهنگ بومی اعتقاد داریم. مثال‌هایی که او از عدم توجه به هنر مثلا موسیقی از طرف متولیان امر می زند در واقع سندی برای مدعای عدم تقویت عناصر مادی فرهنگ جامعه می باشد. در زمینه تقویت عناصر مادی نوهان کمتر به مسئله پرداخته است. چیزی که در این برهه حساس اقتصادی پرداختن به آن دو منفعت بزرگ برای جامعه به همراه خواهد داشت. زمینه‌ی ایجاد اشتغال بومی و دیگر تقویت ارزش‌های فرهنگی از مزایای این بخش از فرهنگ می باشند.

نکته‌ی دیگری که دوست دارم به آن بپردازم عدم توجه به جریان حرکت عناصر فرهنگی است. همانگونه که در بالا اشاره‌ی به آن شد فرهنگ‌ها همیشه از هم‌دیگر تاثیرپذیر هستند. داشتن شرایط اجتماعی، اقتصادی بهتر برای یک جامعه به عنوان یک مزیت برای انتقال یا جا‌به‌جایی حتی اجباری این عنصرها منجر می شود. در بالا چند مثال را مشاهده کردید. این یک خصلت عمومی بشر است که برای جلو رفتن به از خود بهتران نگاه می اندازد تا فرودستان. مثلا ما هیچ وقت فلان کشور فقیر را الگوی برای مدل موسیقی قرار نمی دهیم دلیلش کاملا واضح است. همان چیزی که در گفتار عامیانه کسرشان یا پایین آمدن کلاس می گویند. پس نگاه به یک کشور مدرن برای  الگوی زندگی گرفتن در همه شون حتی کاری عجیب نیست.

 

نکات پایانی

۱. مبحث فرهنگ و مباحث اطراف آن بسیار پیچیده‌تر از آن است که پنداشته می شوند.

۲. جابه‌جایی های میان فرهنگ‌ها امری کاملا طبیعی است.

۳. تحمیل عناصر فرهنگی یک جامعه به جامعه‌ای دیگر پدیده‌ی جدیدی نیست.

۴. شیوه‌های انتقال و تبادلات فرهنگی با پیشرفت علوم انسانی و تکنولوژی بسیار پیشرفته‌تر شده‌اند.

۵. برای آنکه از حمله فرهنگی جلوگیری شود باید عناصر فرهنگ خود را تقویت کرد و افزایش داد.

۶. مبادلات فرهنگی را باید افزایش داد تا آنچه را که مردم واقعا دوست دارند با علاقه و اختیار برگزینند.