بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘زبان بلوچی’

کتاب : تحقیقی در امثال و حکم زبان بلوچی

۲ اسفند ۱۳۹۰ ۱۶ دیدگاه
امثال و حکم بلوچی

امثال و حکم بلوچی

زبان دُر بیانں بلوچی منی     منی باندات همیش و مروچی منی

                                             شوهاز

کتاب “تحقیقی در امثال و حکم بلوچی” نوشته دُرمحمد کرد در سال ۱۳۸۹ توسط نشر افکار با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه در ۳۶۰ صفحه منتشر شد.

نویسنده در مقدمه به تعریف مثل، یا بتل در بلوچی، می پردازد. جایگاه مثل در فرهنگ بلوچی، نحوه کاربرد، ریشه و خاستگاه آنها موضوعی است که در مقدمه با آنها اشاره شده است. “ضرب‌المثل فشرده‌ی مختصر خرد و تعقل یک نژاد هستند”.

بتل

مثل به عنوان یکی از عناصر فرهنگ جامعه نشانگر تعالی فکری و زبانی آن جامعه است. اختصار و ایجاز دو خصیصه مهم مثل در همه زبان‌ها است. فرهنگ بلوچی چون مدت‌ها نمود نوشتار نداشته‌ است،نتوانسته است ضرب‌المثل‌ها و امثال حکم خود را جمع‌آوری و منتشر کند. استفاده از مثل یا بتل نشانه‌ای از تعالی معنوی و فکری یک زبان و فرهنگ مربوط آن است. چون آن فرهنگ و زبان مربوط به آن توانسته در کوتاه‌ترین فرم ممکن پیامی عمیق فلسفی، ادبی، اخلاقی را به مخاطب انتقال دهد و تاثیرگذار باشد.

روش

در این کتاب امثال و حکم بر اساس الفبا فهرست‌بندی شده‌اند. مثل‌هایی که در آن وجود دارند همانگونه که درُمحمد کرد در مقدمه آورده است بادو گویش سرحدی و مکرانی بلوچی بیان شده‌اند. غالب نوشتار به گویش سرحدی بوده که ناشی از تاثیر گویش خود نویسنده است.

این اثر تحقیقی حاصل کار چندین ساله نویسنده در تحقیق میدانی و کتابخانه‌ای است. همانگونه که پیشتر اشاره شد چون زبان بلوچی دارای دایره‌المعارف امثال و حکم مدونی نبوده است محقق عملا باید به گفتار مردم و “پیران‌زمانه” مراجع می کرد تا بتواند آنها را جمع‌آوری کند. در  زبان بلوچی اشعار ملافاضل یکی از منابع گنجینه امثال حکم آن زبان است.

در نگارش مثل‌ها به  زبان بلوچی از رسم‌الخط معرفی شده توسط سیدظهورشاه هاشمی استفاده شده است. برخی واژگان عاریتی فارسی نیز با رسم‌الخط فارسی نوشته شده‌اند. در این کتاب برای تلفظ از جدول ابداعی مرحوم استاد اشرف سربازی استفاده شده است. این گونه آوانگاری مثل‌ها کمی خواندن را دشوار و ارجاع علمی به آن را مخدوش کرده‌است. بهتر بود برای آوانگاری مثل‌ها از الفبای آوانگاری بین المللی استفاده می شد. چون این نوع آوانگاری مورد استفاده در کتاب یک قرارداد ابداعی است و چندان در آوانویسی مستند نمی باشد.

سرایی پر شه دشمن ءَ بیت گهتر انت شه آیی که هالی بیت.

معنی: خانه پر از دشمن از خانه خالی بهتر است. (تاکید بر زندگی اجتماعی).

Seraae por sha doshemen aa bit gehter ent sha Aaey ke Haali bit.

این کتاب اثری ماندگار در ادبیات بلوچستان است. جمع‌آوری و تبین فلسفه هر مثل کمک شایانی به نشر و حفظ فرهنگ اصیل خواهد کرد. هر چند نویسنده بنا بر مصالحی بسیاری از توضیحات و حواشی درباره مثل‌ها را حذف کرده است،اما همین چند خط بخشی از پیام مثل را می رسانند. این کتاب را می توان به عنوان یک مرجع و یک منبع آموختن ادبیات، فرهنگ، فلسفه و جهان بینی مردم بلوچ به حساب آورد.

درباره نویسنده
دُر محمد کرد در سال ۱۳۲۹ در دهستان سنگان متولد شد . تحصیلات ابتدایی را در دبستانی در سنگان که همزمان با اولین دبستان در شهر خاش افتتاح شد بود گذراند . تحصیلات متوسطه را در مدارس خاش و زاهدان به پایان رساند و در سال ۱۳۵۱ به استخدام آموزش و پرورش در آمد. وی در سال ۶۵ پس از بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی توانست تحصیلات اش را در رشته ادبیات فارسی به اتمام رساند. کرد از سال ۷۳ شروع به جمع آوری ضرب المثلهای بلوچی نمود و توانسته بسیاری از امثال و حکم رایج در منطقه سرحد و مکران را جمع آوری نماید.

بررسی تحول واژه کد

۲۰ آبان ۱۳۷۸ ۱ دیدگاه

زبان و تحول

زبان چون نهادی از جامعه بشری است پس همیشه از خصلت های جوامع بشری پیروی می کند. زبان و فرهنگ و در مقیاسی وسیع تر جامعه چون با موجود زنده ای به نام انسان در تعامل هستند خصلت زنده بوند و تغییر یافتن را اکتساب می کنند. فرهنگ که بارها درباره آن سخن گفته ایم یکی از مولفه های موجود در تعریف آن پویایی آن است. زبان هم جزیی از آن است پویایی منحصر به خود را دارد. در برخی قسمت های زبان به سرعت و در برخی به کندی هر چه تمام تر تغییر می یابد. یکی از تغییرات عوض شدن واژگان هر زبانی است. گاه یک واژه ممکن است به طور کامل مطرود شود و گاهی یک واژه نیز در مولفه های معنایی خود دچار تحول می شود. مثلا ممکن است یک واژه در یک دوره زمانی معنی خاص و در زمانی دیگر معنی کاملا متفاوت بدهد. در هر زبانی از این نمونه ها بسیار مشاهده می شود.
تغییر در سطح واژه

کلمه چون که بخشی از زبان هستند خصایص آن سیستم را در خود دارند. یکی از تعاریف زبان آن را به مجموعه قانونمند که از مجموعه های کوچکتر ساخته شده است و آن زیر مجموعه های نیز دارای نظامندی خاص خود هستند. تغییراتی که در سیستم واژگانی زبان انجام می گیرد سریع تر و قابل مشاهده تر هستند تا تغییراتی که در مثلا سیستم دستور یک زبان انجام می شود. پس مردم نمود این تغییرات را به راحتی در زبان خویش احساس می کنند. چون ساختارهای زیرین زبان مانند خط یا دستور محکم تر هستند تغییرات کند و یا به ندرت در آنها روی می دهد. مردم به این تغییرات بسیار حساس و حتی ممکن تغییری که در دستور یا خط داده می شود از طرف گویشوران آن زبان رد شود یا با اکراه پذیرفته شود. نمونه این نوع اصطکاک در زبان ترکی و خط آن که در زمان آتاترک صورت گرفته به وضوح مشاهده می شود. چون نیروهای ماورای زبان در این مسئله نقش داشتند این تغییر سریع تر صورت گرفت.
طرح مسئله

آنچه قصد داریم در این مقاله بررسی کنیم تحولی است که تکواژ کد(kad) یا کت(kat) در زبان فارسی و بلوچی به آنها مواجه شده است. در زبان فارسی معیار تکواژ کد اکنون یک تکواژ آزاد نیست. یعنی در زبان فارسی امروز کلمه کد که تغییر یافته کت است به تنهایی استفاده نمی شود. بلکه همراه تکواژه های دیگر می آید تا معنی بیابد. مانند کدخدا ، کدبانو ،دهکده یا ماتمکده که بر اثر تغییرات زبانی اکنون آنها یک تکواژ به شمار می آیند. ریشه تکواژ کد بر گرفته از کن(kan) از زبان اوستایی است که به معنی خانه به کار می رفته است. تکواژ کن با ت در می آمیزد و کلمه ی کنت(kant) را می سازد. تکواژه کنت در زبان پهلوی معادل شهر است. تکواژه کنت اکنون با نام برخی از شهرهایی بلوچستان و حتی ایران با کمی تغییر به کار رفته است مانند نسکند(نسکنت) یا قصرقند(کسرکند) در فارسی کندژ یا کهندژ را داریم که در همه آنها کنت یا کند معنی شهر را دارد.
بررسی تغییر آواشناسی

د’ و ‘ت’ در زبان مستخرج یکسانی دارند هر دوی آنها از برخورد نوک زبان به پشت دندانهای جلویی پدید می آیند. تبدیل شدن آنها به هم دیگر بسیارمحتمل و به لحاظ زبانی قابل پیش بینی است. مثلا در زبان فارسی آوای ‘ث’وجود ندارد و وقتی یک فارسی زبان آن را در دیگر زبان های می شنود آن را به ترین آوایی که در‌ آن زبان وجود دارد تعبیر می کند یعنی آنها ‘ت’می شنود. این تغییر در تکواژ کنت و بعد ها کند صورت گرفته است. در برخی موارد میانوند ‘ن’از این تکواژ حذف شده است مانند کت یا کد . در برخی واژه های فارسی امروز ما این تکواژ را می بینیم مثلا کندو.
در زبان بلوچی

در زبان بلوچی کت، کند و کد وجود دارند. در زبان بلوچی لهجه سراوانی هنوز به خانه کت گفته می شود. این نشان گر این واقعیت است که زبان بلوچی یکی از اصیل ترین زبان های دسته زبان های ایرانی است. تغییرات در سطح واژگان اگر چه بسیار بوده است ولی برخی واژگان در زبان بلوچی گنجینه ایی بی بدیل برای شناخت زبان های همسایه هستند.

Categories: فارسی Tags:

ویژگی‌های آوایی لهجه لاشاری

۵ مهر ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

درباره تقسیم بندی زبان بلوچی دیدگاههای زیادی وجود دارد. زبان شناسان زبان بلوچی را براساس جغرافیا سکونت مردم بلوچ به لهجه‌های مختلف تقسیم کرده‌اند. ویلهلم گیگر زبان بلوچی را به دودسته عمده شمالی و جنوبی تقسیم کرده‌است. در این تقسیم بندی بلوچی جنوب به دو دستهٔ شرقی و غربی و بلوچی شمال به دو دستهٔ شمالی و جنوبی تقسیم شده‌اند. جوزف الفنبین محقق برجسته زبان بلوچی را به شش دسته تقسیم می‌کند که عبارتند از: الف- لهجه‌های تپه‌های شرقی ب- لهجه رخشانی ج- لهجه سراوانی د- لهجه کیچی ه- لهجه لتونی (لاشاری) و- لهجه‌های ساحلی

لهجه لاشاری منطقه لاشار در بلوچستان ایران قرار دارد. این منطقه شامل نواحی مانند اسپکه، پیپ، مسکوتان و فنوج می‌شود. از خصیصه‌های اصلی لهجه لاشاری آوای /ū/ است که در این لهجه ثابت مانده‌است. چون در برخی لهجه‌های بلوچی این صدا به i/ /تبدیل شده‌است. دیگر ویژگی این لهجه استفاده از مصوت‌های مرکب است در حالیکه در برخی لهجه‌های بلوچی واژگانی که دارای مصوت‌های مرکب هستند به مصوت ساده تبدیل می‌شوند. استفاده از نیم مصوت /y/ در ابتدای برخی واژگانی که با مصوت شروع می‌شوند. در لهجه لاشار برخی آواهای وجود ندارند ویا به آواهای متناظر تبدیل شده‌اند مانند: /ŗ/ که به /r/تبدیل شده‌است. بررسی نیم مصوت /y/[۱] مصوت یا واکه واج‌هایی هستند که از لرزه تارهای آوایی پدید می‌آیند و بدون برخورد با هیچ مانعی از مجرای دهان می‌گذرند. مصوت‌های زبان بلوچی ۸ عدد هستند که به دو دسته زیرتقسیم می‌شوند: ۱- مصوت‌های کوتاه: /a/، /i/، /u/ ۲- مصوت‌های بلند(کشیده):/ā/، /ī/، /ū/، /e/، /o/ در زبان بلوچی برخلاف زبان فارسی واژه می‌تواند با مصوت آغاز شود. در زبان بلوچی به ابتدای برخی واژه‌ها که با مصوت‌های بلند شروع می‌شوند نیم مصوت /y/ اضافه می‌کنند. مثلا کلمه /īrān/ در بلوچی به صورت /yerān/ تلفظ می‌شود. افزودن نیم مصوت /y/ در لهجه لاشاری بیشتر دیده می‌شود. در مصوت بلند /ā/ که در ابتدائی کلمه قرار می‌گیرد در برخی کلمات این افزودن نیز روی می‌دهد. به طور نمونه می‌توان به کلمات زیر اشاره کرده که در لهجه لاشار به آنها نیم مصوت /y/ اضافه می‌شود. مثلا کلمه«علی» به صورت /yalī / در لاشاری قدیم تلفظ می‌شود. در دیگر لهجه‌ها لاشاری /āp/ /yāp/ /ārt/ /yārt/ /ādink/ /yādink/ /ātesh/ /yātesh/ آوای دیگری که در لهجه لاشاری با دیگر لهجه‌های متفاوت است، آوای /ŗ/ است. این واج در لهجه لاشاری منسوخ شده‌است. در دیگر لهجه‌های این واج موجود است و مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی مردم لاشار این واج را به واجی مشابه آن تغییر داده‌اند. واج /ŗ/ در بلوچی لاشار به صورت /r/ تلفظ می‌شود. مثلا واژه /lahŗ/ در لاشاری به صورت /lahr/ تلفظ می‌شود.در واقع واج /ŗ/ مخصوص زبان بلوچی است در لاشاری به صورت /r/ فارسی گفته می‌شود که این تبدیل واج در لاشاری تاثیر زبان فارسی را نشان می‌دهد. دیگر ویژگی متمایز کننده لهجه لاشاری استفاده از شناسه اول شخص در پایان فعل‌های زمان گذشته‌است. مثلا در لاشاری برای گفتن مفهوم «رفتم» به بن فعل «/rapt/» «/uŋ/» اضافه می‌کنند. این در حالی است که در برخی لهجه‌ها شناسه اول شخص به صورت «/āŋ/» اضافه می‌شود. در این شناسه معمولا صدای آخر آن غنه می‌شود ولی در هنگام بیان آن به صورت تاکید یا خشمگینانه به صورت /n/ تلفظ می‌شود.

Categories: فارسی Tags:

آواشناسی زبان بلوچی

۳۰ شهریور ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

آوا (phone) یک پدیده فیزیکی است که از طریق گوش دریافت می‌شود. به عبارت دیگر آوا نشانهٔ مادی، محسوس و گفتاری برای نظام‌های مجرد و ذهنی زبان است. هوای از طریق بینی یا دهان وارد شش‌ها می‌شود، سپس از طریق همین دو خارج می‌شود. هوا در هنگام خروج به تارهای صوتی در حنجره و حفره‌های دهانی و غنه‌ای بر خورد می‌کند. این برخورد‌های باعث تولید اصوات گوناگون زبان می‌گردند.

آواشناسی: با توجه به تعریف آوا، آواشناسی عبارت است از مطالعه وبررسی علمی صداهای یک زبان را آواشناسی می‌نامند. همه کوشش آواشناسان این است که روش نظامند برای توصیف هر صدایی عرضه کنند. آواشناسی به سه زمینه تحقیقاتی تقسیم می‌شود:۱- آواشناسی آزمایشگاهی ۲- آواشناسی شنیداری ۳- آواشناسی تولیدی همانگونه که در بالا توضیح داده شد هنگام خروج هوا ممکن است تارهای صوتی مانعی در برابر هوا گردند. مانع شدن تارهای صوتی باعث بوجود آمدن «واک» می‌شود. اگر جریان هوای بازدم بدون برخورد با تارهای صوتی از مجاری عبور کند، در حنجره هیچ آوایی تولید نمی‌شود. آواها با توجه به واک دار بودن یا نبودنشان به دو دسته مهم تقصیم می‌شوند: ۱- صامت ۲- مصوت

مصوت

مصوت یا واکه واج‌هایی هستند که از لرزه تارهای آوایی پدید می‌آیند و بدون برخورد با هیچ مانعی از مجرای دهان می‌گذرند. وضعیت دهان، لبان و زبان در چگونگی مصوت‌ها تاثیر دارد. چنانچه به هنگام تلفظ واکه زبان به جلوی دهان نزدیک شود واکه را پیشین می‌نامند. ولی اگر زبان به عقب دهان نزدیک شود واکه پسین نامیده می‌شوند. اندازه باز بودن حفرهٔ دهان و فاصله زبان و کام نیز در پیدایش نوع واکه دخالت دارد و واکه‌ها را با توجه به همین وضعیت به انواع: باز، بسته، نیم باز و بسته تقسیم می‌شوند.

واکه‌های زبان بلوچی

oː uː eː

aː u i a

 

صامت‌ها

آن دسته از اصوات گفتار که در ادای آنها جریان هوا پس از عبور از تارهای صوتی در نقطه‌ای از حفرهٔ دهان در فاصله میان گلو و لب‌ها با مانعی برخورد کرده در برابر آن سدی ایجاد شود یا با فشار از تنگنایی بگذرد و یا مسیر حرکتش تغییر کند و به عبارت دیگر وضعیت حفرهٔ دهان و اندام‌های گفتار پس از عبور هوای بازدم از حنجره و قبل از خروج آنها از لبها تغییر یابد و در نتیجه آوای تازه‌ای بدان افزوده شود، صوت پدید آمده را صامت می‌نامند.

مصوت‌های زبان بلوچی
انسدادی انسدادی-سایشی سایشی لرزشی کناری- تقریبی تقریبی

بی واک p, t, ʈ, k ʤ s, ʃ, h r, ɽ l w

واکدار b, d, ɖ, ɡ ʧ z, ʒ
j

غنه n

 
m, ŋ

مصوت‌های مرکب زبان بلوچی

aːi au ai

Categories: فارسی Tags:

مدرن سازی بلوچی

۲۰ شهریور ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

بلوچی زبان مردم بلوچ است. این زبان در جنوب غربی پاکستان، جنوب شرقی ایران ، جنوب افغانستان، کشور های ساحلی خلیج فارس و نیز ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد. این زبان از لحاظ ادبیات شفاهی دارای منابع غنی است. داستان ها، حماسه ها، اشعار و سایر انواع ادبی سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند. این زبان جزء خانواده زبان های هند و ایرانی است که در شاخه ایرانی قرار دارد. گویشوران این زبان در حدود ۵ میلیون نفر تخمین زده شده اند. زبان بلوچی در دوره های متمادی تحت تاثیر زبان های مختلف بوده است زیرا این زبان تا به حال زبان رسمی هیچ کشور و یا ایالتی نبوده است و زبان مغلوب بوده است. دلیل دیگری که زبان بلوچی از زبان های دیگر تاثیر پذیرفته است ارتباط مردم بلوچ با سایر اقوام در اطراف خویش است. این زبان از سه زبان فارسی، عربی و اردو تاثیر زیادی در سطح واژگان پذیرفته است. این زبان مانند هر زبان زنده ای در حال تغییر و تحول بوده است. این تغییرات در برهه ای از زمان تند و در بسیار موارد کند بوده است. اما تغییرات در هر زبانی ضروری است تا آن زبان خود را با نیاز های گویشوران و تغییرات جامعه وفق دهد زیرا مهم ترین کارکرد زبان ارتباط است. آنچه که در این مقاله درباره ی آن بحث خواهیم کرد مسئله مدرن سازی زبان بلوچی برای برطرف کردن نیاز های گویشوران خویش است. آیا زبان بلوچی توانسته خود را با شرایط محیطی و اجتماعی جامعه ای که در آن تکلم می شود وفق دهد؟ آیا گویشوران می توانند نیازهای زبانی خود را با این زبان بر طرف کنند؟ حال با روش های علمی به طرح مسئله و بیان جواب های مناسب برای سوالات مطرح شده خواهیم پرداخت. فیشمن در بررسی مشکلات زبانی ملت های آنها را به سه دسته تقسیم بندی می کند. دسته اول ملت های جدید در حال توسعه مانند کشورهای آفریقای شرقی هستند. ملتهای قدیمی در حال توسعه مانند کشورها خاورمیانه در دسته دوم قرار می گیرند. ملتهای میانی دسته سوم را تشکیل می دهند که پاکستان را می توان در این دسته قرار داد. در این دسته بندی هر کدام از دسته ها دارای مشکلات و مسایل خاص خود هستند. مشکل کشور های جدید در حال توسعه ایجاد و حفظ ادغام سیاسی و فرهنگی-اجتماعی است. در کشور های قدیمی در حال توسعه اگرچه ادغام برپایه تاریخ و گذشته باشکوهشان صورت گرفته است ولی دغدغه اصلی این جوامع مدرن سازی است. در این جوامع زبان کلاسیک معیار با زبان مردم عام تفاوت دارد و این زبان معیار باید از مرحله مدرن شدن عبور کند. در میان ملل میانه علاوه بر ایجاد ادغام فرهنگی-اجتماعی، باید با روند مدرن شدن نیز مواجه شوند. ایران کشور بزرگ اقوام ایرانی در دسته کشورهای با سابقه در حال پیشرفت قرار می گیرد. بلوچی نیز به تبع آن در همین بخش قرار می گیرد. بلوچستان دارای تاریخ چند هزار ساله است. بلوچستان تاریخ پر عظمت و گذشته پرشکوهی داشته است که این در ادبیات بلوچ و غیر بلوچ انعکاس داشته است. حال با توجه به نظریه فیشمن مشکل اصلی زبان بلوچی عبور از پروسه مدرن شدن است. جهان در قرن بیست و یکم با سرعت فزآینده ای در حال پیشرفت است. هر روز تکنولوژی جدید وارد بازار می شود و زبان هر کشور باید بتوان در مواجه با چنین پیشرفت های نیاز های زبانی کاربران خویش را مرتفع کند. زبان دارای ویژگی های متعددی است که یکی از آنها باروری است. یعنی گویشوران هر زبان می توانند به تعداد نا محدود جمله جدید بسازند. زبان سیستم بسته ای نیست بلکه یک طرف آن گشوده است و همین باز بودن سیستم باعث گسترش زبان می شود.برای اضافه کردن واژگان جدید به هر زبانی روش های گوناگونی وجود دارد. مهمترین روش قرض گرفتن از زبان دیگری است. واژه ای برای نامیدن یک جسم در زبان مبدا تولید می شود، زبان مقصد برای آنکه آن جسم را عنوانی بدهد آن واژه را از زبان مبدا قرض می گیرد. در روش قرض گیری کلمه باید کمی دچار تغییر حداقل در سطح آوایی شود تا بتواند برای گویشوران زبان مقصد قابل بیان باشد. روش دیگر ابداع است. در این روش واژه ای کاملا جدید در زبان تولید می شود که هرگز وجود نداشته است. از دیگر روش ها در فرایند زایشی زبان می توان به ترکیب،کوتاه کردن، تبدیل نام برد. در بلوچی عمدتا از روش قرض گرفتن برای نام گذاری اشیاء جدید استفاده شده است. مثلا کامپیوتر که یک کلمه انگلیسی است با کمی تغییرات در سطح آوایی وارد واژگان این زبان شده است. از نمونه های دیگر می توان به کلماتی مانند”مانیتور،لامپ،تلویزیون،رادیو،… ” اشاره کرد. البته بلوچی در بعضی موارد از واژگان داشته برای نام گذاری اشیاء با استفاده از روش ترکیب بهره جسته است. مثلا “بالی غراب” به معنی هواپیما از ترکیب دو واژه “بالی” و”غُراب” ساخته شده است و هر دو در قاموس واژگان بلوچی وجود داشته اند. روش ابداع توسط چند محقق بلوچ برای ساختن واژگان جدید نیز استفاده شده است. مهمترین شخصیت بلوچ که در ابداع لغات بلوچی کارهایی انجام داده است سید ظهورشاه هاشمی بوده است. او در فرهنگ لغت خود واژگان زیادی را ابداع کرده است. با توجه به روش های مذکور که بلوچی از آنها برای تولید و ایجاد واژگان جدید استفاده کرده است، می توان این نتیجه را گرفت که بلوچی یک زبان پویا است که در گذر از مرحله مدرن شدن از روش های متعددی برای برطرف کردن نیازهای زبانی گویشوران خویش سود می جوید. این روش ها نیز نشان گر آنند که بلوچی مانند دیگر زبان های دنیا برای بارورسازی واژگان خود از همان روشهایی بهره می برد که سایر زبان های دنیا از آن سود جسته و می جویند. بلوچی در پروسه مدرن شدن دارای مشکلاتی نیز می باشد که می توان به مشکلات نگارش آن اشاره کرد. زبانشناسانی مانند دکتر جهانی،استاد دانشگاه اوپسالا، در کتاب خود به بررسی این مشکلات زبان بلوچی از لحاظ تعیین زبان معیار و رسم الخط واحد پرداخته است. در حقیقت انتخاب لهجه معیار و رسم الخط واحد از مراحل مدرن شدن هستند. بلوچی دارای لهجه ها و رسم الخط های متفاوتی است که انتخاب لهجه و رسم الخط معیار بر اساس مطالعه انجام شده توسط دکتر جهانی کار سهلی است. یعنی باید لهجه و رسم الخطی را برگزید که گویشوران بلوچ در خواندن و نوشتن آن کمترین مشکل را داشته باشند. انتشار مقالات، روزنامه ها، مجلات وکتب مختلف به زبان بلوچی که عمدتا در پاکستان به چاپ می رسند روند گزینش لهجه و رسم الخط معیار را تا حدودی تکمیل کرده است. اما هنوز مشکلاتی در سطح نگارش وجود دارد که باید تغییراتی برای برطرف بهتر نیاز هایی زبانی گویشوران این زبان ایجاد شود. بلوچی مانند هر زبان زنده دنیا دارای کمی ها و کاستی ها می باشد. این زبان برای اینکه بتواند به عنوان یک زبان زنده دنیا در میان گویشوران خویش عمل کند، مانند هر زبان دیگر نیاز به تغییر تحول و اصلاح دارد. بلوچی تا به حال توانسته با حفظ ساختار خود با استفاده از روش های متعدد نیازهای زبانی گویشوران خود را بر طرف کند گر چه در این مرحله مدرن شدن با مشکلاتی نیز مواجه بوده است. پروسه مدرن شدن بلوچی اگرچه تا برای افراد غیر متخصص نامطلوب بوده است ولی این روند نیاز های زبانی را تا حدودی برطرف کرده است. بلوچی کمتر در سطح عموم آموزش داده می شود و همین امر باعث کند شدن روند مدرن شدن بلوچی حداقل در زمینه نگارش شده است. تحقیق زبانشناسان درباره زبان بلوچی می تواند روند مدرن سازی بلوچی را تسریع بخشد.


منابع: ۱٫Fishman, J.A (1968). Language problems and types of political and sociocultural integration: a conceptual postscript. New York: John Wiley & Sons, Inc. 2.Hudson, G (2000). Essential Introductory Linguistics. Massachusetts: Blackwell Publishers, Inc. 3.Jahani, C (1989). Standardization and Orthography in the Balochi Language. Stockholm: Almqvist & Wiksel International.

 

Categories: فارسی Tags:

آیا فرهنگ بلوچی از بین خواهد رفت؟۷

۲۴ مرداد ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

بخش آخر نتیجه گیری

در سری مقالات «آیا فرهنگ بلوچی از بین خواهد رفت؟» به اساسی ترین سوال درباره فرهنگ بلوچی بر اساس اصول علمی و مشاهدات تجربی سعی شد جواب داده شود. در مقوله ترقی و زوال هر فرهنگ مولفه‌های زیادی موثر هستند.

در ابتدا باید مقوله فرهنگ تعریف می‌شد. در بین مردم عامه فرهنگ معنای گسترده‌ای دارد. در عام ترین مفهوم مقوله فرهنگ و آداب و رسوم معادل آمده‌اند. با مراجعه به منابع جامعه شناسی و فرهنگ شناسی فرهنگ مادی و غیر مادی تعریف می‌شود. حال باید فرهنگ را به قسمت‌های ملموس قابل اندازه گیری تقسیم کرد تا بهتر بتوان آن را مورد موشکافی قرار داد. هر قسمت را عنصر فرهنگی می‌نامیم. در بررسی فرهنگ یک جامعه عناصر و تحول آنها معیار مناسبی برای سنجش تحول فرهنگ است.

حال که با مقوله فرهنگ آشنایی نسبی حاصل شد. باید به اصل موضوع یعنی زوال یا دوام فرهنگ بلوچی پرداخته می‌شد. در ابتدا باید به منشا پیدایش این نگرانی پرداخت. همانگونه که در بالا بیان شد فرهنگ یک جامعه عناصر منحصر به خود را دارد. هر عنصر در گذر زمان دچار تحول می‌شود. این تحول در عناصر گاهی تند و گاهی کند می‌شود. سرعت این تحول به نفوذ یک عنصر در میان مردم و عواملی دیگر بستگی دارد. عدم پویایی کافی در میان عناصر فرهنگ بلوچی تضاد‌هایی را میان نسل نو و قدیم به وجود می‌آورد.

در تبار شناسی زوال فرهنگ باید گفته شود که فرهنگ‌ها در تماس با یک دیگر دچار تغییر و تحول می‌شوند. اگر یک فرهنگ در یک جامعه در سطح پایین تر از فرهنگ حاکم بر یک اجتماع باشد، فرهنگ عمده سعی در جذب فرهنگ خرده در خود می‌کند. فرهنگ بلوچی چون در کشورهایی که در آن واقع است یک فرهنگ خرده به حساب می‌آید در نتیجه همیشه تهدید هضم شدن در فرهنگ‌ها عمده را حس می‌کند.

زبان ستون نگه دارنده یک فرهنگ است. به معنای دیگر چنانچه زبان یک اجتماع دچار تحول و زوال شود فرهنگ آن زبان نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. حال اگر زبان یک جامعه نیازهای روزانه گویش ورانش را مرتفع نکند کم کم کارکرد خود را از دست می‌دهد و شاید مردم به فکر استفاده از زبان جایگزین و تحول اساسی در زبان خود شوند. در فهم یک زبان سه مقوله بسیار مهم دخیل هستند: بافت کلام، تاریخ اجتماع و ادبیات. عدم آگاهی در هر کدام از سه مقوله گویش وران را در درک مفاهیم تولیدی در یک زبان دچار مشکل می‌کند.

بلوچستان به علت آن که دارای تاریخ مکتوب کم سنی است، بسیاری از حوادث و رویدادهای تاریخی سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند. در این تاریخ شفاهی بسیاری از جنبه‌های یک حادثه از بین رفته‌است و یا با دیدگاهی خاص نقل شده‌است. کمبود منابع قدیمی در ادبیات بلوچی خود دلیلی بر نوپا بودنش است.

علاقه مند بودن مردم به فرهنگ خود بالیدن به آن یکی از مولفه‌های دوام یک فرهنگ است. هر میزان رضایت مندی مردم از یک فرهنگ بیشتر باشد آن فرهنگ بهتر می‌تواند به بالندگی خود ادامه دهد.مردم می‌توانند با تولیدات فرهنگی خود به بالندگی فرهنگ خود کمک کنند.

در خاتمه این سری مقالات باید توجه مخاطبان عزیز را به نکاتی چند در باره دوام فرهنگ بلوچی جلب کنم:

۱. زبان اصیل بلوچی پشتوانه قدرتمند زبان بلوچی است. چنانچه این زبان دچار زوال شود فرهنگ معادل آن از بین خواهد رفت.

۲. زبان بلوچی همان گونه که اشاره رفت دارای مکتوبات قدیمی نیست، بنابراین تحقیق علمی را در این زمینه دشوار می‌سازد. از همه محققان در این زمینه درخواست می‌شود تا آنجایی که مقدور است درباره تاریخ زبان بلوچی تحقیقاتی را انجام دهند. از کسانی که به تازگی به وادی وارد شده‌اند نیز تقاضا می‌شوند هر آنچه درباره زبان و فرهنگ جاری خود می‌داند به صورت مکتوب جمع آوری کنند و چنانچه مقدور است در سایت‌ها و وبلاگ‌های خود منتشر کنند. هر تحقیق و نوشته به ظاهر کم اهمیتی در آینده می‌تواند مرجع یک مقاله علمی باشد.

۳. از همه کسانی که در این زمینه‌های دارای نوشته‌های و تالیف‌های هستند تقاضا می‌شود که نوشته‌های خود را در سطحی گسترده تر منتشر نماید.

۴. از نسل پیشین درخواست می‌کنیم تحولات در زمینهٔ عناصر فرهنگی را به دیده خوش بینی نگریسته و به نسل نو خویش اعتماد کنند. همان گونه که نسل‌های پیشتر این زمام را به آنها دادن آنها نیز با سخاوت یاری گر نسل نو خویش باشند.

۵. نسل نو بلوچستان به آموختن کلاسیک زبان مادری خویش نیاز دارد بنابراین از همه دانشمندان و زبان شناس این عرصه می‌خواهیم زمینه را برای آموختن این زبان در سطوح مختلف فراهم نموده و از دولی که مردم بلوچ در آن ساکن هستند انتظار مساعدت می‌رود.

Categories: فارسی Tags:

آیا فرهنگ بلوچی از بین خواهد رفت؟۶

۲۳ مرداد ۱۳۷۸ بدون دیدگاه

علاقه مندی مردم به فرهنگ خود

یکی دیگر از مولفه‌های حفظ یا از بین رفتن یک فرهنگ، درجه وابستگی مردم به آن است. هر چه این وابستگی میان مردم و فرهنگشان قوی تر باشد فرهنگ قوام بیشتری پیدا می‌کند. برای سنجش وابستگی و دل بستگی به فرهنگ باید به خود فرهنگ مراجعه کرد. هر چه تولیدات فرهنگی بیشتر باشند راحت تر می‌توان آن فرهنگ را مورد بررسی قرار داد. برای سنجش علاقه مندی باید به دو مولفه مهم توجه کرد. اولین بافتی اجتماعی و سیاسی که یک فرهنگ در آن قرار گرفته‌است و دیگری محصولات یک فرهنگ.

فرهنگ بلوچی در سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان حضور دارد. مردم بلوچ در این سه کشور یک اقلیت محسوب می‌شود. بنابراین فرهنگ بلوچی در تعامل با فرهنگ‌های این سه کشور فرهنگ خرده می‌باشد. از لحاظ علمی فرهنگ‌های بزرگ یعنی از نظر تعداد افراد، قدرت سیاسی و اجتماعی برای مردمی که در فرهنگ‌های کوچک، یعنی به لحاظ جمعیتی و قدرت اجتماعی و سیاسی، جذابیت دارد. همیشه فرهنگ بزرگ خواسته یا ناخواسته سعی در هضم فرهنگ‌های کوچک دارد. برای مردمی که فرهنگ خرده دارند در برخی موارد اتصال به فرهنگ خرده تامین کنندهٔ نیازهای اجتماعی نخواهد بود. برای اینکه تعادلی بین یک فرهنگ خرده و عمده به وجود بیاید، تعامل‌هایی بین این دو فرهنگ برقرار می‌شود. در اکثر موارد فرهنگ عمده نقش فرستنده و فرهنگ خرده نقش گیرندهٔ عناصر فرهنگی را بازی می‌کنند. در مواردی کم این جابجای حالت عکس نیز به خود می‌گیرد. مثلا هنگامی که یک فرهنگ دارای غنای عناصر فرهنگی باشد و یا در اندوخته‌های جامعه و بشریت نقش فعالی داشته باشد، فرهنگ عمده تسلیم فرهنگ خرده می‌شود. نمونه‌ای از این گونه تعامل عکس در تاریخ وجود دارد و آن زمانی است که مغول به ایران حمله می‌کند. اگرچه مغول قوم قدرتمند و غالب در این نبرد بود ولی به لحاظ فرهنگی و تاریخی هرگز نتوانست فرهنگ ایران را تحت تاثیر قرار دهد و برعکس مغول‌ها به فرهنگ ایرانی گرویدند.

در تعامل فرهنگ بلوچی با فرهنگ‌های عمدهٔ در بسیاری موارد تعامل نامتعادل برقرار بوده‌است. فرهنگ بلوچی در اکثر موارد پذیرنده عنصرهای فرهنگی بوده‌است. برای مثال اگر بخواهیم به فرهنگ ۳۰ سال پیش مردم بلوچ و فرهنگی که الان دارا هستند نگاهی مختصری بیاندازیم و عناصر نوینی که در فرهنگ بلوچ وارد شده بسنجیم متوجه خواهیم شد که فرهنگ بلوچی پتانسیل فعال در جذب عنصرهای نو داشته‌است. ذکر این نکته در این جا ضروری است که جذب عنصرهای مطلوب هر فرهنگی نشان دهنده قوت و پویا بودن یک فرهنگ است نه نشانه‌ای بر ضعف آن.

همیشه توسعه و پیش رفت در یک فرهنگ یا یک جامعه تنها صورت نمی‌گیرد و همه فرهنگ‌های به نحوی در توسعه دانش بشری نقش دارند. بنابراین برای اینکه از دانش و پیش رفت‌های یک دیگر بهره مند شویم باید عنصرهای لازم فرهنگی را نیز بپذیریم. بسیاری از ناآگاهان به مسایل فرهنگی و اجتماعی وقتی کوچک ترین تغییر در عناصر مادی و غیر مادی را در یک فرهنگ مشاهده می‌کنند، بلافاصله فغان بر خواهند آورد و داعیهٔ حفظ فرهنگ خودی را سر خواهند داد. در کنار همهٔ موارد اشاره شده توجه به بومی سازی عناصر فرهنگی نیز ضروری است. چون هر نوع عنصری که از یک فرهنگ وارد یک فرهنگ دیگر می‌شود چنان چه دچار بومی سازی نشود به عنصری جذب ناپذیر مبدل خواهد شد. مثلا وقتی در اروپا یک دستگاه ارتباطی بی سیم سیار ساخته می‌شود این دستگاه به عنوان یک عنصر فرهنگی مادی وارد دیگر فرهنگ‌ها می‌شود و مثلا در ایران موبایل و در کشور‌های عربی «جوال» نام می‌گیرد.

در بررسی تولیدات فرهنگی بلوچ آن چیزی که از بسیاری چیزها بیشتر به چشم می‌خورد توجه به زبان و عنصرهای فرهنگ بلوچی است. در ادبیات بلوچستان کمتر شاعری وجود دارد که درباره زبان بلوچی و فرهنگ آن شعری نداشته باشد. شاعران به عنوان زبان فرهنگ یک جامعه هستند و گفته‌های آنها انعکاس دغدغه‌های مردمی هستند. در بررسی تولیدات ادبی و هنری بلوچ متوجه می‌شویم که دلبستگی به فرهنگ در هر اثر به طور بارزی نمایان است. در اشعار بلوچی زبان بلوچی به زبانی شیرین و شهد مانند تشبیه شده‌است و آن را اصل و فرهنگ و دوام خویش دانسته‌اند. در اشعار شاعران نامی بارها و بارها از مکران تمجید شده‌است شده و آن را مانند هیچ سرزمین دیگری ندانسته‌اند. همه این‌ها گواهی است بر دوست داشتن و نفوذ فرهنگ بلوچی در میان مردم خویش است. هر کدام از اشعار و صنایع دستی تولید شده سندی است بر دوستی سازنده با فرهنگ خویش. این سازندگان و سرایندگان برای مردم خویش سروده‌اند چون آنها چنین خواسته‌اند. این سرایش و نیاز به سرایش تائیدی است بر حمایت مردم از فرهنگ خود.

برای نتیجه گیری بحث باید گفته شود که قوام و داوم هر فرهنگی به مولفه‌های گوناگونی بستگی دارد. یکی از این مولفه‌های حمایت مردم از فرهنگ خود است. با توجه به مسائل مطرح شده باید گفت که بین مردم و فرهنگ بلوچی تعامل مناسبی برقرار است. به همان میزان که مردم از داشتن این فرهنگ به خود می‌بالند با همان میزان عنصرهای فرهنگی نو وارد این فرهنگ شده‌است و به قوام فرهنگ کمک شده‌است. با نو شدن عنصرهای فرهنگ میزان رضایت مردم از فرهنگ نیز بالا می‌رود. فرهنگ بلوچی از مولفه مقبولیت مردمی برخوردار است و تا هنگامی که این مقبولیت و رضایت مردمی از این فرهنگ وجود دارد این فرهنگ از بین نخواهد رفت. کاهش رضایت مردم یعنی رجوع به فرهنگ دیگر و از یاد بردن فرهنگ خود. در آخرین سری از این مقالات به نتیجه گیری و خلاصه آنچه که گفته شده خواهیم پرداخت.

Categories: فارسی Tags: