بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘مقاله’

اولین انیمیشن جهان در شهر سوخته و داستان درخت آسوریک

۱۲ دی ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

 شهر سوخته

شهر سوخته نام بقایای شهری باستانی است که در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند. این شهر رازهایی از تمدنی ۵ هزارساله را بازگو می کند.
گفته می‌شود، شهر سوخته پیشرفته‌ترین شهر جهان قدیم بوده‌است و حتی بسیار پیشرفته‌تر از دولت شهر کرت که سینوهه در کتاب خود از آن یاد کرده‌است. به اعتقاد برخی باستان‌شناسان اگر بخواهیم به معنای کامل و دقیق شهر سوخته توجه کنیم، این شهر را باید یکی از قدیمی‌ترین شهرهای دنیا دانست، چرا که معدود شهرهائی پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه هستند

کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در خصوص این محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. این شهر یکی از آثارتاریخی استان سیستان و بلوچستان به شمار می آید.

اولین انیمیشن
قدیمی‌ترین نمونه‌های تلاش برای بدست آوردن توهم حرکت در طراحی ایستا را می‌توان در نقاشی‌های دوران نوسنگی غارها پیدا کرد، در جائیکه حیوانات با چندین شکل پای رویهم افتاده مجسم شده‌اند، که آشکارا کوششی برای رساندن احساس حرکت است. سفالینه ای متعلق به مردم شهر سوخته یافت شده است که نقوش روی این جام، تکراری هدفمند دارد و حرکت را نشان می‌دهد. تکراری که پایه و اساس هنر انیمیشن امروز است.

سفالینه

سفالینه

این جام پایه دار که رنگ بدنه وخمیره ان نخودی ورنگ نقوش قهوه ای تقریبا” روشن است.دارای مشخصه ای است که در دیگر ظروف یافت شده دیده نشده است.هنرمند با طرح ۵صحنه که هرصحنه با دیگری تفاوت اندکی دارد تلاش نموده تا حرکت را نشان بدهد.دراین صحنه ها
۱ ) ابتدا بزی یک بوته گیاه را می بیند
۲) حیوان کمی جلوتر می رود
۳) بز به بوته می رسد
۴) سپس کمی از بوته بالاتر میرود
۵) و درنهایت بزرا مشغول خوردن برگهای بوته به تصویر کشیده است.

این ظرف از تدفین شماره ۷۳۱ شهر سوخته بدست امده است که یکی از غنی ترین قبور این شهر بوده است.

آسوریک

آسوریک

درخت آسوریک

درخت آسوری یا درخت آسوریگ کتابی‌است نوشته‌شده به زبان پارتی و خط پهلوی کتابی و از معدود متن‌های غیر دینی است که از زبان پارتی (آمیخته به پارسی میانه) برجای مانده‌است.
در این داستان شاهد گفتمان درخت آسوری (درخت آسورستانی، درخت خرما) و بز هستیم که در فرجام به برتری بز می‌انجامد. شاید بتوان بز را نماینده دین زرتشت و درخت آسوریک را نماینده دین چندگونه‌پرستی آسور دانست. درخور نگرش است که در آیین دینی آسوریان درختی خشک به کار می‌رفته که آن را با زر و زیور ساختگی می‌آراستند. بی پروا و خشن بودن بز را هم در گفتگو می‌توان دلیل بر برتری اجتماعی مزداپرستان دانست.

داستان آن
در سرزمین سورستان درختی بلند رسته بود که بنش خشک بود . برگهایی سبز داشت و میوه هایی شیرین می آورد . روزی آن درخت بلند با بز نبرد کرد که : من بر پایه داشته های بسیاری که دارم از تو برترم ، از جمله آن هنگامی که میوه نو بر می‌آورم ، شاه از میوه های من می خورد ، از چوب من کشتی می سازند ، از برگهایم جاروب می سازند ، از من طناب می سازند تا تورا ببندند ، سایه ام در تابستان سایبان شهریاران است و آشیان پرندگان هستم و اگرمردم مرا نیازارند تا روز رستاخیز جاوید وسبز بر جا می‌مانم .
بز در پاسخ به او گفت : هر چند که مرا مایه ننگ است که به سخنان بیهوده‌ات پاسخ دهم اما ناچار از سخن گفتنم . برگهای تو در درازی به مو های دیوان می ماند که در آغاز دوران جمشید بنده مردمان بودند. ( من آنم که در دین مزدیسنی و در پرستش ایزدان از شیر من بهره می سازند. ) کمربندی را که مروارید در آن می نشانند از من میسازند و نیز از پوستم مشک می سازند . سفره های سور را با گوشت من می آرایند . پیش بند شهریاران را ازمن می سازند . پیمان نامه هارا بر پوست من می نویسند. زه کمان را از من می سازند . برک و دوال را از من می سازند . من میتوانم از کوه به کوه در کشورهای بزرگ سفر کنم و مردمانی از نژادهای دیگر را ببینم. از شیر من پنیر و افروشه / حلوا و ماست می سازند و دوغم را کشک می‌کنند . حتی بهای من در بازار بیش از بهای خرمای توست . هر چند که سخنانم دری است که در پیش گراز انداخته باشند اما بدان که من در کوهستان های خوشبو چرا می کنم و از گیا هان تازه می خورم و از چشمه های پاک می نوشم . در حالی که تو همچون میخی بر زمین کوبیده شدهای و توان رفتن نداری. بدین ترتیب بز پیروز و سربلند از آنجا رفت و درخت خرما سر افکنده بر جای ماند.

    چند بیت از آن
پد نام ی یزدان
درختی رست است تر او شثر و آسوریک
بنش خوشک است سرش هست ترر
شیرین بار آورتن

مرتوه‌مان وسناد

که ترجمه ی آن چنین است:

درختی روبیده است ورای کشور آسورستان

بن آن خشک است و سر آن تر است

شیرین بار آورد

مردمان را.

نکته پایانی

 

اولین انمیشین جهان که بر روی سفالینه‌ای در شهر سوخته در زابل یافته شده است تلاشی است برای نشان دادن داستان درخت آسوریک که از معدود متون غیر دینی باقی مانده از دوره ایرانی میانه غربی،‌ پهلوی اشکانی است.

منابع

۱. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%87%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87

۲. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C

۳. http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=85060

۴. http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=86807

۵. http://www.seemorgh.com/2482/8006.html?tabid=2482&conid=8006&&&&PortalAlias=culture&PortalAlias=culture&PageNo=2

۶. http://www.seemorgh.com/culture/2482/8006.html

۷. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA_%D8%A2%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C

۸. تاریخ زبان فارسی ، محسن ابوالقاسمی انتشارات سمت

۹. درخت آسوریک، احسان طبری

http://www.iranicaonline.org/articles/draxti-asurig.۱۰.

Categories: فارسی Tags:

برخی مطالبات استان سیستان و بلوچستان از دولت «تدبیر و امید»

۶ تیر ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

توسعه استان

توسعه اجتماعی و اقتصادی استان سیستان و بلوچستان نیازمند برنامه‌های طولانی مدت برای رسیدن به معیارهای قابل قبول ملی و منطقه‌ای است. با وجود ثروت فراوانی که در سال‌های اخیر عاید کشور شد و سرازیر شدن بخشی از این درآمدها به سمت استان اما متاسفانه به علت نداشتن برنامه‌های توسعه محور بسیار از طرح‌های نیمه تمام رها شد. برخی از طرح‌ها گویا حتی از سر ناچاری جهت خرج پولی آمده از مرکز تعریف شده بودند که به دلیل نداشتن چشم‌اندازهای درست کارهایی دیمی تعبیر شدند. مطابق آمارهای ملی و بین‌المللی این استان به رغم دارای بودن پتانسیل‌های فراوان از درجه رشد و توسعه بسیار پایین برخوردار است. کیفیت خدمات، آموزش، کسب و کار، سرمایه‌گذاری و امنیت هنوز به درجه مطلوبی در مقیاس ملی نرسیده‌اند. برای آنکه توسعه استان به درجه قابل قبول و همه جانبه برسد نیازمند برنامه‌هایی جهت تقویت زیرساخت‌ها است. پس از توسعه زیر ساختی که به عنوان طرح سرمایه‌گذاری برای کشور جهت سود رسانی ملی تعریف می شود باید در فاز دیگر به طرح‌های تقویت توسعه پایدار اهتمام ورزید. مردم این استان با دادن رای بالا به دولت «تدبیر و امید» بار دیگر خواسته‌های به حق خود را جهت داشتن زندگی بهتر در این بخش از کشور با صدا بلند به گوش مرکز نشینان رساندند. خواسته‌های مردم این استان دارای دو بعد ملی و استانی است.

سیستان وبلوچستان

سیستان وبلوچستان

مطالبات ملی

مردم استان سیستان و بلوچستان در همه مقاطع حساس با حضور خود از طریق انتخابات شعور بالای سیاسی و اجتماعی خود را به نمایش گذاشته‌اند. آنان با این استفاده از فرصت‌های دموکراتیک سعی کرده‌اند هم مشارکت خود را در سرنوشت ملی به اثبات برسانند و هم از این مجرا به دنبال پیگیری نیازهای و حقوق خود باشند. وابسته بودن مسایل ملی و جهانی به هم دیگر باعث تاثیرپذیری این رویداد‌ها از هم می شود. مردم این استان نیز از مشکلاتی که در سطح ملی در مقوله‌های مختلف ایجاد شده‌اند نیز دچار صدمه و زیان شده‌اند. فشارهای اقتصادی، گرانی، بیکاری و … از مسایلی هستند که مردم استان سیستان و بلوچستان نیز کمابیش با درجات متفاوت با آنها دست و پنجه نرم می کنند. شاید پایین بودن شاخص‌های توسعه در این منطقه این مسایل را بسیار پررنگ‌تر نشان داده است. بنابراین مردم این منطقه از کشور خواستار توسعه ساختارهای زیرساختی اقتصادی و اجتماعی کشور هستند. مسایلی همانند:

– بهبود فضای کسب و کار
– تسهیل قانونی و اجرایی سرمایه‌گذاری و کارآفرینی
– جذب حداکثری سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع
– کاهش آمار بیکار در دوره‌ی چهار ساله به یک عدد تک رقمی
– حذف تحریم‌های بین‌المللی وضع شده بر سیستم مالی، بیمه، کشتی‌رانی، نفت و پتروشیمی  کشور
– تداوم طرح مسکن استیجاری و کنترل تورم بازار مسکن
– کاهش سهم مردم از هزینه‌های درمانی به ۳۰ درصد
– گسترش بیمه همگانی برای همه کسانی تحت پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند.
– مدیریت پروژه‌ها و تعیین اولویت جهت تخصیص اعتبار از طریق احیا سازمان مدیریت و برنامه ریزی
– تقویت منابع بانک مرکزی و ارزش پول ملی
– افزایش سهم صنایع بزرگ به حدود ۵۰ درصد از صنایع کشور
– تقویت صنایع متوسط و کوچک در شهرهای مختلف کشور
– کاهش بدهی‌ها خارجی، داخلی، بانک مرکزی دولت به رقمی مقبول به خصوص بدهی دولت به بخش خصوصی
– تقویت بدنه اجتماعی کشور از طریق سازمان‌های مردم‌نهاد
– تحقق اهداف صادرات غیر نفتی به حداقل به ۹۰ درصد هدف‌گذاری سالانه

مطالبات منطقه‌ای

چون بیشترین دغدغه کنونی مردم در زمان حال مربوط به مسایل اقتصادی است، سعی شده است نیازهای اقتصادی و اجتماعی ملی بیان شود.
از سوی دیگر مناطق مختلف ایران دارای نیازها و توان‌های متفاوت هستند که می توانند در توانمندسازی کشور نقش بسزایی ایفا کنند. منطقه سیستان و بلوچستان با داشتن پتانسیل‌های جغرافیایی، انسانی،فرهنگی و اجتماعی می تواند زمینه سازی تولید و توسعه هم برای خود منطقه و هم برای کل کشور باشد. با توجه به ضعف‌های عمده در سیستم‌های ساختاری در استان باید دولت اهم فعالیت‌ها را برای تقویت ساختار بگزارد. توسعه را‌ه‌ها، توسعه و بهبود شبکه برق‌رسانی، آموزش، بهداشت، آب، مخابرات از فصول مهم برای توسعه زیرساخت‌های سیستان و بلوچستان است. همانگونه که قبلا اشاره شد هر چند فعالیت‌هایی برای توسعه استان در سال‌های قبل صورت گرفته ولی به دلیل نبود اهداف توسعه زیرساخت کمتر توانسته‌اند مشکلات اساسی مردم را حل کنند. هنوز مردمی در این استان هستند که از نبود آب، برق و بهداشت به مسئولین محلی و استان مراجعه می کنند.

از  مسایلی که سال‌ها این استان با آن مواجه بوده‌است مسایل تبعیض‌هایی است که خواسته و ناخواسته از مرکز یا استان اعمال شده است. سال‌ها در کشور مدیریت دچار تمرکز گرایی افراطی در پایتخت می باشد. این نگاه از مرکز باعث شده است که برنامه‌ریزی منطقه‌ای متناسب با نیازهای آن منطقه صورت نگیرد. این موضوع باعث رشد نگاه تبعیض گونه به مناطق غیر مرکزی در کشور شده است. نوع دیگری از تبعیض تنگ نظری‌هایی است که به دلایل اجتماعی در خود منطقه به وجود آمده است. این نگاه محدود مانع رشد اجتماعی و سیاسی منطقه و تاثیرگذاری آن در سطح ملی شده است. یکی از خواسته‌های این منطقه رفع هرگونه تبعیض میان مردم است. علاوه بر این موضوع مهم چندین خواسته و نیاز منطقه‌ای استان به شرح ذیل پیشنهاد می شود:

– سرمایه‌گذاری ملی بخشی از درآمد ناخالص کشور در بخش زیرساخت استان
– تقویت ترانزیت کالا
– افزایش سرمایه‌گذاری خارجی از طریق طرح‌های تشویقی
– توسعه مراکز شهری
– ایجاد زمینه‌های تشویقی سرمایه گذاری بخش دولتی و خصوص در استان
– جلوگیری از ترانزیت مواد مخدر از طریق همکاری‌های بین‌المللی و بومی
– اولویت‌ سرمایه‌گذاری در توسعه فعالیت‌های کشاورزی
– حمایت از نهادهای مدنی استان
– تمرکززدایی در مدیریت استانی
– سرمایه‌گذاری جهت ایجاد مراکز تحقیقی
– کاهش شکاف در برخورداری از خدمات اجتماعی میان شهر و روستا
– ایجاد زمینه‌هایی برای تقویت توسعه اجتماعی با رویکرد فرهنگی-بومی
– ایجاد موج شکن و اسکله‌های جدید در بندر شهید بهشتی چابهار
– تکمیل و توسعه جاده میلک-چابهار
– توسعه و بهسازی راه‌های شهرهای استان به خصوص شهرهای جدیدالتاسیس
– توسعه حمل و نقل ریلی استان
– ایجاد شبکه فاضلاب شهری
-توسعه معادن استان با رویکرد کارآفرینی و ایجاد صنایعی با ارزش افزوده
– طرح‌هایی برای بیابان‌زدایی
– تقویت شبکه سوخت‌رسانی استان با نگاه به عرضه سوخت به کشورهای همسایه و ایجاد انبار و جایگاه‌های ویژه
– احداث پالایشگاه چابهار

– ایجاد دیتاسنتر و درگاه ملی اینترنت چابهار
– تجهیز مناطق ساحلی دریای عمان برای ترانزیت با همکاری کشورهای همسایه
– افزایش شاخص‌های بهداشتی در روستاها
– ایجاد مجتمع‌های فرهنگی در شهرها
– ایجاد مجتمع‌های گردشگری در شهرهای استان
– طرح احیای زیستگاه جانداران نادر استان
– ارتقا شاخص باسوادی و معیارهای آموزشی
لیست نیازهای و خواسته‌های این استان به علت عدم توسعه نیافتن بسیار بلند بالا است. همت و تدبیر مسئولین می تواند این استان را در مسیر توسعه یاری‌گر باشد.

پویاسازی جامعه

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

یادداشت اخیر نوهان درباره‌ی رویکرد پویاسازی جامعه که یکی از خروجی آن شهروند مسئول بود را مطالعه کردم. نوهان در این نوشته سعی کرده‌ است که نقش کلیدی افراد در پذیرش مسئولیت اجتماعی را از دیدگاه خود تبیین سازد. شیوه‌های تاثیرگذاری در تحولات اجتماعی معمولا از دو مسیر انجام می شود: حرکت از پایین به بالا و حرکت بالا به پایین.
تغییر و تحولات اجتماعی اگر از بطن جامعه و لایه‌های زیرین آن برخیزد و کم کم در افراد جامعه نهادینه شود پس از گذشت مدتی معمولا طولانی به سطوح بالاتر نهادهای اجتماعی یعنی آنهایی که تاثیر گسترده‌تری در جامعه دارند نفوذ خواهد کرد. حرکت پایین به بالا دارای مزایا و معایبی هم هست. مثلا کندی رشد حرکت، تاثیرگذاری کم در ابتدا، گم شدن گفتمان در میان دیالکتیک جامعه را می توان به عنوان عیوب این نوع جنبش‌های اصلاحی جامعه دانست. ریشه‌دار بودن حرکت و نفوذ در میان لایه‌های جامعه، عمیق بودن تاثیرات چنین حرکت‌هایی در بعد زمانی و از همه مهمترین ماندگاری تاثیرات چنین کنشگری‌هایی در جامعه در طول نسل‌های مختلف است.
نوع دیگری از فعالیت‌های تاثیرگذاری در جامعه تغییراتی است که از بالا به جامعه معرفی می شود. معمولا نهادهای تصمیم‌گیر در این روند از پتانسیل تاثیرگذاری عمومی خود و توان بالایی که به لحاظ مالی و امکاناتی دارند به راحتی می توانند در ایجاد نوع فعالیت‌های گونه‌گون در جامعه موثر باشند. از مزایا این نوع حرکت می توان به سرعت بالا و گستره وسیع می توان اشاره کرد. از بدهایی این شیوه تغییر عملکرد جامعه مقطعی بود آنها، عمق نفوذ پایین در لایه‌های مختلف اجتماع و حتی در مواردی مقاومت برخی نهادهای جامعه اشاره کرد.
برای پویا بودن یک جامعه علاوه بر این که باید بر نقش افراد در پذیرش مسئولیت اجتماعی تاکید کرد باید سمت دیگر را نیز به فعالیت وا داشت. باید نهادهای مسئول در جامعه نیز رابطه دو سویه و تعاملی خود را در بازسازی کنند. نهادها و سازمان‌های متولی در امور شهر و جامعه باید زمینه‌های جذب افراد و ایده‌ها را به طرق مختلف مهیا سازند. یکی از راه‌های فعال سازی بخش سازمانی جامعه برای تاثیرگذاری بیشتر این است که رابطه خود را با افراد و جامعه مدنی بهبود ببخشد. از راه‌های گوناگون از جمله ایجاد کانال‌های ارتباطی میان این دو بخش جامعه خیلی سریع‌تر به اهداف خود نزدیک خواهد شد. نکته آخر اینکه پویا ساختن افراد برای اینکه بتوانند در جامعه ایده پردازی کنند و نقش ایده‌‌های خود را بهبود امور ببینند این است که بخش سازمانی جامعه اولا اعتقاد به مشورت داشته باشد و دوما دارای مکانیزم‌هایی برای ایجاد ارتباط دو سویه میان جامعه و خود باشد.
بالانچ

بالانچ

۹ بهمن ۱۳۹۱ ۳ دیدگاه

داں که په سمیان پیداک نه بیت دودایے      په تئی دودایان کدی بیرگرین بالاچ نبیت (سیدهاشمی)

بالانچ یکی از نام‌های بسیار قدیمی بلوچی است. این اسم در بلوچی با مبارزه، سخت‌جانی و خونخواهی همیشه همراه بوده است. گاه بالانچ همان بلوچ و تبلور ویژگی‌های مردانگی و رادمردی فرض شده است. بالانچ دارای ریشه واژگانی بسیار قدیمی و حتی می‌شود گفت اسطوره‌ای است. این واژه گاه در زبان‌های دیگر نیز ظاهر شده است. بالانچ یکی از قهرمان‌های حماسی تاریخ و ادبیات بلوچ است. اشعاری زیادی درباره داستان او وجود دارد. در تاریخ معاصر بالانچ‌هایی بوده‌اند که برای اهداف بلوچ کشته شده‌اند. در این مقاله سعی می شود به طور مختصر به این موارد درباره‌ی بالانچ پرداخته شود.

ریشه لغوی

بالانچ اسم خاص مردانه است. این کلمه به لحاظ دستوری در گروه اسم طبقه بندی می شود. برای درک بهتر مفهوم و روش شناسی نمادها بالانچ در زبان‌هایی که در این دسته طبقه‌بندی شده است مورد بررسی قرار می گیرد. بالانچ در زبان‌های زیر به صورت واژه مفهوم‌دار استفاده شده است.

  • بال+آچ (آنچ): بال همان پر و بال و آچ به معنی آتش در زبان بلوچی است. البته این نوعی حدس براساس ساختار واژه است. برای درک بهتر رابطه معنای و ریشه تاریخی و اسطوره‌ای باید قرائت‌های دیگر نیز مراجعه کرد. متاسفانه در این زمینه منابع موثق بسیار کم می باشد.
  • بالاچ: ریشه ایرلندی قدیمی آن به معنی مرد خشن و قوی است.(/ˈpaɫ̪əx/)
  • بالکس: در سنسکریت به معنی پسربچه خردسال است. (/bālakas/)
  • بالاچ: در زبان گالیک اسکاتلند به معنی پسر، بچه و فرزند به کار رفته است. (/ˈpaɫ̪əx/)

با توجه به مدارک موجود واژه بالاچ به سه مفهوم کلی در زبان‌های باستانی دارای ریشه معنایی است. اول به معنی مرد، سرباز و پسر قوی به کار رفته است. معنی دوم پسر و فرزند مذکر است. معنی که از دو تک واژه بلوچی به دست می آید اشاره به پرنده آتشین یا همان ققنوس دارد. در ادامه ریشه ققنوسی  یا فونیکسی بالانچ در فرهنگ‌ها مختلف مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

پرنده‌ی آتش، ققنوس

ققنوس پرنده‌ای اسطوره‌ای و مقدس در فرهنگ ایران، چین،مصر ویونان است. این پرنده همیشه تنها است و جفت زایشی ندارد. بعد از هزار یا پانصد سال آتشی از بال و منقار پدیدار می شود. از خاکستر او تخمی به وجود می آید. وقتی تخم آتش می گیرد از خاکستر آن ققنوسی جدید به دنیا می‌آید. این پرنده دارای آواز بسیار خوشی است که در هنگام مرگ آن را سر می دهد. در ادبیات فارسی ققنوسی پرنده از هندوستان است.

در فرهنگ اروپایی ققنوس یا Phoenix تقریبا با همچین ویژگی‌هایی وجود دارد. در فرهنگ اروپا فونیکس پرنده‌ای فنیقی است. این پرنده وقتی ۵۰۰ ساله شد بر بالای درخت نخل خرما (Phoenix dactylifera) از دارچین و پوست درختان و ادویه برای خویش بستر فراهم می کند. روح پرنده همراه با دود و بخار به دور دست می رود. از سینه پرنده مرغ ققنوسی جدید به دنیا می آید. این پرنده ۵۰۰ سال در بالا نخلی بلند آشیانه دارد. در اساطیر ایران، هند و اروپا ققنوس نماد سوختن در رنج خویش و برآمد از خاکستر  و تولدی دوباره است.

بالانچ در ادبیات بلوچ

سمّی زنی بیوه و مالداری است. او دارای گله گاو بسیار بزرگی بود. شوهرش در بستر بیماری است. سمی برای در امان بودن از گزند غارتگران به دوْدا پناه می برد. دودا میارجل پشتیبانی او می شود. روزی بیبگر حاکم ظالم به محل زندگی سمی حمله می برد. اموال و دارایی او را غارت می کنند. سمی خبر را به مادر دودا لالین می رساند. مادر پسر را تشر می زد. دودای تازه داماد نیز به رگ غیرت بلوچی بر می خورد. همسر زیبا و کم سن و سالش را برای گرفتن انتقام رها می کند. بالانچ دوازده ساله نیز همراه با او می شود. دودا از همراه شدن او مانع می شود و او را باز می گرداند.

دودا در جنگی نابرابر مقابل بیبگر همراه با تمام همراهانش کشته می شود. بالانچ بعدها در سن سی سالگی همراه با دوستانش از بیبگر انتقام خون دودا را می گیرد. بالانچ در ادبیات بلوچ نماد کین‌خواهی و انتقام است. در زبان بلوچی بالاچ به شکل صفت نیز به معنی خونخواه و انتقام گیر به کار می رود.

خلاصه

بالانچ در زبان‌های بلوچی و اروپایی به معنی پرنده بال‌آتشین و مرد یا پسر (سرباز) قوی به کار رفته است. بالانچ در ادبیات بلوچی نماد صبر و انتقام است. بالانچ در ابتدای داستان پسر بچه‌ای قوی بود. بالانچ برادر دودا پس از سالیان سال سعی و تلاش روحی و جسمی به هدفش که همان ستاندن انتقام برادر است می رسد.

واژه بالانچ ارزش نمادین در داستان و ادبیات بلوچستان دارد. چه آن را به معنی سرباز، مرد قوی، پسر بچه و یا حتی ققنوس در نظر بگیریم به گونه‌ای در این داستان نمود پیدا می کنند. بالانچ فردی بی مانند است. برآمدن او پس از سال‌ها و گرفتن جا و انتقام برادر ققنوس مانند است. اگر فونیکس بودن ققنوس یا مرغ آتش را در فرهنگ اروپا در نظر بگیریم علاوه بر دیرزی بودنش به محل زیستن فونیکس که همان درخت خرما است بر می خوریم. نخل خرما یکی از نمادهای فرهنگ بلوچ می باشد.

زیرساخت

۱۷ دی ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

رادیو بلوچی(برنامه صبح)

– الو رادیو بلوچی؟

– هاں…

– ما رءَ مشکل هستں…

– بگو چیں شمی مشکل؟

– ما رءَ آپ نے ، ما رءَ برک نے، ما رءَ جَدَ نے …..

شهرستان‌های جدید

بعد از خبر تایید شهرستان شدن قصرقند و امروز هم میرجاوه برخی از مردم بخش‌های تابعه اعتراض کردند که ما راه دسترسی به مرکز شهرستان را نداریم. یا حتی وقتی شهرستان نیکشهر در شرف تاسیس بود مردم بخش‌های مختلف یکی از نگرانی‌هایشان این بود که چگونه خود را به مرکز برسانند. به همین خاطر اکثرا معترض به این وضعیت بودند. اگر هم به شهر نیک‌شهر رفته باشد حتما ساختار آن را دیده‌اید که چندان شباهتی با یک شهر ندارد. بیشتر شبیه به یک روستای  بزرگ است. هر چند در این مدت دچار تحولاتی در زیرساختها شده است، اما هنوز با شهر شدن بسیار فاصله دارد.

زیرساخت

زیرساخت عبارت است از مجموعه‌ای از شاکله‌های سازمانی جهت عملیاتی شدن یک مجموعه تجاری یا اجتماعی و یا خدمات و ابزارهای لازم برای عملیات در اقتصاد می باشند. به عبارت دیگر زیر ساخت شامل سازه‌‌های تکنیکی همانند جاده، پل، منابع آب، سد و مخابرات می شود  که زیست در یک جامعه را میسر می سازند.

نقش زیرساخت در جامعه بسیار حیاتی است. زندگی در یک جامعه بدون فراهم بودن زیرساخت‌های مناسب بسیار دشوار و در موارد غیر ممکن است. مثل در جامعه‌ای که زیرساخت مدیریت منابع آب و شبکه توزیع مناسبی وجود ندارد زیستن و کارکردن در آن تقریبا نزدیک به محال است.

استان ما

سیستان وبلوچستان

سیستان وبلوچستان

استان سیستان و بلوچستان هنوز دارای زیرساخت‌های مناسب در بسیار از شهرها و شهرستان‌های خود نمی باشد. بیشتر طرح‌های ملی یا منطقه‌ای که در این استان اجرا می شوند حول محور توسعه زیرساخت‌ها می باشند. توسعه راه‌‌های اصلی و روستایی، ساخت سد، ایجاد شبکه توزیع آب، برق رسانی از جمله مهمترین موضوعات زیرساختی در این استان هستند که نیاز به توسعه و تامین اعتبار جهت ادامه کار دارند.

علیرغم بودجه‌‌‌های کلانی که به خصوص در دوره دوم دولت اخیر به این استان اختصاص یافته است اما هنوز در موارد درخواست‌های مردم به مواردی از کمبودهای زیرساختی بر می خوریم. هنوز راه‌‌های روستایی و اصلی شهرها و شهرستان‌های استان آنچنان که باید و شاید به کار نیفتاده‌اند. هنوز با توجه به مشکل خشکل سالی مردم  مشکلات آب شرب و زارعی در بسیار از مناطق استان دارند. هنوز روستاهایی وجود دارد که یا دارای برق نمی باشند یا خطوط انتقال به قدری ضعیف هستند که جوابگوی نیازهای مردم نمی باشد.

زیرساخت و توسعه

توسعه بدون توجه به زیرساخت امری غیرممکن است. برای آنکه جامعه‌ای دارای توسعه متوازن باشد نیاز است که دارای زیرساخت‌های مناسب برای تولید و زندگی باشد. توسعه زیرساخت یکی از راه‌های رسیدن به توسعه و ایجاد زمینه‌‌های اشتغال است. سدسازی، راه‌سازی، تولید و توزیع برق علاوه بر آنکه زیرساخت لازم را برای تولید و جامعه فراهم می آورند از سوی دیگر خود برای مردمی که در آن محیط و حتی جوامع دیگر هستند زمینه اشتغالی خواهد داشت. توسعه و زیرساخت لازم و ملزوم هم دیگر هستند. امید است با توسعه زیرساخت‌ استان سیستان و بلوچستان این استان تبدیل به یک مرکز مهم تولیدی، کشاورزی، صعنتی و ترانزیتی برای کل کشور شد

 

انسان

۱۷ دی ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

اول

این روزها اخبار و حوادث خشم و خشونت عریان جامعه را بیش از پیش نمایان می کند. کافی است روزنامه و سایت‌ها را بخوانید در همه‌شان حداقل چند خبر از خشونت لجام گسیخته در جامعه وجود دارد. قتل، دزدی، بی حرمتی مضمون بیشتر حوادث جامعه ما هستند. به راستی ما را چه شده است؟ قرار است به کجا برویم؟ آیا ما جمعیت گردآمده از موجوداتی خطرناک هستیم به موجودات دیگر که هیچ به خودمان نیز رحم نمی کنیم؟ چرا چنین؟

انسان موجودی بسیار منعطف در برابر آموختن و تجربه آموزی است. او در تعامل با همنوعان خود و جامعه چیزهای زیادی را می آموزد. بسیاری از آموخته‌هایش برای زنده ماندن و ادامه حیات بسیار ضروری هستند. زبان، تامین معاش، ارتباط از مهمترین چیزهایی هستند که انسان‌ از روز اول زندگی سعی می کند آنها را بیاموزد. جامعه سعی دارد از طریق آموزش‌های رسمی و غیررسمی اعضای خود را تربیت کرده و به آنها ارزش‌‌ها مورد قبول اکثریت را یاد دهد. انسان به واسطه زیستن و در معرض قرارگرفتن بسیاری چیزها را جذب می کند. این چیزها ممکن است مثبت یا منفی باشند.

فضیلت و رذیلت

فضیلت به برتری اخلاقی اشاره دارد. هر فرد با تجربه زیستن در یک فرهنگ و جامعه فضایلی را از آن برای خود برمی گزیند. داشتن این برتری  اخلاقی باعث می شود که جامعه او را فردی مناسب و اخلاقی برای جامعه بداند. قوانین و فرهنگ جامعه حامل و حافظ فضایل هستند. برای داشتن زندگی متعادل برخی فضایل جامعه از طریق تبدیل شدن به قانون به اصول مهم و غیرقابل عبور مبدل می شوند.

رذیلت به عملی یا رفتار غیر اخلاقی گفته می شود. رفتارهایی همانند خشم، قتل، دزدی در همه جوامع به عنوان رفتارهای ناشایست تلقی می شوند. تمام تلاش مصلحان اجتماع و مدیران آن کنترل و از بین بردن رذایل شخصی یا اجتماعی از یک جامعه است.

جامعه ما

همانگونه که در بخش مقدمه دیدید جامعه ما دچار بحران‌ها اخلاقی است. همه نمونه‌هایی که ذکر شد همه انواع رذیلت اخلاقی می باشند. بودن تنوع و تواتر در رذایل اخلاقی در جامعه ناشی از کارکرد نادرست مکانیزم‌های تقویت فضایل‌ اخلاقی است. از طرف دیگر نبود نکوهش یا هر شیوه‌ی دیگر برای جلوگیری از شیوع رذایل در جامعه راه را برای جایگزینی رذایل به جای فضایل باز می کند. گاه آنقدر رذیلت‌های اخلاقی زیاد می شوند که دیگر کسی آنها را تقبیح نمی کند که حتی آنها طبیعی جلوه می کنند.

انسان

تعریف انسان فراتر از شکل و فرم فیزیولوژیکی این موجود است. واژه‌ی انسان که در این مبحث به کار می رود دارای بار مفهومی فلسفی است. پس صرفا به دنیا آمدن از پدر و مادر نمی‌توان به آن فرد لقب انسان داد. باید ویژگی‌هایی دیگر برای این مفهوم در نظر گرفت تا ابعاد آن مشخص شود.

انسان در مباحث اخلاقی و فلسفی دارای بار معنایی سنگینی است. برای بودن در دایره‌ی انسان باید این موجود دارای فضایل (virtue) متعددی باشد. از جمله‌ی این فضایل می‌توان به عشق، محبت، دوستی همنوع و احترام به آن، مفید بودن، دانش و علم، شعور، اخلاق و اراده نام برد. از سوی دیگر انسان باید تا آنجایی که می تواند از رذایل نیز دور باشد. هرچند انسان به حکم انسان بودن بری از اشتباه و خطا نمی باشد ولی باید همیشه در نظر داشته باشد که  سعی در جبران خطاهای خود داشته باشد. تمام تلاش فلاسفه و معلمان اخلاق این بوده است که فضایل و راذیل را مشخص کرده و انسان را به جذب فضایل و دفع رذایل تشویق کنند.

نتیجه

جامعه‌ی ما از مفهوم انسان و فضایل انسانی کم کم تهی می شود. کم کم رذایل جای فضایل را می گیرند. در این حالت ما با موجوداتی دارای هوش ولی با بدی‌هایی زیادی مواجه هستیم. این موجود دارای مخاطرات زیادی هم برای خود و هم برای جامعه است. همه‌ی این کژی‌ها ریشه در فراموش کردن این اصل است که ما انسان هستیم. باید براساس اصول انسانی در جامعه زندگی و رفتار کنیم.

اگر خبر قتلی را می شنوید، اگر خبر تجاوز را شنیدید یا اگر در جامعه می بینید نوع روابط ما دارای مشکلات حادی است مطمئن باشید نظام اخلاقی ما دچار مشکل است. مطمئن باشید اگر وارد مغازه‌ای می شوید که اولین پیامش نادیده گرفتن حقوق شما با پس نگرفتن جنسی است که فروخته است، اگر وارد اداره‌ای می شوید و کارهایتان آنگونه که باید به پیش نمی رود به کم رنگ شدن اصول اخلاق و عدم احترام به انسانیت ایمان بیاورید. پس بیاید به انسان احترام بگزاریم

یک سخن کز دل برآید بر لب این قوم نیست     گر چه از بانگ اذان گوش فلک کر میکنند. (شهریار)

 

 

Categories: فارسی Tags:

ریشه عناصر فرهنگی بلوچ – مقدمات ۲

۲۹ آذر ۱۳۹۱ ۶ دیدگاه

در بخش اول این مقاله به بررسی منابع تامین عناصر یک فرهنگ پرداختیم. بخش دوم این مقاله به بررسی بخش‌های باقی مانده برای شکل دهی عناصر فرهنگی در جامعه بلوچستان می پردازیم.

مذهب و اعتقادات

اعتقادات یا مذهب در بلوچستان تا زمان کنونی نقش بسیار پررنگ و تاثیرگذاری در جامعه بازی کرده است. در حال حاضر مردم بلوچ اکثر سنی مذهب و پیرو دین اسلام هستند. اصطخری اسلام آوردن آنها را مربوط به دوره خلفای عباسی می داند. هر چند برخی معتقدند که بلوچ‌ها پیش از سکونت در منطقه‌ی کنونی بلوچستان دین اسلام را پذیرفته بودند.

در منطقه‌ی بلوچستان اعتقاد به مزار و پیر رواج داشته و برخی مناطق قبیله نشین این مسئله مشاهده می شود. برخی از این مزار و مشایخ گفته می شود پیش از دوره‌ی اسلامی مربوط می شود. از برخی مزارها می توان به «سلیمان شاه»، «حضرت غوث» یا «چتن شاه» در نزدیکی کلات نام برد. این قبور مشایخ برای نذر و نیاز و زیارت مورد احترام مردم بلوچ بوده و هستند. برخی از آنها فقط صرفا شهرت منطقه‌ای دارند و برخی دیگر در میان همه مردم بلوچستان مشهور هستند. در این مزار مردم برای تحقق آرزو‌ها و نیازهای خود با بستن دخیل‌هایی مانند پارچه، سنگواره، زنگوله یا شیپور و دیگر اشیای دیگر نیاز خود را می خواستند. در برخی مزارها یا پیرها مثلا رسم بوده است که بیمار برای شفا به دور قبر و بارگاه می چرخیده است.

در بلوچستان در ادوار مختلف مذهب و رویکردهای دینی و عرفانی گوناگونی بوده‌اند. مثلا  فرقه ذکری‌ها در بلوچستان به خصوص در بخش پاکستان آن حضور پر رنگی داشته است. عقاید آنها آمیزه‌ای از عقاید متصوفه اسماعیلیه، مهدویت و برخی عقاید و سنن محلی است. در زمان رضا شاه اختلاف زیادی میان مسلمانان سنی و ذکری‌ها در بلوچستان ایران رخ داد. این درگیری‌ها باعث کم شدن تدریجی آنها و پنهاهنده شدنشان به ‌کوه‌های بلوچستان شد. این فرقه در پاکستان گفته می شود نفوذ فراوانی دارد.

توتم

توتِم‌ها اجسامی نمادین هستند که در اقوام بومی بیشتر قاره‌ها کاربردهای آیینی دارند. در فرهنگ بومیان توتم نقشی تابویی و شاید قانونی داشته باشد. به این ترتیب که نباید حیوان توتم را خورد. اندیشمندانی همانند فروید و یونگ درباره توتم و ریشه‌ی تابویی آن نظراتی ارائه داده اند.

برخی محرمات بلوچی در برخی برهه‌های زمانی شباهت ریشه‌ای در توتم دارد. مثلا نخوردن  گوشت شتر، ماهی و تخم مرغ در برخی قبایل بلوچ اصل توتمیستی دارد. در میان بلوچ نمونه اعمال توتمیستی گزارش نشده است. رابطه توتمیستی اشاره به نوعی رابطه عرفی و عبادی میان گروه از جامعه و دسته‌ای از اشیاء یا گیاهان را مشخص می کند.

کشاورزی (طبیعت)

در بررسی ریشه شناسی لغت مربوط به «کشاورزی» در زبان‌هایی مانند فارسی یا انگلیسی و حتی، رابطه‌ای میان ریشه این واژه با ریشه‌ی فرهنگ در همان زبان رابطه تنگاتنگی وجود دارد. مثلا «cultivation» یا «agriculture» با واژه فرهنگ یعنی «culture» هم‌ریشه است. به عبارت دیگر می توان نتیجه گرفت که کشاورزی ریشه و بنیاد فرهنگ و لوازم مربوط به آن بوده است.

در فرهنگ ایرانیان باستان به جشن‌ها و رویدادهای مختلفی در روزهای سال برمی خوریم. تقریبا می شود گفت که اکثر آنها ریشه در زندگی مردم کشاورز آن فرهنگ داشته‌اند. جشن‌های مانند نوروز یا سده و یا جشن‌هایی که در هر ماه برای نکوداشت آن ماه رخ می داد همه ریشه در کشاورزی دارند.

طبیعیت در بلوچستان و کشاورزی آن نیز چنین نقشی را در رابطه با فرهنگ مردم بلوچ ایفا کرده است. اگر ادوار مختلف انسان را در نظر بگیریم اکثر جامعه بلوچ در مرحله دامداری یا کشاورزی قرار دارد. پس این تاثیر هنوز در شکل دهی فرهنگ آن بسیار زیاد است. شیوه زندگی مردم بلوچ طبیعیت، روش تعامل او با طبیعت که گاه برای زندگی آن مانع می شود، زمینه ساز ایجاد روابط انسان و طبیعت و جذب عنصرهای طبیعی در فرهنگ مردم بلوچ می شود.

562153_orig

بلوچستان در منطقه‌ای تقریبا گرم و خشک ( یا نیمه خشک) واقع شده است. به علت گستردگی جغرافیای بلوچستان تنوع آب و هوایی در آن بسیار زیاد است. کویر،دشت،دریا،کوه، بیابان از بخش‌های مهم طبیعت بلوچستان به شمار می آیند. شیوه زندگی و تعامل مردم بلوچ با طبیعت با این تنوع زیست-محیطی از یک منطقه تا منطقه دیگر دارای تفاوت‌های گاه عمیقی با هم دیگر است.

زندگی مردم بلوچ علاوه بر آنکه عمدتا از کشاورزی می گذرد اما دامداری نیز بخش مهمی از زندگی آنها را تشکیل می دهد. شتر، گاو، گوسفند  و بز از عمده دام‌هایی هستند که در بلوچستان پرورش داده می شوند. اخیرا با تاکید بر کشاورزی و دامداری صنعتی و حمایت دولت شکل دامداری و کشاورزی در این ناحیه تغییراتی داشته است. تولید محصول متنوع و با کیفیت همراه با تولید انبوه از اهدافی است که در این دو بخش دنبال می شود.

دریا بخشی از طبیعت منطقه بلوچستان می باشد. ناحیه جنوبی بلوچستان در امتداد دریای مکران می باشد. دریا باعث تغییر سبک زندگی مردمان ساحل نشین بلوچستان شده است. دریانوردی و صیادی بخش مهمی از زندگی مردمان آن بخش را تشکیل می دهد. به دلیل موقعیت آب و هوایی معتدل‌تر مردمان این بخش عمدتا اعتدال بیشتر و خشونت ظاهری یا طبیعتی کمتری را از طبیعت جذب کرده‌اند.

اسطوره

اسطوره، قصه‌ایست با خصلتی خاص، یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند. انسان بدوی قبل از آنکه بتوانند رویدادهایی که در زندگی و تعاملشان با طبیعت رخ می دهد توجیه کنند نیروهای قدرتمندتر از خود را در شکل گیری این رویدادها موثر می دانستند. انسان باستان زندگی و رویدادهای آن را ازدیدگاه اساطیر تعبیر و تفسیر می کرد. بارش باران، رعد و برق، سیل و غیره را ناشی از نیروهای ماورای طبیعت می دانستند که به آنها اله یا خدا (الهه) می گفتند. در هنگام وقوع برای تبری جستند نیروی تخریبی این گونه رویدادها یا گرفتن نیروی مضاعف از آنها مدد می جستند. اساطیر نیز علاوه بر روابطی که با انسان داشتند با خود نیز روابط و درگیری‌‌هایی داشتند. پیروزی یکی از آنها بردیگر در بند کشیدن مغلوب و کشتن اسطوره تم اصلی چنین داستان‌هایی بود.

اسطوره در همه فرهنگ‌ها کمابیش حضور دارد. مثلا ثور پسر اودین در اسکاندیناوی مثلا خدای رعد برق است. زئوس در یونان پادشاه خدایان است. در ایران اهوره مزدا خدای و مظهر خیر و دانایی مطلق است.

در فرهنگ بلوچ تاثیر گذاشتن طبیعت بر روی سرنوشت انسان از طریق نیروهایی که دارد نیز نمود دارد. بسیار از خرافه‌های بلوچی ریشه اسطوره‌ای دارند.

جامعه

502375_orig

جامعه بلوچ و سبک زندگی او را به می توان به چهار گروه تقسیم کرد: عشیره‌ای، دهقانی، دهقانی-عشیره‌ای، شهری. این نوع تقسیم بندی جامعه از نوع بررسی جامعه‌ای هم‌زمانی است. یعنی در زمان فعلی مردم بلوچ چهار سبک گوناگون زندگی در منطقه بلوچستان دارند. عده‌ای کوچ رو که بیشتر در مناطق شمالی و مرکزی مشاهده می شود به علت دشواری‌های طبیعی مجبور به کوچ در مناطق مختلف بلوچستان و مناطق همجوار هستند.

بخش زیادی از مردم بلوچستان اکنون به کشاورزی مشغول بوده و سبک زندگی کوچ روی را ندارند. آنها در مناطق روستایی بلوچستان به زراعت مشغول می باشند. این سبک زندگی دارای قدمت طولانی میان مردم بلوچ است. مردم علاوه بر کشاورزی از طریق دام و صنایع دستی به اقتصاد خانواده‌شان کمک می کنند.

گروه دیگری از مردم بلوچ با تلفیق هر دو نوع زندگی کشاورزی و کوچ نوع دهقانی-عشیره‌ای را برای خود برگزیده‌اند. نوع زندگی آنها بر اساس ییلاق و قشلاق می باشد. آنان برای برداشت محصول خود در مدت‌‌های مشخص به سکونتگاه اصلی خود بر می گردند.

در سال‌های اخیر به خصوص پس از انقلاب ۵۷ در ایران روند شهرنشینی در ایران و بلوچستان رشد سریعی داشته است. در برهه‌ای از زمان در بلوچستان به علت خشکسالی‌های متمادی مردم روستا مجبور بودن برای نجات زندگی و رفاه بیشتر به سمت شهرها کوچ کنند. این مهاجرت بی رویه باعث شکل‌گیری سبک جدیدی از نوع زندگی در بلوچستان شد. بررسی این جامعه شناختی این قشر مستلزم تحقیقات بیشتر برای معرفی و شناخت این قشر جامعه بلوچ است. در دهه ۸۰ و ۹۰ با رشد آموزش عالی در کشور بلوچستان نیز از این جریان بی بهره نبود. تعداد زیادی از جوانان شهری و روستایی به مراکز دانشگاهی استانی و در موارد خارج استانی وارد شدند. همه این عوامل دست به دست هم داد تا قشر شهرنشین شبه مدرنی در بلوچستان شکل گیرد.

در همه جامعه بلوچستان به خصوص در بخش‌های عشیره‌ای یا دهقانی نظام طبقاتی وجود دارد. افراد به جامعه به طبقاتی مانند میر، رئیس،خان، نوکر، بلوچ و درزاده تقسیم می شود. هرچند در جامعه شهری و تحصیل کرده کم کم این نظام طبقانی در حال رنگ باختن است اما این موضوع در بسیار موارد به صورت پر رنگ در جامعه مطرح می شود. مسئله ازدواج و نوع روابط این طبقات در خانواده‌های سنتی بسیار رعایت می شود.

جامعه بلوچستان جامعه‌ای متکثر و متنوع از لحاظ لایه‌های مختلف اجتماعی است. این لایه‌های مختلف باعث شکل گیری جامعه‌ای بر مبنای تکثر عناصر فرهنگی و اجتماعی شده است. نوع روابطی که مردم با هم با نظر داشت به این روابط و سلسله مراتب دارند باعث شکل گیری انواع و اقسام فرهنگ دامداری، کشاورزی میان مردم بلوچ شده است.

ادامه دارد …